تبليغاتX
ساری و تحلیل های بورسی-سیاسی و فرهنگی

فشرده اى از زندگانى امام رضا عليه السلام

زادگاه
هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.


كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلى (1)


لقبها
رضا، صابر، زكى ، ولى ، فاضل، وفى ، صديق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفو الملك، كافى الخلق، رب السرير و رئاب التدبير(2).


مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص اين لقب گفته اند: «او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روى او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»(3)


مادر امام
در روايتهاى مختلفى كه به ما رسيده است نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا(4)، را براى مادر آن حضرت آورده اند.


زادروز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاى (148، 151 و 153 ق)
و در روزهاى جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب(5) و يازدهم ذى القعده(6)


روز شهادت
وفات آن حضرت را نيز به سالهاى (202، 203 و 206 ق) دانسته اند.(7)
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148 ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليه السّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره، مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند.(Cool
درباره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال (203 ق)(9) است.
بنابراين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال(10) مى شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپرى كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را برعهده داشته است.(11)
اين بيست سال مصادف است با دوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون.(12)


فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: «اكثر، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.»(13)
به دسيسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحطبه طايى به خاك سپردند (14) و امروز مرقد او مزار آشناى شيفتگان است.

 

سيره اخلاقي امام رضا عليه السلام

حلم
در شناخت ‏حلم امام رضا عليه السلام، شفاعت وى در نزد مامون در حق جلودى كافى است. جلودى كسى بود كه به امر هارون الرشيد به مدينه رهسپار شد تا لباس زنان آل ابوطالب را بگيرد و بر تن هيچ يك از آنان جز يك جامه نگذارد. وى همچنين بر بيعت مردم با امام رضا عليه السلام انتقاد كرد. پس مامون او را به حبس افكند و بعد از آن كه پيش از وى دو تن را كشته بود او را خواست. امام رضا عليه‎السلام به مامون گفت: اى اميرمؤمنان! اين پيرمرد را به من ببخش! جلودى گمان برد كه آن حضرت مى‏خواهد از وى انتقام گيرد. پس مامون را سوگند داد كه سخن امام رضا عليه السلام را نپذيرد مامون هم گفت: به خدا شفاعت او را درباره تو نمى‏پذيرم و دستور داد گردنش را بزنند.



تواضع
در بخش صفات و اخلاق آن حضرت از قول ابراهيم بن عباس نقل شده كه گفت: چون امام رضا عليه‎السلام تنها بود و براى او غذا مى‏آوردند آن حضرت غلامان و خادمان و حتى دربان و نگهبان را بر سر سفره‏اش مى‏نشاند و با آنها غذا مى‏خورد. همچنين از ياسر خادم نقل شده است كه گفت: چون آن حضرت تنها مى‏شد همه خادمان خود را جمع مى‏كرد، از بزرگ و كوچك، و با آنان سخن مى‏گفت. او به آنان انس مى‏گرفت و آنان نيز با حضرت انس مي‎گرفتند.

كلينى در كافى به سند خود از مردى بلخى روايت مى‏كند كه گفت: با امام رضا عليه السلام در سفر به خراسان همراه بودم. پس روزى خواستار غذا شد و خادمان سيه چرده خود را نيز بر سفره خود نشاند يكى از يارانش به او عرض كرد: اى كاش غذاى اينان را جدا مى‏كردى. فرمود: پروردگار تبارك و تعالى يكى است و مادر و پدر هم يكى. و پاداش‎ها بسته به اعمال و كردارهاست.



اخلاق نيكو
در بخش صفات آن حضرت از ابراهيم بن عباس نقل شده كه گفت: امام رضا عليه السلام با سخن هرگز به هيچ كس جفا نكرد و كلام كسى را قطع نكرد تا زماني که شخص سخن گفتنش به اتمام مي‎رسيد. و حاجتى را كه مى‏توانست ‏برآورده سازد؛ رد نمى‏كرد. پاهايش را دراز نمى‏كرد و هرگز رو به ‏روى كسى كه نشسته بود، تكيه نمى‏داد و هيچ كس از غلامان و خادمان خود را دشنام نمى‏داد. هرگز آب دهان بر زمين نمى‏افكند و در خنده‏اش قهقهه نمى‏زد بلكه تبسم مى‏نمود.

كلينى در كافى به سند خود نقل كرده است كه مهمانى براى امام رضا عليه السلام رسيد. امام شب در كنار مهمان نشسته بود و با وى سخن مى‏گفت كه ناگهان وضع چراغ تغيير كرد. مرد مهمان دستش را دراز كرد تا چراغ را درست كند ولى امام او را از اين كار بازداشت و خود به درست كردن چراغ پرداخت. سپس فرمود: ما قومى هستيم كه ميهمانان خود را به كار نمى‏گيريم. همچنين در كافى به سند خود از ياسر و نادر خادمان امام رضا عليه السلام نقل شده است گفتند: ابوالحسن صلوات الله عليه، به ما فرمود: اگر من بالاى سرتان بودم و شما خواستيد از جا برخيزيد، در حالى كه غذا مى‏خوريد برنخيزيد تا از خوردن دست ‏بكشيد و بسيار اتفاق مى‏افتاد كه امام بعضى از ما را صدا مى‏زد و چون به ايشان گفته مى‏شد آنان در حال خوردن هستند، مى‏فرمود: بگذاريدشان تا از خوردن دست‏ بكشند.


كرم و سخاوت
هنگام ذكر اخبار مربوط به ولايتعهدى آن حضرت خواهيم گفت كه يكى از شاعران به نام ابراهيم بن عباس صولى به خدمت آن حضرت آمد و امام به او ده هزار درهم داد كه نام خودش بر آن ضرب شده بود. همچنين آن حضرت به ابو نواس سيصد دينار جايزه داد و چون جز آن، مال ديگرى نداشت استر خويش را هم به وى بخشيد. و نيز به دعبل خزاعى ششصد دينار جايزه داد و با اين وجود از وى معذرت هم خواست.

در مناقب از يعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه گفت: مردى به ابوالحسن رضا عليه السلام برخورد كرد و گفت: به قدر مردانگى‏ات بر من ببخش. امام گفت: به اين مقدار ندارم. مرد گفت: به قدر مردانگى خودم ببخش. امام فرمود: اين قدر دارم. سپس فرمود که دويست دينار به وي بدهند.

همچنين در مناقب از يعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه امام رضا عليه السلام تمام ثروت خود را در روز عرفه تقسيم نمود. پس فضل بن سهل به وى گفت: اين ضرر است. امام فرمود: بل سود و بهره است. چيزى را كه پاداش و كرامت ‏به آن تعلق مى‏گيرد ضرر محسوب مكن.

كلينى در كافى به سند خود از اليسع بن حمزه نقل كرده است كه گفت: در مجلس ابوالحسن رضا عليه السلام بودم. مردم بسيارى به گرد آن حضرت حلقه زده بودند و از وى درباره حلال و حرام پرسش مى‏كردند كه ناگهان مردى بلند قامت و گندمگون داخل شد و گفت: السلام عليك يابن رسول الله. من يكى از دوستداران تو و پدران و نياكان تو هستم، من از حج‏ باز مى‏گردم و خرجى خود را گم كرده‏ام و با آنچه همراه من است نمى‏توانم به يك منزل هم برسم، پس اگر صلاح بدانى كه مرا به ديارم روانه كنى كه براى خدا بر من نعمتى داده‏اى و اگر به شهرم رسيدم آنچه از تو گرفته‏ام به صدقه مى‏دهم. امام به او فرمود: بنشين خدا تو را رحمت كند. آنگاه دوباره با مردم به گفت و گو پرداخت تا آنان پراكنده شدند و تنها سليمان جعفرى و خيثمه و من مانده بوديم. پس امام فرمود: اجازه مى‏دهيد داخل شوم سليمان گفت: خداوند فرمان تو را مقدم داشت. پس امام برخاست و به اتاقش رفت و لختى درنگ كرد و سپس بازگشت و در را باز كرد و دستش را از بالاى در بيرون آورد و پرسيد: آن خراسانى كجاست؟ پاسخ داد: من اينجايم. فرمود: اين دويست دينار را برگير و در مخارجت از آن استفاده كن و بدان تبرك جو و آن را از جانب من به صدقه بده. اكنون برو كه نه من تو را ببينم و نه تو مرا. مرد بيرون رفت. سليمان به آن حضرت عرض كرد: فدايت ‏شوم بخشش بزرگى كردى و رحمت آوردى، پس چرا چهره از او پوشاندى؟ فرمود: از ترس آن كه مبادا خوارى خواهش را در چهره او ببينم. مگر اين سخن رسول خدا را نشنيدى كه مى‏گويد: آن كه به نهان نكويى آورد با هفتاد حج ‏برابرى مى‏كند و آن كه پليدى و زشتى را اشاعه مى‏دهد، مخذول و خوار است و كسى كه در نهان گناه كند، آمرزيده است. آيا سخن اول را نشنيده‏اى كه مى‏گويد:

متى آته لا طلب حاجة رجعت الى اهلى و وجهى بمائه (1) ؛ هرگاه بيايم نزد او تا حاجتى طلب كنم به سوى خانواده‏ام بازمى‏گردم در حالى كه صد دينار دارم.



فراوانى صدقات
از ابراهيم بن عباس صولى نقل شده كه گفت: امام رضا عليه السلام بسيار نكويى مى‏كرد و در نهان صدقه مى‏داد و بيشتر اين عمل را در شب‎هاى تاريك به انجام مى‏رساند.



منبع:
كتاب سيره معصومان، ج 5، ص 148، سيد محسن امين، ترجمه، على حجتى كرمانى .

چهل حكمت رضوى

1 ـ مِن اَخلاقِ الاَنبياء التَّنّظُّف


نظافت موجب پاكى جسم است نظافت مايـه آرام جـان است
امـام هشتمين فرمود بـا خلق نظـافت شيـوه پيغمبران است


2 ـ صاحِبُ النّعمَةِ يَجِبُ ان يُوَسِّعَ عَلى عِيالِهِ


توانگر را بوَد واجب كه بخشد زن و فـرزند را از مال دنيـا
دهـد وسـعت به امر زندگانى بـه شـكر نعـمت حى ّ تـوانا


3 ـ مَن لَم يَشكُرِ المُنعِمَ مِن المَخلوقين لَم يَشكُر اللهَ عزّوجلّ


شـنيده ام كه علـى بن موسـى كاظم خديو طوس، بفـرمـود نكته اى زيبـا
كسى كه نيكويى خلق را نداشت سپاس نكـرده است سپـاس خداى بـى همتـا


4 ـ الايمانُ اداءُ الفرائضِ و اجتِنابُ المَحارِم


فرمود رضــ ا امام هشتم: انجام فرائــ ض است ايمان
دورى ز محرّمات و زشتى پرهيز ز ناصواب و عصيان


5 ـ لَم يَخُنكَ الاَمين، وَ لكِن ائتَمَنتَ الخائِنَ


كسى كه بيـم ندارد ز كردگار عليم وِرا به خدمت خلق خدا مكن تعيين
امين نكرده خيانت، تو از ره غفلت امين شمـرده خيـانت شعار بدآيين


6 ـ الصَّمتُ بابٌ مِن ابوابِ الحِكمة


زبـان تو گـر تحـت فرمان نباشد خموشـى گزيـن، تا نيفتى به ذلـّت
على بن موسـى الرضا راست پندى : سكوت است بابـى ز ابواب حكمت


7 ـ الاَخُ الاَكبرُ بِمنزِلةِ الاَب


برادر چو دانا و شد و آزموده وِرا با پـدر مـى شمارش برابر
بگفتـا امـام بحق، نور مطلق به جاى پـدر هست، مهتر برادر


8 ـ صديقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّه جَهلُهُ


بــ ه نزديـك نـادان بـوَد تـار گيتى ز دانـش بكـن گـيتـى تـار روشـن
بفرمود فرزنـد موســ ى بـن جعفـر: تو را عقل يار است و جهل است دشمن


9 ـ التَّوَدُّدُ الى النّاسِ نِصْفُ العَقلِ


هميشـه در پـى تيـمـار بينـوايان باش كمك به خلق، ز كردار خـالق احـد است
امام راست در اين رهگذر، كلامى نغـز: كه در معاشرت خلق، نيمى از خرد است


10 ـ التَوَكُلُ اَن لاتَخافَ اَحداً اِلاّ اللهَ


بزن بـر لطـف حق دست توكل كـه لطف ايـزدى باشد تو را بس
توكـل آن بـوَد كـاندر دو عالم به غير حق نـترسى از دگر كس


11 ـ اَفْضَلُ ما توصَلُ به الرَّحِمِ كفُّ الاَذى عَنْها


فرمـود رضـا ولـى ّ مـطـلق گنجينـه علم و فضل و احسـان
بهتر صلـه رحـم به گيتى است خـوددارى از گـزنـد ايشـان


12 ـ اَحسَنُ النّاسِ مَعاشاً مَن حَسُنَ معاشُ غيرِهِ فى معاشِه


بهتـرين رهـرو به راه زندگـى است آن كه همچـون شمع روشنگـر بـوَد
مردمـان در پرتـوش راحـت زينـد زندگـى در خـدمتش بـهتـر بــ وَد


13 ـ العَقلُ حِباءٌ مِنَ اللهِ و الادَبُ كُلْفَة


رضـا سبـط پاك رسـول امين كه نتـوان سـر از خدمتش تافتن
بگفتا: خرد بخشش ايـزدى است ادب را به كوشش تـوان يافـتن


14 ـ لَيسَ لِبَخيلٍ راحةٌ و لا لِحَسودٍ لَذّةٌ


بخل رنج است و حسادت محنت است از ولـى ّ آمـوز درس عبـرتـــى
راحتـى در بخــ ل نتـوان يـافـتن در حسـد هـرگـز نيـابـى لذّتــ ى


15 ـ مَا الْتَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ اِلاّ نُصِرَ اَعظَمُهُما عَفواً


عفــ و آييـن بزرگـــان باشـــد بـخشش آييـنـه دورانـديـش اسـت
دو گـروهـى كه به جنگنـد و ستيـز نصرت آن راست كه عفوش بيش است


16 ـ عَونُك لِلضَّعيفِ اَفضَلُ مِنَ الصَدَقَة


سخنـى دارم از امـام همام كـه مفيد است بهر هر طبقه
دستگيرى ز ناتوان و ضعيف به يقين، بهتر است از صدقه


17 ـ المُؤمِن اِذا اَحسَنَ استَبشَرَ وَ اِذا اَساءَ استَغفَرَ


گر ز بخت بد به كس بد كرده اى هان، مشـو نوميـد از درگاه ربّ
مـؤمن ار نيكى كنـد شادان شود ور كند بد، مى كنـد بخشش طلـب


18 ـ المُسلِمُ الّذى سَلِمَ المُسلِمون مِن لِسانه وَ يَده


شـنو پند فرزند موسـى بن جعفر امـام بحـق، مـاه بـرج امـامت
كسـى هسـت مُسلم كه باشند مردم ز دست و زبانش به امن و سلامت


19 ـ لَيسَ مِنّا مَن لَم يأمَن جارُهُ بَوائِقَه


به همـسايه نيكى كن اى نيكمرد كه همـسايه را بر تو حقها بوَد
از آن كس كه همسايه ايمن نبُود بـفرمود مـولا: نـه از ما بوَد


20 ـ التواضُعُ ان تُعطى النّاس مِن نَفسِك ما تُحبّ ان يُعطوك مِثلَه


چنان سـر كن اى دوست با نيك و بد كه باشـد ز تـو نيك و بد در امـان
تـواضع چـنان كن به خـلق خـداى كه خواهـى كنـد خلق با تو چنـان


21 ـ مِن علاماتِ الفقيهِ الحُكم و العِلم و الصَّمت


بصيـر بـاش به احكـام دين حق كه خداى از آن فقيه كه دانا به حـكم اوست رضاست
نشـانـه هـاى فقـاهـت به نزد پـير خرد قضـاوت بحـق و دانـش و سكوت بجاست


22 ـ الصَّفح الجميلُ العفوُ مِن غيرِ عِتاب


عفو چون كرده اى خطاب مكن كار بـى جا و نـاصـواب مكن
وه چه نيكوسـت، عفـو بى منّت عفو كـردى اگـر، عتـاب مكن


23 ـ لايَأبَى الكرامَةَ الاّ الحِمارَ


بشـنـو كـلـام نـغـز فـرزنـد پيمبر گفتـار او روشـنـگـر شبهاى تار است
جز مردم احـمـق نتـابـد رخ ز احسان هر كس كند احسان مردم ردّ، حمار است


24 ـ السّخى ّ يأكُل مِن طَعامِ الناس لِيأكُلوا مِن طَعامِه


سخـى مى خورد نان ز خوان كسان كه مردم به رغبت ز خوانش خورند
بخيــ ل از سـر بخـل نان كسـى نيـارد خـورد تا كه نانش خورنـد


25 ـ السّخى ُّ قريبٌ مِن اللهِ، قريبٌ مِن الجنّة، قريبٌ مِن الناسِ


سخـاوتمنـد هرگز نيست تنهـا كه تنـهايى نصيب ديگران است
سخـى باشد قريـب رحمت حق به نزديك بهشت و مردمان است


26 ـ صديقُ الجاهِلِ فى التَّعَب


به نـادان مكـن دوستى ، چون تـو را گـدازد ز كـزدار خـود روز و شب
بگفتـا علــ ى بن موسـى الـرضـا رفاقـت به نـادان غـم اسـت و تعب


27 ـ اَفضَلُ العَقلِ معرفَةُ الاِنسانِ بِربّه


ز خـاطر مـبر شـكـر يزدان پـاك كه شـكـر نعـَم نعمـت افزون كنـد
بهين دانش اى دوست، آن دانشى است كه ات رهـبرى سوى بـى چـون كند


28 ـ مَن رَضى َ باليَسيرِ مِنَ الحَلال خفّت مَؤونتهُ


رضـا بـاش بر داده كردگـار كـه خشنـودى از حق بوَد بندگى
اگر شـاد گـردى به اندك حلال سبـك بـگـذرى از پل زندگـى


29 ـ مَن رَضى بالقَليل مِن الرِزقِ قُبِلَ منه اليسيرُ مِنَ العمَل


كلامـى شنـو از شهنشاه طـوس ولـى ّ خـداونـد و سبـط رسـول
چون بر رزق اندك رضايى ، خداى كنـد طـاعـت انـدكـت را قبول

30 ـ الصَّمتُ يَكسبُ المحبّةَ و هو دليلٌ على كُلِّ خيرٍ


ز حسن خموشى و اوصاف آن چنين گفت شاه خراسان، رضا
خموشـى به بار آورَد دوستـى شـود رهگشـاى همه خوبهـا


31 ـ مَن حاسَبَ نَفسَه رَبِحَ و مَن غَفَلَ عَنها خَسِرَ


تواى كه ديده فرو بسته اى ز كرده خويش هميشـه زشتـى احـوال ديگران بينـى
حساب نفس بدانديش كن كه سـود برى شوى چو غافل از اعمال خود زيان بينى


32 ـ مَنِ اعتَبَرَ اَبصَرَ وَ مَن اَبصَرَ فَهِمَ و مَن فَهِمَ علِِمَ


امام راسـت كلامـى كه مرد بـاتدبير هزار نكتـه از آن يك كلام مى خـواند
كسى كه عبرت گيرد بسـى شـود بينا كسـى كه بينــ ا گردد بفهمـد و داند


33 ـ افضَلُ المالِ ما وُقى َ به العِرضُ


توانـگر را بگـو امروز كـن ايثار سيم و زر كه فردا سيـم و زر در اختيـار ديگـران باشد
بهين مـال آن بوَد كان موجب حفظ شرف گردد اگر در راه ديگر صرف شد، حاصل زيان باشد


34 ـ المُؤمِنُ اِذا غَضِبَ لَم يُخرِجهُ غَضَبُهُ مِن حَقّ


سخنـى بشنـو از امـام غريـب تا شـود علم و دانشـت افـزون
مـرد مـؤمن اگر به خشـم شود نـرود از طريـق حـق بيـرون


35 ـ المُؤمِنُ اِذا قَدرَ لَم يَأخُذُ اَكثَرَ مِن حَقّه


نكـته اى بشنـو ز فرزند رسـول آن كه مـردم را امـام و پيشواست
گـر كه قـدرت دست مؤمن اوفتاد بيشتر از حـقّ خود هرگز نخواست


36 ـ النّظَرُ الى ذرّيّةِ محمّدٍ عبادَةٌ


بكـن عادت به كردار بزرگـان كه نتوان كرد آسان ترك عـادت
نظر كـردن به فرزنـد پيمبـر بوَد در پيش مرد حق، عبادت


37 ـ اِنّما الحِميَةُ مِن الشَّى ءِ الاِقلالُ مِنهُ


شنـو از علـى بن موسى الرضـا كلامى كه افزاديت عقـل و هـوش
چو پرهيز خواهـى كنى از خوراك به كـم خوردن خوردنيهـا بكـوش


38 ـ لايَعدمُ العُقوبَةَ مَن اَدرَعَ بالبَغى ِ


گو به آن كس كه ظلـم كرد فزون كـه عقـوبـت نـبـوده نشمـارد
گـر بخـواهـد زيَـد به آرامـش كيـفـر روزگـار نــ گــ ذارد


39 ـ لاتَطلُبوا الهُدى فى غَيرِ القُرآنِ فَتَضِلّوا


بـگـفـتـا رضـا، ماه برج ولايت هدايـت مجـوييـد از غيـر قـرآن
بـجـز راه قـرآن مـپـوييد راهى كـه گـمراهى آخر بوَد حاصـل آن


40 ـ مِن عَلامةِ ايمانِ المُؤمِنِ، كِتمانُ السِّر و الصَّبرُ فى البأساء و الضرّاء و مُداراة النّاس


از عـلامـات مرد حق باشد رازدارى و صـبر بر سختى
با مـدارا بـه مردمان پويـد راه آزادگـى و خـوشبـختى


نظم اشعار از على باقرزاده (بقا)

+ نوشته شده توسط محمد رستمیان در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 15:25 |
نکاتی در تغذیه دیابتی ها
در صورت افزایش وزن شما می توانید با کاهش وزن میزان قند خون را کنترل نمایید. برای ظاهر شدن اثرات مفید کاهش وزن می توانید با کاهش وزن 7 تا 10 در صد از وزن اضافه خود، بهبود قند خون را مشاهده نمایید.
دکتر حمیدرضا فرشچی www.novindiet.com 
متخصص تغذیه بالینی و متابولیسم و فوق تخصص دیابت و چاقی از انگلستان

اهمیت دیابت و شیوع آن:

دیابت و بیماریهای متابولیک ناشی از چاقی بدلیل شیوع روزافزون چاقی در کشور ما و نیز سایر کشورها در طی سالهای اخیر شیوع پیشرونده ای داشته است، بطوریکه باعث گردیده همه ما کم و بیش در بین آشنایان و اقوام خود مبتلایان به این بیماری مزمن را داشته باشیم. میزان مبتلایان به دیابت را تا حدود پنج میلیون نفر در کشور تخمین می زنند که بیش از 90-95 در صد از مبتلایان به این بیماری مبتلایان به دیابت نوع دوم می باشند. در دیابت نوع دو انسولین (هورمون تنظیم کننده قند خون) حد اقل در مراحل اولیه به میزان کافی ترشح می شود ولی به نوعی مقاومت در برابر عملکرد طبیعی این هورمون در سطح سلولهای بدن وجود دارد که نتیجه آن بالا رفتن سطح قند خون می باشد.

دیابت در جوانی:

بیماری دیابت نوع دوم که روزگاری فقط بیماری افراد میانسال به بعد بود، اکنون در سنین جوانی نیز مشاهده می شود. علت شیوع دیابت و نیز افزایش ابتلای بدین بیماری در سنین جوانی را ناشی از شیوه زندگی ناسالم اعم از تغذیه، فعالیت بدنی، استرسها و عوامل روحی و روانی و سایر جنبه های زندگی امروزی ذکر می نمایند.

مطالعات متعدد نشان داده اند که تغذیه سالم تاثیر قابل توجهی در کنترل علائم و نیز جلوگیری از پیشرفت بیماری دیابت نوع دوم و نیز بیماریهای پیش زمینه آن بویژه چاقی خواهد داشت. اما رژیم غذایی مناسب برای افراد مبتلا به دیابت نوع دوم یکی از معضلات اساسی خانوده ها پس از اطلاع از ابتلای یکی از آنان به این بیماری است. در این بین توصیه های ضد و نقیض و یا تجربیات شخصی خیلی از افراد زمینه مشکلات فراوان را برای این هموطنان ایجاد می نماید. یکی از سوالات اساسی و ابتدایی مبتلایان به دیابت نوع دوم  این است  که:

رژیم غذایی یک فرد مبتلا به دیابت نوع دوم تا چه میزان با رژیم غذایی یک فرد سالم باید متفاوت باشد؟

به محض اینکه شما با یک آزمایش خون متوجه افزایش غلظت قند خون خود می شوید  و با تایید پزشک متوجه به ابتلا به دیابت نوع دوم می گردید، خود و نیز همه خانواده تان این تصور را خواهید داشت که دیگر از غذاهای لذیذ و یا به نوعی از لذت بردن از غذا و رفتن به رستوران باید تا آخر عمر خداحافظی نمایید. در مراحل اولیه نیز بدلیل ترس از این بیماری سعی می کنید رژیم غذایی سختی را برای خود تجربه نمایید که گاه با حذف کامل برنج ، نان و مواد نشاسته ای بطوریکه فقط حاوی کدو و سبزی و... باشد شروع به تصحیح میزان قند خون خود می نمایید. گاه نیز بدلیل آنکه نمی توانید اشتهای خود را پس از شروع یک وعده غذایی کنترل نمایید ترجیح می دهید اصلا یک وعده غذایی خود را حذف نمایید و یا از نشستن با خانواده در سر یک سفره پرهیز نمایید.

در مراحل اولیه اگرچه برای شما رعایت این رژیم غذایی بدلیل ترس از عوارض این بیماری امکان پذیر بوده و همراه آن یک کاهش قند خونی را ملاحظه می نمایید ولی دیر یا زود از این رژیم غذایی سرسخت دست خواهید شست چرا که بیماری دیابت یک بیماری مزمن است که شاید تا آخر عمر با شما همراه باشد واز طرف دیگر غذا و تغذیه نیز یک نیاز طبیعی بدن بوده که محدودیت بیش از حد آن امکان پذیر نمی باشد. اگر شما دچار افزایش وزن بوده و قند خونتان نیز بالا باشد، شاید در مراحل اولیه با رعایت رژیمهای سخت غذایی بهبود مختصری بدست آورید ولی پس از قطع ناگهانی این نوع از رژیمها بلا فاصله هم کنترل قند دچار اشکال خواهد شد هم آن که وزن شما به نقطه بالاتری خواهد رسید. متاسفانه باید گفت تغییرات متناوب رژیم غذایی که با تغییرات مکرر قند خون و وزن همراه می باشد عوارض جانبی به مراتب بیشتری نسبت به قند خون  و وزن بالا ،که در یک دوره زمانی ثابت باقی مانده اند، بر سلامتی شما خواهد گذاشت.

مژده ای که باید به شما بدهم آنست که بر اساس نظر متخصصین دیابت و بویژه انجمن متخصصین دیابت آمریکا رژیم غذایی یک فرد دیابتی با یک رژیم غذایی سالم که برای عموم جامعه توصیه می شود تفاوت چندانی نخواهد داشت . بعبارت دیگر اگر شما مبتلا به دیابت نوع دوم شده اید اینکه مجبور باشید سفره خود را از سفره خانواده جدا نمایید یک نظریه قدیمی است که با رژیمهای نوین غذایی مطابقت ندارد. جالب است که بدانید حتی قدمهای کوچک در تغییر عادات غذایی بویژه در آنان که شیوه غذایی کاملا نامنظم را دارند و در سنین جوانی مبتلا به دیابت نوع دوم می گردند می تواند تغییرات قابل ملاحظه در میزان قند خون و نیز چربیهای خون ایجاد نماید.

توصیه های برای کنترل دیابت:

برای کنترل  دیابت چند نکته اساسی ذیل را جدی بگیرید:

از رژیمهای معجزه آسا و چند روزه پرهیز نمایید. از رژیمهای سخت و متناوب که با تغییرات یویویی وزن همراه است خودداری نمایید.

نظم غذایی را در برنامه روزانه خود رعایت کنید. از حذف یک وعده غذایی جدا بپرهیزید.
غلات  سبوس دار و مواد غذایی حاوی فیبر زیاد و سبزیجات را جایگزین انواع تنقلات شیرین و پرچرب نمایید.

شیر و لبنیات کم چرب را در برنامه روزانه خود بگنجانید.

از چربی  و روغنهای جامد که حاوی اسید چرب اشباع شده و اسیدهای ترانس است ، پرهیز نمایید.

در مراحل اولیه شمارش میزان کربوهیدرات مصرفی برای شما توصیه می شود. به بهانه آن که خرما و عسل قند طبیعی دارد نمی توانید از آنها به طور آزاد استفاده نمایید.

در صورت  افزایش وزن شما می توانید با کاهش وزن میزان قند خون را کنترل نمایید. برای ظاهر شدن اثرات مفید کاهش وزن می توانید با کاهش وزن 7 تا 10 در صد از وزن اضافه خود، بهبود قند خون را مشاهده نمایید.

در مراحل اولیه برای تدوین یک برنامه غذایی سالم شما در کوتاه مدت نیاز به یک دوره های مشاوره ای به همراه محدودیت و یا حذف بعضی از مواد غذایی خواهید داشت. ولی این بدان معنا نیست که شما همیشه باید از آن نوع غذاها استفاده نمایید. بلکه شما در آن دوره ها یاد خواهید گرفت که با افزایش اطلاعات تغذیه ای و از آن مهمتر تغییر در رفتارها و انگیزه لازم برای ادامه آن شیوه ها، شیوه تغذیه سالم را عملی سازید.

از تغییر داروها و یا دوز مصرفی داروی خود بدون نظر پزشک معالجتان جدا خودداری نمایید.

+ نوشته شده توسط محمد رستمیان در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 20:36 |

حضرت معصومه(س)؛ اسوه تقوا و شرافت

اول ذیقعده سالروز ولادت حضرت معصومه(س)، بانوی عبادت و نیایش و مظهر زهد و پرهیزكاری است، او اسوه تقوا و شرافت و از زنان کم نظیر تاریخ است .
حضرت فاطمه معصومه (س) دارای شخصیتی رفیع و والا مقام است به طوری که ائمه طاهرین از این بانو، با جلالت و تكریم یاد کرده‎اند .

او ماه تابانی است که از برج امامت طلوع کرده در آغوش امامت تربیت یافته، قنداقه امامت را نیز در دامن خود پرورش داده است، زیرا او دختر امام، خواهر امام و عمه امام است. همه نیاكان او مشعلداران امامت، پرچمداران هدایت، اسوه‎های فضیلت و استوانه‎های ولایت هستند و مادر بزرگوارش از بانوان با فضیلت، از اسوه‎های تقوا و شرافت و از زنان کم‌ نظیر تاریخ بشریت است.

یکی از عالی‌ترین نمونه‎های عبادت و بندگی خدا از خاندان ولایت و امامت، کریمه اهل بیت فاطمه معصومه است . او با عبادت و شب زنده‎داری هفده روزه‎اش در واپسین روزهای عمر شریف خود در مدت اقامت در منزل موسی بن الخزرج، گوشه‎ای از یک عمر عبودیت و خضوع و خشوع آن زاده عبد صالح خدا در برابر ذات پاک الهی را به نمایش گذاشت .

از ویژگی‎های حضرت معصومه این بود که از علوم اسلام و آل محمد آگاهی داشت و آن حضرت از جمله روایت کنندگان حدیث بود و چندین حدیث است که در سند آنها نام حضرت فاطمه معصومه (س) به چشم می‎خورد .

لقب معصومه

مقام عصمت که عالی‎ترین مقام معنوی و پاکی است، درجاتی دارد، و در وهله اول بر دو گونه است: معصوم از خطا، معصوم از گناه.

حضرت معصومه مانند حضرت زینب در یکی از درجات عصمت هستند، گر چه در درجات چهارده معصوم نباشد.

روایت شده حضرت رضا فرمودند: کسی که معصومه را در قم زیارت کند مانند آن است که مرا زیارت کرده است. گرچه شواهد و قرائن در مورد مقام عصمت حضرت معصومه بسیار است، ولی سخن فوق از امام معصوم شاید اشاره‎ای باشد که حضرت معصومه دارای مقام عصمت بوده است، ضمناً این سخن بیانگر آن است که این لقب را حضرت رضا به فاطمه کبری داده وگرنه نام آن حضرت معصومه نمی‎باشد.

مظهر فضایل

حضرت فاطمه معصومه مظهر فضایل و مقامات است. روایات معصومان (ع) فضیلتها و مقامات بلندی را به آن حضرت نسبت می دهد. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: «آگاه باشید که برای خدا حرمی است و آن مكه است و برای پیامبر خدا حرمی است و آن مدینه است. و برای امیرمؤمنان حرمی است و آن کوفه است. بدانید که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک ماست، بدانید بهشت هشت دروازه دارد که سه تای آن ها به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.»

مقام علمی حضرت معصومه

حضرت معصومه از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش.

فضیلت زیارت

زیارت حرم معصومه ، بارقه امیدی در فضای غبارآلود زمانه، فریاد روح مهجور در هنگامه غفلت و بی خبری و نسیمی فرحناک و برخاسته از باغستان های بهشت است. زیارت مرقد فاطمه معصومه، به انسان اعتماد به نفس می دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نومیدی باز می دارد و به تلاش بیشتر دعوت می کند. زیارت مزار با صفای کریمه اهل بیت، سبب می شود زائر حرم، خود را نیازمند پروردگار ببیند، در برابر او خضوع کند، از مركب غرور و تكبر که سرچشمه تمامی بدبختی ها و سیه روزی هاست فرو آید و حضرت معصومه را واسطه درگاه پروردگار عالمیان قرار دهد. بر همین اساس است که برای زیارت آن حضرت، پاداش بسیار بزرگی وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در این باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم زیارت کند، بهشت از آن اوست».

روى القاضى نور اللّه عن الصادق عليه السلام قال:
ان للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الصغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فيها امراة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم .

خداوند حرمى دارد كه مكه است پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود كه اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند .

عن سعد عن الرضا(ع) قال:
يا سعد من زارها فله الجنة
ثواب الأعمال و عيون اخبار الرضا(ع): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) فقال:
من زارها فله الجنة
امام رضا (ع) فرمود- كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند پاداش او بهشت است .

كامل الزيارة:عن ابن الرضا عليهماالسلام قال:
من زار قبر عمتى بقم فله الجنة
امام جواد - كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است .

امام صادق (ع):
من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة
(بحار ج ٤٨ صفحه ٣٠٧) (اين تعبير بخشى از روايت مذكور در همين ورق شماره ٧ است )

امام صادق (ع) كسى كه آل حضرت را زيارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود.

امام صادق (ع):
«الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» بحار ج ٦٠ صفحه ٢١٦
امام صادق (ع) - آگاه باشيد كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است

جايگاه حضرت معصومه(س)

لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:

آن حضرت در روايتى فرمود:
«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.» (١)
«هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.»
اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده، گوياى جايگاه والاى ايشان است.

امام رضا(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد:
هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد. (٢)
لقب ديگر حضرت معصومه(س) «كريمه اهل بيت» است. اين لقب نيز بر اساس رؤياى صادقانه يكى از بزرگان، از سوى اهل بيت به اين بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى اين رؤياى صادقانه بدين شرح است :

مرحوم آيت اللّه سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و يا امام صادق (ع) مشرّف شد.

امام به ايشان فرمودند:
«عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ اَهْل ِ الْبَْيت ِ.»
يعنى به دامان كريمه اهل بيت چنگ بزن .
١-ناسخ التواريخ، ج ٣، ص ٦٨، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣٢
٢-زبدة التصانيف، ج ٦، ص ١٥٩، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣ .
ايشان به گمان اينكه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض كرد: «قربانت گردم، من اين ختم قرآن را براى دانستن محل دقيق قبر شريف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زيارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شريف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دليل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شريف حضرت زهرا(س) پنهان بماند؛ از اين رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شريف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.»مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصميم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زيارت حضرت معصومه (س) رهسپار ايران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زيارت كريمه اهل بيت ترك كرد. (١)

١-كريمه اهل بيت، ص٤٣، با تلخيص و تصرّف .
+ نوشته شده توسط محمد رستمیان در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 23:28 |

نقشه‌ي 25 گنج بزرگ دنيا


امام صادق كسي است كه خود به اين گنجها دست يافته است. پس آدرسهايش همه درست است.

با دقت، پايت را جاي پاي امام بگذار و برو تا تو هم برسي.

بسم الله:

امام صادق عليه‌السلام فرمودند:

1- طلبتُ الجنة، فوجدتها في السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگي و جوانمردي يافتم.

2- و طلبتُ العافية، فوجدتها في العزلة:و تندرستي و رستگاري را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گيري (مثبت و سازنده) يافتم.

3- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته في شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگيني ترازوي اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهي به يگانگي خدا تعالي و رسالت حضرت محمد (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) يافتم.

4- و طلبت السرعة في الدخول الي الجنة، فوجدتها في العمل لله تعالي: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم.

5- و طلبتُ حب الموت، فوجوته في تقديم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براي خشنودي خداي تعالي يافتم.



برگ عيشي به گور خويش فرست كس نيارد ز پس، تو پيش فرست



6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها في ترك المعصية: و شيريني عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.

7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها في الجوع و العطش: و رقت (نرمي) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگي و تشنگي (روزه) يافتم.

8- و طلبت نور القلب، فوجدته في التفكر و البكأ: و روشني قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.

9- و طلبت الجواز علي الصراط، فوجدته في الصدقة: و (آساني) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.

10- و طلبت نور الوجه، فوجدته في صلاة الليل:و روشني رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.

11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته في الكسب للعيال: و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگي زن و فرزند يافتم.

12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته في بغض اهل المعاصي:و دوستي خداي تعالي را جستجو كردم، پس آن را در دشمني با گنهكاران يافتم.

13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها في النصيحة لعبادالله: و سروري و بزرگي را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهي براي بندگان خدا يافتم.

14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته في قلة المال: و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمي ثروت يافتم.

15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها في الصبر:و كارهاي پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايي يافتم.

16- و طلبت الشرف، فوجدته في العلم: و بلندي قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.

17- و طلبت العبادة فوجدتها في الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم .

18- و طلبت الراحة، فوجوتها في الزهد:و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايي يافتم.

19- و طلبت الرفعة، فوجدتها في التواضع: برتري و بزرگواري را جستجو نمودم، پس آن را در فروتني يافتم.

20- و طلبت العز، فوجدته في الصدق: و عزت (ارجمندي) را جستجو نمودم، پس آن را در راستي و درستي يافتم.

21- و طلبت الذلة، فوجدتها في الصوم: و نرمي و فروتني را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.

22- و طلبت الغني، فوجدته في القناعة: و توانگري را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.



قناعت توانگر كند مرد را خبر كن حريص جهانگرد را



23- و طلبت الانس، فوجدته في قرائة القرآن: و آرامش و همدمي را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.

24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها في حسن الخلق: و همراهي و گفتگوي با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويي يافتم.

25- و طلبت رضي الله، فوجدته في برالوالدين: و خوشنودي خدا تعالي را جستجو نمودم، پس آن را در نيكي به پدر و مادر يافتم.



--------------------------------------------------------------------------------


مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.

رفتار امام صادق‏(علیه‎السلام)

امام صادق علیه السلام

1- امام صادق(علیه‎السلام) هرگاه از كسى ناسزا و دشنامى مى‏شنید به جایگاه ‏نمازش مى‏رفت و ركوع و سجود بسیار انجام مى‏داد و فراوان مى‏گریست و از خداوند براى كسى كه دشنام و ناسزایش گفته بود، طلب ‏آمرزش مى‏كرد.

اگر دشنام‏دهنده از خویشان نزدیكش بود، با دادن پول با وى رابطه ‏برقرار مى‏كرد و به الطاف و نیكی‎هاى خویش مى‏افزود و مى‏فرمود: من ‏دوست‏ دارم خداوند بداند كه من گردنم را در برابر خویشانم فرود مى‏آورم ‏و به سوى آنان شتاب مى‏جویم پیش از آنكه از من بى‏نیازى جویند.

 

2- امام خدمتکارش را در پى كارى فرستاد. زمانى گذشت و نیامد. امام در پى ‏او روانه شد و ناگهان او را یافت كه در گوشه‏اى خفته است. آن‏ حضرت‏ آمد و در كنار او نشست و شروع به باد زدنش كرد همین كه خدمتکار بیدار شد امام به او فرمود: فلانى! این چه كارى است روز و شب مى‏خوابى. شب از آن تو باد و روز سهم ماست از تو!!

اگر این داستان كوچك را به وضع اجتماعى آن روزگارى كه با بردگان ‏مانند حیوانات رفتار مى‏شد و به مجرد اینكه خطایى از آنان سر مى‏زد به ‏باد كتك گرفته مى‏شدند، اضافه كنیم به ابعاد كمال والاى انسانیّت در قلب بزرگ آن‏ حضرت پى خواهیم برد.

 

3- روزى آن ‏حضرت، خدمتکار عجمى خود را در پى کاری بیرون فرستاد چون غلام بازگشت نتوانست خوب به امام پاسخ گوید، زیرا كاملاً نمى‏توانست به زبان عربى سخن بگوید، امام صادق(‏علیه‎السلام) به جاى آنكه ‏مطابق رسم معمول زمان خویش، بر سر وى فریاد كشد و او را از خود براند، قلب غلام را تسكین داد و نگرانى و اضطراب آن را آرام بخشید. و به ‏وى گفت، تو زبانت درمانده است اما قلبت درمانده نیست.

آنگاه افزود: "آزرم و پاكدامنى و ناتوانى (ناتوانى زبان نه قلب) از ایمان است."

 

4- امام صادق(علیه‎السلام) خانواده خویش را از این كه براى رسیدن به پشت بام، به ‏جاى پلكان از نردبان استفاده كنند منع كرده بود. روزى وارد خانه شد و دید یكى از افراد خانه كه بچه آن ‏حضرت را بزرگ مى‏كرد بالاى نردبان ‏است و كودك هم در آغوش اوست. همین كه چشم كنیز به امام افتاد ترسید! و زانوانش به لرزه درآمد و كودك از دستش افتاد و مُرد.

امام صادق(‏علیه‎السلام) سیمایش دگرگون شد و به جایگاه خویش بازگشت‏ چون علت را جویا شدند، فرمود: من از مرگ بچه چهره‎ام دگرگون نشد، بلكه از این كه كنیز از من بسیار ترسید، ناراحت شدم. هنگامى كه امام ‏آن كنیزك ترسان و هراسان را دید به وى فرمود: تو براى خدا آزادى، تو براى خدا آزادى!!

آیا درخشش نور انسانیّت را در سیماى امام مشاهده مى‏كنید كه ‏چگونه به خاطر ترس یك كنیز رنگ چهره‏اش دگرگون مى‏شود، امّا از مرگ فرزند كوچك خویش احساس اضطراب و اندوه نمى‏كند!

5- برخى از حاجیانى كه میان مكه و مدینه رفت و آمد مى‏كردند،خوابیدن در مسجد النبى(‏صلى الله علیه و آله) را بر كرایه كردن محلى براى خواب، ترجیح ‏مى‏دادند. یك بار یكى از آنان خفته بود و امام صادق در كنارش نماز مى‏گزارد. چون مرد بیدار شد كیسه پولش را نیافت. ناگهان متعرّض امام ‏كه نمى‏شناختش شد و به آن ‏حضرت گفت: تو كیسه پول مرا دزدیدى!

امام از او پرسید: چقدر پول در آن بود؟

مرد پاسخ داد: هزار دینار .

امام او را به منزل خویش برد و هزار دینار به وى داد.

مرد رفت و پس از چندى كیسه پول خود را كه در آن هزار دینار بود پیدا كرد. بنابراین پولى را كه از امام گرفته بود، با پوزش و عذر بسیار نزد آن‏حضرت آورد، اما ایشان از گرفتن پول خوددارى كرد و فرمود: چیزى ‏كه از دستانم بیرون آمد دیگر به سوى من باز نگردد!

مرد از نزد امام رفت و از مردم پرسید: این مرد كیست؟ به او گفتند: او جعفر بن محمّد است. مرد گفت: چنین كسى ناگزیر باید چنین‏ رفتارى داشته باشد!(1)

 

پی‎نوشت:

1- الامام الصادق، علّامه مظّفر، ج‏1، ص ‏258.

برگرفته از کتاب هدایتگران راه نور، زندگانى امام جعفر صادق(‏علیه‎السلام)، نوشته آیة الله حاج سید محمد تقى مدرسى، ترجمه محمدصادق شریعت .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 




عَن یَزیدَ الصّائِغِ قالَ: قُلتُ لِاَبی عَبدِاللهِ (ع) : رَجُلٌ عَلَی هذا الاَمرِ اِن حَدَثَ کَذَبَ وَ اِن وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِن اَوتُمِنَ خانَ؛

ما مَنزِلَتُهُ ؟ قال: هیَ اَدنی المنازِل مِن الكُفرِ وَ لَیسَ بِكافِر

یزید بن صائغ گوید: به امام جعفر صادق عرض کردم که : مردی هست که شیعه است ولی اگر سخن گوید دروغ

می گوید و اگر وعده دهد به وعده اش وفا نمی کند و اگر امینش شمرند خیانت می کند؛ چنین کسی چه مقام و

منزلتی دارد ؟ حضرت فرمود: منزلت او نزدیکترین منزلها به کفر است ولی کافر نیست.


(جهاد با نفس، ح 479)

حدیث اول :
من أحب لله و أبغض لله و أعطي لله فهو ممن كمل إيمانه .

امام جعفر صادق (ع) : هر كه براي خدا دوست دارد و براي خدا دشمن دارد و براي خدا عطاء كند ، از كساني است كه ايمانش كامل است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 189


حدیث دوم :
ان المسلمين يلتقيان ، فافضلهما أشدهما حبا لصاحبه .

امام جعفر صادق (ع) : از دو مسلمان كه به هم برخورد مي كند آن كه ديگري را بيشتر دوست دارد بهتر است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 193


حدیث سوم :
جعل الخير كله في بيت و جعل مفتاحه الزهد في الدنيا .

امام جعفر صادق (ع) : همه خير در خانه اي نهاده شده و كليدش را زهد و بي رغبتي به دنيا قرار داده اند .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 194

حدیث چهارم:
اذا أراد الله بعبد خيرا زهده في الدنيا و فقهه في الدين و بصره عيوبها و من أوتيهن فقد أوتي خير الدنيا و الاخرة .

امام جعفر صادق (ع) : چون خدا خير بنده اي را خواهد او را نسبت به دنيا بي رغبت و نسبت به دين دانشمند كند و به دنيا بينايش سازد و به هر كه اين خصلتها داده شود خير دنيا و آخرت داده شده .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 196


حدیث پنجم:
خف الله كأنك تراه و إن كنت لا تراه فإنه يراك .

امام جعفر صادق (ع) : چنان از خدا بترس كه گويا او را مي بيني و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 110

حدیث ششم :
كان أميرالمؤمنين صلوات الله عليه يقول : أفضل العبادة العفاف .

امام جعفر صادق (ع) : اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمود : بهترين عبادت عفت است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 125


حدیث هفتم :
قال رسول الله : من ترك معصية لله مخافة الله تبارك و تعالي أرضاه الله يوم القيامة .

امام جعفر صادق (ع) : پيامبر خدا فرمود : هر كه گناهي را براي خدا و ترس از او ترك كند خدا او را در روز قيامت خشنود گرداند .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 128


حدیث هشتم :
قال الله تبارك و تعالي : ما تحبب إلي عبدي بأحب مما افترضت عليه .

امام جعفر صادق (ع) : خداوند متعال فرموده است : بنده من با چيزي محبوبتر از انجام واجبات به من دوستي نكند .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 129

حدیث نهم :
العباد ثلاثة : قوم عبدوا الله عز و جل خوفا فتلك عبادة العبيد و قوم عبدوا الله تبارك و تعالي طلب الثواب ، فتلك عبادة الأجراء و قوم عبدوا الله عز و جل حبا له فتلك عبادة الأحرار و هي أفضل العبادة .

امام جعفر صادق (ع) : عبادت كنندگان سه دسته اند : گروهي خداي متعال را از ترس عبادت كنند و اين عبادت بردگان است ، گروهي خداي متعال را به طمع ثواب عبادت كنند و اين عبادت مزدوران است . دسته اي خداي متعال را براي دوستيش عبادت كنند و اين عبادت آزادگان و بهترين عبادت است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 131


حدیث دهم :
إنما خلد أهل النار في النار لأن نياتهم كانت في الدنيا أن خلدوا فيها أن يعصوا الله أبدا . و إنما خلد أهل الجنة في الجنة لأن نياتهم كانت في الدنيا أن لو بقوا فيها أن يطيعوا الله أبدا ، فبالنيات خلد هؤلاء و هؤلاء . ثم تلا قوله تعالي : " قل كل يعمل علي شاكلته " قال : علي نيته .

امام جعفر صادق (ع) : اهل دوزخ از اينرو در دوزخ جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا جاودان باشند هميشه نافرماني خدا كنند و اهل بهشت از اينرو در بهشت جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا باقي بمانند هميشه اطاعت خدا كنند پس اين دسته و آن دسته به سبب نيت خويش جاوداني شدند ، سپس قول خداي تعالي را تلاوت نمود : بگو هركس طبق طريقه خويش عمل مي كند . فرمود : يعني طبق نيت خويش .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 135 - 136

__________________

 

 

+ نوشته شده توسط محمد رستمیان در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 7:9 |
مولتیپل اسکلروزیس (Multiple sclerosis) یا MS که در انگلیسی disseminated sclerosis و در فرانسوی sclerose enplaques نامیده می شود، نوعی بیماری مزمن و اغلب پیشرونده دستگاه عصبی مرکزی است که با از بین رفتن غشای میلین در برخی از اعصاب مغز و نخاع بصورت تکه‌های کوچک مشخص می‌شود. از بین رفتن غلاف میلین باعت اختلال در انتقال پیامهای عصبی است. علت این بیماری ناشناخته است. در بالغین جوان بین 20 تا 40 سال شایعتر بوده و میزان ابتلا در زنان دو برابر مردان است.

شرح بیماری

M.S از بیماریهای شایع سیستم عصبی مرکزی در انسان و یک بیماری خود ایمنی است. این بیماری به صورت مزمن خود را نشان می‌دهد. M.S اغلب ، بالغین جوان را مبتلا می‌سازد و در جنس مؤنث دو تا سه برابر بیشتر رخ می‌دهد. در M.S میلین راههای عصبی دچار تخریب می‌شود. مشخصه این بیماری ، متعدد بودن ضایعات از نظر زمانی و مکانی و رخداد علایم به صورت رفت و برگشتی است. یعنی یک علامت عصبی پس از مدتی بهبود یافته و در زمان دیگر همان علامت یا علائم دیگری مجدداً رخ می‌دهند. علائم هر حمله بهبودی نسبی یافته، ولی ممکن است عودهای مکرر بیماری سبب ناتوانی تدریجی بیمار گردد.

در M.S علائم بالینی بستگی به محل و وسعت ضایعه دارد و تخریب میلین معمولاً در نواحی خاصی نظیر عصب بینایی ، ساقة مغز ، مخچه و ماده سفید نیمکره‌های مغز منجر به بروز مجموعه‌ای از علائم بالینی به صورت تاری دید ناگهانی ، ناتوانی در حرکت اندامها ، عدم تعادل ، دوبینی و اختلالات حسی به صورت احساس خواب رفتگی در اندامها و علائم متنوع دیگر می‌گردد. سیر علایم بالینی بیماری M.S در هر بیماری متفاوت بوده و می‌تواند به صورت یک بیماری کاملاً خوش‌خیم رخ دهد و بیمار سالها عاری از علائم عصبی باشد و یا اینکه یک حالت پیشرونده سریع در علائم بالینی همراه با ناتوانی اتفاق می‌افتد.

دلائل بیماری

هنوز علت این بیماری مهلک شناخته نشده است! محققان معتقدند که شاید عوامل ارثی ، تغذیه‌ای و محیطی در آن دخیل باشند. اما نظریه‌هایی برای پیدایش MS ارائه شده است. قابل قبولترین تئوری در مورد علت بیماری M.S را یک مکانیسم خود ایمنی می‌دانند، به این نحو که یک فاکتور محیطی نظیر عفونتهای ویروسی سبب تحریک سیستم ایمنی بدن و تشکیل آنتی بادی بر علیه میلین بافت عصبی شده، در نتیجه میلین اعصاب از بین رفته و منجر به بروز علائم عصبی می‌شود.

فاکتورهای ژنتیکی در مستعد نمودن فرد جهت ابتلا به این بیماری می‌توانند مؤثر باشند. بالاترین شیوع M.S در نژاد سفید پوست می‌باشد و این بیماری در نژاد زرد و سیاه شیوع کمتری دارد. این بیماری در ساکنین مناطق اطراف ناحیه استوا بندرت دیده می‌شود، در حالی که با افزایش فاصله از خط استوا و در مناطق معتدله شمالی و جنوبی ، نظیر آمریکا ، کانادا ، اروپای شمالی و استرالیا ، شیوع این بیماری بیشتر می‌شود. مهاجرت به مناطق با شیوع کم قبل از 15 سالگی خطر ابتلا به بیماری M.S را کاهش می‌دهد.

افرادی که در نیمکره شمالی کره زمین در ماه اردیبهشت به دنیا می‌آیند با احتمال بیشتری به بیماری مولتیپل اسکلروز مبتلا می‌شوند. دانشمندان نتوانسته‌اند ارتباط بین MS و ماه تولد را شرح دهند ولی اینطور تصور می‌نمایند که این نتایج می‌تواند با تابش خورشید و مقدار ویتامین D مادر که رشد جنین را تحت تاثیر قرار می‌دهد مرتبط باشد. چون در نیمکره شمالی در این ماه مقدار تابش خورشید کم است و مقدار کمی از ویتامین D در بدن افراد ساخته می‌شود.

شیوع MS

وقوع M.S در دوران کودکی نادر است، اما بعداً به سرعت شیوع آن افزایش می‌یابد تا در حوالی 30 سالگی به حداکثر می‌رسد و همچنان شیوع آن تا دهة چهارم عمر بالا می‌ماند و سپس سریعاً کاهش می‌یابد به طوری که M.S پس از 60 سال ، به ندرت رخ می‌دهد. به دلیل فاکتورهای هورمونی و سیستم ایمنی بروز بیماری M.S در زنان 2 تا3 برابر مردان است. معمولاً M.S در طبقات اجتماعی- اقتصادی بالا بیشتر دیده می‌شود.

علائم بالینی بیماری

در ابتدا بیمار تقریبا" هیچگونه علائم پزشکی ندارد، اما پس از گذشت چند سال ، بیماری بروز می‌کند. علائم عصبی در بیماری M.S به دلیل درگیری قسمتهای مختلف دستگاه عصبی مرکزی (CNS) متنوع می‌باشد. به خاطر ماهیت بیماری و درگیری قسمتهای مختلف سیستم عصبی و نیز دخالت عوامل جغرافیایی در چگونگی تظاهر بیماری ، علائم و بویژه اولین علامت شروع بیماری متنوع و شدت آن نیز متغیر خواهد بود، بنابراین در بیماری M.S هیچگاه یک فرم کلاسیک و ثابت و مشخص نمی‌توان یافت. چون در M.S عصب بینایی ، ساقه مغز ، مخچه و نخاع بیشتر درگیر می‌شوند، تظاهرات بالینی ناشی از ضایعات در این قسمتها می‌باشد.

شایعترین علائم در شروع بیماری عبارتند از: ضعف دستگاه حرکتی ، احساس درد سوزنی ، اختلال در دید ، کاهش یا تاری دید ناگهانی در یک چشم (نوریت اپتیک) ، دوبینی ، حرکت غیرارادی چشم ، اختلال در فهم کلمات ، لرزش ، اختلال در حسهای عمقی و از دست دادن تعادل ، فلج قسمتی از اندام تحتانی و تغییر در پاسخهای عاطفی ، احساس گرفتگی و گزگز یا عدم تعادل یک اندام ، اختلال عملکرد مثانه به صورت فوریت یا تأخیر در شروع ادرار. این علایم غالبا گذرا بوده و طی چند روز تا چند هفته از بین می‌روند، ولی با گذشت زمان این علائم ممکن است مستقر و ثابت شده و بیمار گاهی دچار مشکلات گفتاری ، شناختی و خلقی و حافظه‌ای می‌گردد.

پیشرفت حاد و سریع در این بیماری به ندرت دیده می‌شود و در بیشتر مبتلایان سیر بیماری خوش خیم بوده و علائم آنقدر خفیف هستند که حتی به پزشک هم مراجعه نمی‌کنند.

سیر و تحولات بیماری

بیماری MS در مرحله اولیه عود با بهبودی کامل یا تقریبا کامل همراه است.بین نخستین حمله و بروز علائم عصبی بعدی ممکن است ماهها تا سالها فاصله وجود داشته باشد، پس از گذشتن این دوره علائم جدیدی بروز می‌نماید و یا علائم قبلی عود کرده، پیشرفت می‌نماید. احتمال عود بیماری پس از عفونت و در زنان حدودا در سه ماه اول پس از زایمان بیشتر است. در بعضی بیماران با گذشت زمان و پس از چندین حمله عود و بهبودی ناقص ، بیمار تدریجاً دچار ضعف حرکتی اندامها ، سفتی عضلانی ، اختلال حسی ، عدم تعادل در راه رفتن و مشکلات ادراری ممکن است به درجات مختلفی ناتوان گردد. معمولا" بیمار تا حدود 30 سال پس از شروع بیماری زنده می‌ماند و عده کمی در همان ابتدا تلف می‌شوند.

سیر این بیماری اشکال متعددی دارد و اغلب بیماران دچار حملات تشدید و تخفیف علائم شده و بین حملات هیچ علامتی ندارند. عده دیگری دچار نوع مزمن و پیشرونده مولتیپل اسکلروز شده و با گذشت زمان بر شدت علائم آنها افزوده می‌شود. بر این اساس بیماری M.S دارای سه نوع سیر است که عبارتند از: 1- عود کننده- بهبود یابنده که در این حالت در بین حملات پیشرفتی در بیماری رخ نمی‌دهد، 2- پیشرونده ثانویه: که با پیشرفت تدریجی پس از یک دوره عود و بهبود اولیه مشخص می‌گردد و 3- پیشرونده اولیه که در آن ناتوانی از آغاز به صورت تدریجی پیشرفت می‌نماید.

روشهای تشخیص بیماری

ممکن است در شروع بیماری M.S ، تشخیص نامشخص باشد اما به تدریج که میلین اعصاب از بین می‌رود و یا بیماری عود می‌کند، تشخیص بیماری کامل می‌شود. از بین رفتن و تحلیل رفتن مغز با MRI قابل تشخیص است. علت اصلی به تأخیر افتادن تشخیص ، دوره پنهانی طولانی بیماری است که حدود 1 تا 10 سال یا بیشتر طول می‌کشد.

تشخیص بیماری M.S بر اساس علائم بالینی و سیر بیماری و وجود سابقه تشدید و تخفیف علائم ، یافته‌های معاینه عصبی و بررسیهای آزمایشگاهی نظیر بررسی مایع مغزی نخاعی ، پتانسیلهای فراخوانده بینایی (VEP) و تصویرنگاری سیستم عصبی مرکزی با MRI انجام می‌شود. در مبتلایان به M.S بررسی الکتروفورز پروتئین‌های مایع مغزی نخاعی (CSF) نشان دهندة وجود نوارهای مشخص در منطقه ایمونوگلوبولینی IgG تحت نام نوارهای اولیگوکلونال باند است. پتانسیل فراخوانده بینایی (VEP) طولانی می‌شود و ام.آر.آی (MRI) ضایعات مربوط به آسیب میلین را در مغز ، ساقه مغز ، مخچه و یا نخاع که به صورت ضایعات گرد با حدود مشخص با اندازة از چند میلیمتر تا چند سانتیمتر می‌باشند را نشان می‌دهد.

درمان M.S

با وجود مطالعات و پژوهشهای مدرن ، هنوز علت واقعی بیماری مشخص نشده و در نتیجه هنوز یک درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد. ولی با تدوین و پیگیری یک برنامه درمانی خاص و استفاده از دارو درمانی‌های جدید و تکنیکهای توانبخشی می‌توان علائم بیماری را تسکین داد, پیشرفت آن را کندتر کرد، با حمایت وضعیت کنونی توانائیهای شخص را حفظ نموده و ارتقاء بخشید.

درمان دارویی

  • درمان در مرحله وقوع علائم حاد و شدید: شامل کورتیکواستروئید تزریقی به مدت 5 روز می‌باشد، که بهبود حملات حاد بیماری را تسریع می‌کند.
  • درمان پیشگیری کننده از بروز حملات M.S: که در نوع عود کننده بیماری استفاده می‌شود، شامل تجویز اینترفرون بتا (که به دو شکل تزریق عضلانی هفتگی و یا تزریق زیر جلدی یک روز در میان است.) ، گلاتیرامر استات ، تجویز ایمونوگلوبولین وریدی یا IVIg و تعویض پلاسما است.
  • درمان‌های علامتی: هدف از درمانهای علامتی کاهش علائم ناتوان کننده بیماری به منظور زندگی بهتر بیماران است. مثلا سفتی عضلانی با باکلوفن ، خستگی بیمار با آمانتادین و درد و گزگز شدن اندامها با کاربامازپین ، لرزش بیمار با کلونازپام و اختلال عملکرد مثانه با اکسی‌بوتینین و افسردگی بیماران با فلوکستین تسکین پیدا می‌کنند.
  • در موارد M.S با فرم مزمن پیشرونده داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی نظیر آزاتیوپرین ، سیکلوفسفامید و متوتروکسات ممکن است موجب کاهش سرعت پیشرفت بیماری شوند.

ورزش و فیزیوتراپی

ورزش و درمان فیزیکی در درمان این بیماران نقش مهمی دارند. تحرک جسمی ، ورزشهای هماهنگ و انبساط عضلات به تقویت نیروی عضلانی در بیماران MS کمک می‌کند. مبتلایان به M.S بایستی بر اساس تواناییهای خویش یک برنامه ورزشی مناسب انتخاب کنند. از آنجا که خستگی سبب تشدید حملات و علائم بیماری می‌شود، بنابراین بایستی ورزشهای سبکتر انتخاب شود و از محیط گرم اجتناب شود.

پیشگیری از پیشرفت MS

اکثر افراد مبتلا به MS زندگی طبیعی ، کامل و فعالی با کمک روشهای درمانی و حمایتهای اجتماعی و خانوادگی خواهند داشت. شناسایی و کنترل به موقع علائم بیماری از شدت و سرعت پیشرفت آنها می‌کاهد. در ضمن حمایتهای اجتماعی و خانوادگی صحیح و مناسب از بیمار MS در تخفیف علائم و عوارض ناشی از بیماری و حفظ تواناییهای فرد در سطح مطلوب بسیار موثر هستند و یک خانواده خوب هرگز اجازه نمی‌دهد بیمارش تسلیم MS شود، در عین حال با توجه و حمایت بیش از حد ، توانایی او را محدود نخواهد کرد.

تا جایی که ممکن است باید از استرسهای عاطفی و جسمی و قرار گرفتن در گرما پرهیز کرد زیرا افزایش درجه حرارت بدن ، خستگی و استرس سبب تشدید گذرای علائم می‌شوند. باعث بدتر شدن علائم می شود.

رژیم غذایی صحیح و متعادل نقش مثبتی در جلوگیری از پیشرفت M.S دارد. بیمار مبتلا به M.S بهتر است از رژیم با چربی حیوانی کم و دارای چربیهای غیراشباع و روغنهای گیاهی و رژیم حاوی اسید لینولئیک استفاده کنند.

بیماری ms و فعالیتهای روزمره

فعالیتهای شغلی و ادامه تحصیلات در M.S

بستگی به تواناییهای جسمی و ذهنی بیمار دارد. از آنجا که فعالیت فیزیکی شدید و خستگی مفرط و نیز استرسهای روحی می‌تواند در تشدید علائم مؤثر باشند، بیمار باید یک برنامه کاری منظم داشته باشد.

ازدواج و بیماری M.S

مبتلایان به M.S خصوصاً انواع خوش خیم آن و مواردی که ناتواناییهای حرکتی- تعادلی بارزی نداشته باشد می‌توانند جهت تشکیل خانواده و ازدواج اقدام نمایند.

حاملگی ، شیردهی و M.S

از آنجا که M.S بطور شایع در سنین 20 تا 40 سالگی و بیشتر در زنان رخ می‌دهند. این سوال که آیا حاملگی بر روی سیر بیماری M.S اثر دارد، اهمیت می‌یابد. در این مورد باید گفت که خطر وقوع حمله M.S در طی 9 ماه حاملگی کمتر است. حاملگی بر سیر بیماری M.S معمولاً تأثیری نداشته ولی میزان عود در سه ماه نخست پس از زایمان شایعتر است. شیردهی ، در صورتی که بیمار از اینترفرون یا داروهای سرکوب کننده ایمنی استفاده نکند، بلامانع می‌باشد.

نقش حمایت‌های روحی در بیماران M.S

از آنجایی که بیماری M.S یک بیماری مزمن با سیر غیر قابل پیش بینی است، بیمار نیاز به حمایت‌های روحی- روانی از طرف همسر ، خانواده ، دوستان و اجتماع می‌باشد. فرد مبتلا به M.S باید بداند که با انطباق با بیماری و سازگاری با شرایط جسمی می‌تواند همچنان فرد مؤثر و کارآمدی باشد. از آنجا که استرسهای روحی در شروع و تشدید علائم نقش بسیار قوی دارند، خود بیمار و خانواده او بایستی از این نظر پیشگیریهای لازم را تا آنجا که ممکن است به عمل آورند.

+ نوشته شده توسط محمد رستمیان در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 1:4 |

آفتاب گردان SUNFLOWER

كليات گياه شناسي

هنگانيكه از گياه آفتاب گردان سخن بميان مي آيد معمولا تخم آفتاب گردان در ذهن تداعي مي شود زيرا كه همه ما با تخم آن آشنايي دريم چه كه بمصرف تغذيه پرندگان مي رسد و يا خود از آن استفاده مي كنيم ولي تمام قسمت هاي اين گياه آفتاب پرست از  ريشه و ساقه و شاخه و گل آن گرفته تا مغز ساقه آن دراي خواص بسياري است .

سرخ پوستان آمريكا اين گياه را بخاطر تخم آن كه بمصرف غذا ميرسد ميكاشتند و پرورش مي دادند .

آفتاب گردان گياهي است يكساله و تا حدود سه متر رشد مي كند . گل آندرشت و زيبا و بقطر 35 سانتيمتر مي باشد . در وسط گل قرمز رنگ آن دايره اي قهوه اي رنگ وجود دارد  كه تخم هاي آفتاب گردان دودارور آنرا گرفته اند . اين گياه در اكثر نقاط دنيا وجود دارد . از تخم آفتاب گردان روغن گرفته مي شود كه اشباع نشده است و براي پخت و پز مناسب است .

تركيبات شيميايي:

تخمه آفتاب بسيار مقوي است دراي 24% مواد پروتئيني ، 47% روغن ، 20% مواد هيداروكربن ، 8% فسفر ، 9% پتاسيم و بغير از اين مواد دراي ويتامين هاي A و B  نيز مي باشد .

روغن تخم آفتابگردان دراي 70% اسيد لينوئيك و مقدري فسفو ليپيد و ويتامين E  مي باشد بهمين دليل چربي خون را پائين آورده و كلسترول را تنظيم مي كند .

خواص داروئي:

اسانس گل آفتاب گردان براي التيام زخم ها و پائين آوردن فشار خون بكار مي رود . اسانس برگ هاي آفاب گردان خاصيت ميكروب كشي درد . در طب قديم ايران  و در طب چيني از تمام قسمت هاي گياه آفتاب گردان استفاده مي شود .

در موردزير مي توان از اين گياه استفاده كدر و از خواص درماني آن برخوردار شد .

1) زنگ زدن گوش : مغز ساقه آفتاب گردان را در آب جوش ريخته و مانند چائي دم كنيد و روزي سه فنجان از اين چاوي بنوشيد .

2) تقويت معده و پائين آوردن فشار خون : 30 گرم برگهاي خشك آفتاب گردان را دم كنيد و سه فنجان  در روز بنوشيد .

3) سرگيجه ف ورم صورت ، آب آوردن بدن و تسريع زايمان : 20 گرم از گلهاي خشك آفتاب گردان را در آب جوش دم كنيد و روزي سه فنجان از اين دم كرده را بنوشيد .

4) درد معده ، بماريهاي دستگاه ادراري ، يبوست : 30 گرم ريشه خشك شده آفتاب گردان را در آب جشو ريخته و مدت 5 دقيقه بگذاريد بجوشد يك فنجان از آنرا سه بار در روز بنوشيد .

5) آرتروز و ورم پستان : هنگاميكه آفتاب گردان گل مي دهد طبق گل ( قسمت پائيت گل كه مانند بشقابي است) را جدا كرده و در آّ انداخته آنقدر بجوشانيد كه شيره چسبناكي باقي بماند و سپس  اين شيره را روي مفصل هاي دردناك بماليد و ماساژ دهيد درد آرتروز برطرف مي شود . براي درمان ورم پستان در زنان شير ده طبق گل را هنگاميگه گل دانه داده است جدا كنيد و در ير آفتاب خشك كرده و سپس تكه تكه كرده و بو ( سرخ كنيد ) دهيد . كه كاملا قهوه اي شود و بعد آنرا خورد كرده بصورت در داروريد و اين پودر را در آب جوش كه كمي شكر به آن اضافه كرده ايد ريخته و اين شربت را به مريض بدهيد تاشفا يابد .

6) اسهال خوني : براي درمان ساهال خوني تخم آفتاب گردان را ( بمقدر 30 گرم ) در آب ريخته و حدود يكساعت با حرارت ملايم بپزيد سپس آنرا با نبات يا قند شيرين كرده و به مريض بدهيد .

7) سردردي كه همراه با سرمخوردگي است : 30 گرم تخم آفتاب گردان را در دو ليوان ريخته و بگذاريد بجوشد تا نصف ليوان آن باقي بماند و اين جوشانده را دوبار در روز بنوشيد .

8) بيماري فتق : 30 گرم ريشه تازه آفتاب گردان را با آب وشكر قهوه اي بجوشانيد و يان جوشانده را سه بار در روز بنوشيد .

9) سنگ كليه : حدود يك متر از مغز ساقه آفتاب گردان را در دو ليوان آب ريخته و بگذاريد آهسه بملايمت بجوشد تا مقدر آن به نصف ليوان تقليل يابد آنگاه بمدت يك هفته و روزي يكبار آنرا بوشيد تا از شر سنگ كليه راحت شويد .

10) زخم ، بريدگي و جراحت : مغز ساقه آفتاب گردان را بايد له كدر و مانند پماد روي زخم  جراحت گذاشت كه خونريزي را بند مي آورد و بهبودي را تسريع مي كند . سعي كنيد گياه آفتاب گردان را در حياط خود بكاريد و از خواص درماني آن استفاده كنيد .

تخم آفتاب گردان را مي توانيد از مغازه هاي برخي از داروخانه ها   خريدري كنيد . البته تخم آفاب گردان را بايد بصورت خام استفاده كنيد چون بو داده و نمك زده آن دراي خواص ذكر شده در اين مبحث نمي باشد .

چاپ ايميل

تخمه آفتابگردان بخورید ، بهتر ببینید

ایسنا : تخمه آفتابگردان از جمله تنقلات خوش طعمي است که به دليل خواص غذايي و درماني قابل توجه مي‌تواند آجيل مناسبي براي شب‌هاي سرد و بلند زمستاني باشد.

به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا منطقه علوم پزشکي تهران، تخمه آفتابگردان از جمله مغزهاي چربي است كه نه‌ تنها به عنوان آجيل و تنقلات مصرف مي‌شود بلکه انواع روغن و کره آن هم موارد مصرف فراوان دارد.

تخمه‌ را مي توان به صورت تازه، خشك و بو داده مصرف كرد كه البته نوع بوداده آن با نمك و كمي آبليمو بسيار خوشمزه است.

علاوه بر مصرف مغز تخمه‌ آفتابگردان، از روغن آن به صورت مايع براي پخت و پز نيز استفاده مي‌شود. در ضمن كره آن هم به دو صورت مارگارين و كره تخمه آفتابگردان (مانند كره بادام ‌زميني) يافت مي‌شود.

تخمه آفتابگردان بسيار مقوي است؛ اين تخم منبعي غني از فيبر، پروتئين، ويتامين E ، ويتامين B، ويتامين A و مواد معدني مختلف مانند پتاسيم، منيزيم، ‌آهن، فسفر، سلنيوم، كلسيم و روي است.

بسياري از مطالعات نشان داده‌اند که منيزيم به کاهش فشار خون و سردردهاي ميگرني و همچنين سکته قلبي کمک مي‌کند. منيزيم همچنين براي سلامت استخوانها و بدست آوردن انرژي ضروري است و کمبود منيزيم در بدن باعث بالا رفتن فشارخون، گرفتگي ماهيچه‌ها و سردردهاي ميگرني و همچنين خستگي و تنش مي‌شود.

اگر از درد آرتروز رنج مي‌بريد طبق گل (قسمت پايين گل که مانند بشقابي است) را جدا کرده و در آب انداخته، آنقدر بجوشانيد که شيره چسبناکي باقي بماند و سپس اين شيره را روي مفصل‌هاي دردناک بماليد و ماساژ دهيد. درد آرتروز برطرف مي‌شود. البته خوردن تخمه آفتابگردان هم در کاهش دردهاي مفصلي موثر است.

تخمه آفتابگردان سرشار از اسيد چرب غيراشباع است و به دليل خاصيت فيتواسترول (phytosterols) کلسترول خون را پايين مي آورد، فيتواسترول، در گياهاني يافت مي‌شود که ساختار شيميايي بسيار شبيه به کلسترول دارند و وقتي در رژيم غذايي به اندازه کافي باشد به کاهش کلسترول و همچنين کاهش ريسک ابتلا به سرطان کمک مي‌كند.

اسانس گل آفتابگردان براي التيام زخم‌ها و پايين‌آوردن فشار خون به‌کار مي‌رود و اسانس برگ‌هاي آفتابگردان خاصيت ميکروب‌کشي دارد.

براي تقويت معده و پايين‌آوردن فشار خون؛ 30 گرم برگ‌هاي خشک آفتابگردان را دم کنيد و 3 فنجان در روز بنوشيد.

مصرف تخمه آفتابگردان براي رفع ناراحتي‌هاي برونش، حنجره، مشكلات ريوي و همچنين صاف شدن صدا مؤثر است.

تقويت‌ چشم و بينايي انسان، مهم‌ترين خاصيت درماني تخمه آفتابگردان است؛ البته نبايد در خوردن آن افراط كنيد.

+ نوشته شده توسط محمد رستمیان در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 18:14 |
 
نویسنده مسعود بقائي كيا   
خلاصه مطالب:
جانورانی که در مناطق فعال زمین لرزه ای زندگی می کنند، در معرض تکان های شدید زمین لرزه قرار می گیرند که در اثر فروپاشی حفره ها منجر به تلف شدن جانوران، شکستن تخمها و عمل دریا لرزه می شود. از گزارشات رسیده چنین بر می آید که هر چند بیشتر جانوران ممکن است قادر به تشخیص نشانه های زمین لرزه باشند، اما هنوز هیچ سناریوی احتمالی معرفی نشده است که طی آن پاسخگوی تکامل چنین رفتارهایی باشد.
مکانیزم تکاملی را می توان طی دو مرحله بیان کرد:اولین مرحله شامل به تکامل رسیدن «پاسخ هشداری پیش از حادثه» به یک محرک ارتعاشی در فاصله زمانی کوتاه بین ورود امواج S و P می باشد. طبق شواهد موجود چنین واکنشی قبلاً در جانوران وجود داشته است. پس در صورت وجود محرکهای نشانه ای فرآیندهای تکاملی مشابه، درک جانور از این محرکها را به پاسخ تحریک شده از سوی موج P متصل می سازد که نتیجه این امر، ایجاد رفتار پیشگویانه نسبت به زمین لرزه خواهد بود.مدل ژنتیکی جمعیتی نشان می دهد که چنین سیستم پاسخ گریز از زلزله می تواند در برابر جهشهای تصادفی به عنوان نتیجه انتخاب طبیعی حفظ شود که با مقیاسهای زمان در مقایسه با حوادث زمین لرزه ای قوی، عمل می کند.
از اینرو درک بیتر نشانه های احتمالی زمین لرزه در حال حاضر از حوزه زلزله شناسی خارج است اما ممکن است اطلاعاتی را در این باب مطالعه و تحقیق رفتار جانوران، فیزیولوژی حسی و ژنتیکی جمع آوری کرد. یک بررسی و مرور کوتاه از نشانه های زمین لرزه ای نشان می دهد که سیستم های حسی، جهت تشخیص زاویه انحراف زمین، رطوبت، الکتریکی و مغناطیسی موجود در جانوران می توانند به سیستم رفتاری گریز از زلزله ارتباط داشته باشند. پیش گوییهای قابل آزمایش فراوانی از این تحلیلها بحث و بررسی شده است و توصیه شده است که گیرنده های رطوبتی، شیب، الکتریکی و مغناطیسی به شبکه های کنترل چگال در مناطق فعال زمین لرزه ای ضمیمه شوند.
مقدمه:
یکی از اهداف عمده زلزله شناسی تعیین این است که آیا نواحی گسله ای، هیچ نشانه ای از پیش بینی زمین لرزه را ارائه می دهد یا نه؟
بحثهای اخیر در متون علمی مربوطه، روی این عنوان با برخی سئوالات همراه بوده است. از قبیل اینکه،آیا وقوع زمین لرزه های بزرگ به علت ماهیت غیر پیشگویانه آنهاست. یا اینکه به طور ساده نیازمند یک گزارش کاملی از اطلاعات ژئوفیزیکی یا ژئو شیمیایی در مناطق مستعد زلزله هستیم. متأسفانه اطلاعاتی از این قبیل به این خاطر که زمین لرزه ها بزرگ به ندرت رخ می دهند و نیز به علت محدودیت توزیع فضایی ابزار درجهت ثبت مداوم داده ها و نیز شمار زیاد متغیراتی که قابل ثبت و ضبطند، سیار کند جمع آوری شده است. واضح است که ثبت مداوم یک متغیر تصادفی از پارامترهای فیزیکی و شیمیایی نزدیک به مرکز زمین لرزه (با احتمال خیلی زیاد) عملی غیر ممکن بوده و هزینه های سنگینی در بر خواهد داشت. چنانچه تحقیق روی گسل سان اندریس در پارک فیلو کالیفرنیا، که مرکز احتمالی زمین لرزه سال 1857در زمین لرزه فورت تیگن و محل وقوع زمین لرزه های 6 ریشتری (باکون و مویلی در سال 1984)، مشکل هزینه و ماهیت دشوار عمل ثبت را تأئید کرد. در تلاشی برای ارزیابی سیستماتیک این مشاهدات، انجمن بین المللی زلزله شناسی و فیزیک درون زمین (IASAEIC) با ارزیابی رویدادهایی که نشانه هایی از وقوع زمین لرزه بوده اند، طی یک بررسی دقیق، «فهرستی مقدماتی از نشانه های مهم زمین لرزه ای» ایجاد کردند و که عموماً از اولین فهرست به عنوان «لیست» یاد می شود و کمیته ای فرعی را جهت پیش گویی زمین لرزه ترتیب داد.
بین سالهای 1989 و 1999 حدوداً 40 پیشنهاد به این لیست ارائه شده و توسط کمیته فرعی موردارزیابی قرار گرفت.
5 مورد در لیست مقدماتی قرار گرفتند که مورد 1و2 به پیش لرزه، 3: حالت سکون و بی حرکتی زمین قبل از پس لرزه های بزرگ، 4: کاهش رادون در آبهای زیرزمینی، و 5 افزایش سطح آبهای زیرزمینی، مربوط می باشند.
6 موردی که هم مورد قبول لیست واقع نشد به پدیده الکترو مغناطیسی مربوط می شد. با در نظر گرفتن این مشکلات دراندازه گیری مستقیم پدیده پیش زمین لرزه، جای این سوال است که آیا اطلاعات در مورد نشانه های زمین لرزه ای باید به طور کامل از منابع مختلف و غیر زمین شناسی به دست آید (مانند رفتار حیوانات)؟ هیچ یک از پیشنهادات ارائه شده به لیست (IASAEIC) در برگیرنده اطلاعاتی در مورد رفتار حیوانات نبود. ادعاهایی مبنی بر حساسیت انسان قبل از وقوع زمین لرزه، شاید به صورت جبران ناپذیری این مبحث را دچار اغتشاش و سردرگمی کرد. برخر از این ادعا کاملاً پوچ و بی اساس بودند (کلادرک در سال 1996 ادعا کرد که سردردی در کالیفرنیای شمالی، زمین لرزه های نیکاراگوآرا پیش بینی نمود).
در بحث با همکاران ژئوفیزیک، طبق معمول نسبت به این موضوع که حیوانات ممکن است نشانه های زمین لرزه را پیش بینی کنند، اعتراضات بلند شد، چراکه حقیقت این است که دوره زندگی اغلب حیوانات کوتاهتر اززمان تکرار زمین لرزه های بزرگ است، از اینرو حیوانات بعید است که سیگنالهای نشانه زمین لرزه رابه خاطر بیاورند. با این حال رفتار حیوانات به طریقی خاص، مستعد به کنترل ژنتیکی است به همین دلیل مجله کاملاً علمی تحت عنوان «ژنتیکهای رفتاری» به این موضوع اختصاص یافته است. از اینرو حوادث نادر که منجر به کشته شدن حیوانات و یا کاهش سازگاری بخش کوچکی از گونه حیواناتی که تولید مثل می کنند.
از طریق دوره چرخش تصادفی و انتخاب طبیعی می تواند نجر به تکامل مکانیزم هایی در جهت دوری از چنین تلفات و مرگ و میرهایی شود. در مورد بیماریها این فرآیند خیلی معروف است. جانداران می توانند رفتارهایی را تکامل بخشند که بقا و سازگاری آنها را افزایش دهد. واکنشهای معروفی از قبیل فرار از آتش و صیاد. بیشتر این رفتارها، شامل توانائیهای لازم در جهت تشخیص الگوهای پیچیده می باشد.
تحقیقات 50 سال گذشته نشان داده است که شمار زیادی از پاسخهای رفتاری پیچیده که حیوانات از خود بروز می دهند تحت کنترل ژنتیکی می باشد. سیستمهای رفتاری ژنتیکی مانند تمامی ژنها، فسیلهای قدیمی هستند که حافظ اطلاعاتی است که به بقای نسلهای گذشته، بالغ بر 5/3 میلیون سال گذشته، کمک کرده است. رفتارهایی به پیچیدگی تکلم از طریق حرکات رقصانه در میان زنبورهای عسل همگی غریزی بوده و این نوع رفتارها حاکی از بی اختیاری حتی در جمعیت حشرات، بدون بهره وری از زنبورهای کارگر با تجربه و مسن تر می باشد. مثالهایی از این نوع فراوان می باشند. زمانی که یک درونداد حسی (از طریق بینایی، شنوایی، لامسه ای، بویایی و ...) پاسخ «عمل ثابت» را تحریک می کند باعث یک واکنش رفلکس مانند بی اختیاری فوری و ضروری می شود. این رفتارها از پاسخ فراری گرفته تا رفتارهای جفت گیری در گونه های مختلف جانوران مانند کرمهای پهن و حشرات و پستانداران و ... متغیر می باشند.
به خاطر داشته باشید که رفتارهایی از این نوع اکتسابی نیستند بلکه موروثی بوده و طی فرآیند دراز مدت و آرام از چرخش تصادفی و انتخاب طبیعی شکل یافته است. بنابراین بهتر است که یک سوال مناسب از بافت ژنتیکی جمعیت حیوانات دراینجا مطرح شود: آیا منطقی است که بگوییم الگوی رفتاری فرار از زلزله، در حال تکامل است و آیا چنین سیستم ژنتیکی که در جریان رویارویی با فشارهای انتخاب معیار زمان حوادث ناگوار زمین لرزه ای عمل می کند، باید حفظ شود؟
تحلیل های زیست شناسی انجام گرفته که به اواسط سال 1970 بر می گردد به این نتیجه رسیده است که یک پاسخ فراری غریزی دراثر زمین لرزه (بر مبنای ژنتیک) بعید است که در حیوانات به تکامل برسد. چرا که زمین لرزه ها آنقدر به ندرت رخ ی دهند که نمی توان یک مزیت انتخابی ایجاد کرد که که امکان تثبیت ژنتیکی چنین ویژگیهایی را فراهم کند.
سؤال بعدی که آیا در اگر گونه ها توانستند گریز موفقیت آمیزی داشته باشند حتی اگر آنها دانش زمین لرزه های قریب الوقوع را ارتقاء داده باشند؟ لازم است که هردوی این سؤالات را دوباره ارزیابی کنیم.
اول اینکه، در سال 1975 تنها دانش مقدماتی از تناوب زمین لرزه های بزرگ و متوسط داشتیم. در کالیفرنیا و بسیاری از مناطق دیگر، امروزه تشخیص می دهیم که زمین لرزه های بزرگ به طور متوسط، با فواصل تکراری 100 سال یا بیشتر رخ داده اند. گرچه زمین لرزه های متوسط +5 ~ M مناطق ژئوگرافیک کوچکتری را تحت تأثیر قرار می دهد. این نوع زمین لرزه ها نسبی بوده و ممکن است مناطق زمین لرزه ای به خطر بیندازد علاوه بر این مناطقی با فعالیت زمین لرزه ای زیاد روی زمین، حداقل به 2 میلیون سال قبل یا بیشتر می رسد. که این زمین لرزه ها محصول فرآیندهای تکتونیک (زمین ساز شناسی)می باشد. یک فشار انتخابی کوچک که طی فواصل زیاد زمان زمین شناسی عمل می کند مانند انتخاب قویتری که طی فاصله زمانی کوتاه تر عمل می کند، بر تثبیت ژن موثر خواهد بود.دوم اینکه، عمل فرار می تواند در اغلب نمونه ها، حین زمین لرزه،میزان مرگ و میر را کاهش می دهد.
زمین لرزه ها می توانند حیوانات را از پای دربیاورند یا سازگاری آنان را به روشهای مختلف کاهش دهند، از یک تکان فیزیکی مستقیم گرفته (فرو ریختن حفره ها، بیرون ریختن تخم ها از لانه، شکستن لانه زنبور عسلها و ...) تا تکانهای غیر مستقیم (لغزش لجنها در بستر دریاها و اقیانوسها و دریا لرزه...).
همچنین سازگاری حیوانات ممکن است در فاصله پس از زمین لرزه به عنوان نتیجه اختلالات رفتار طبیعی حاصل از پس لرزه ها، کاهش یابد. در اغلب جانداران، رفتاری که قبل از زمین لرزه صورت می گیرد، میزان مرگ و میر را کاهش می دهد: ماهی و جانوران بالدار دریایی، نواحی ساحلی را ترک می کنند، جوندگان از حفره هایی که احتمال ریزش دارند، بیرون می آیند. زنبورهای عسل به صورت گله ای به حرکت در می آیند و والدین تخم گذاری خود را به تأخیر می اندازند.
این مقاله برخاسته از تشابهات موجود در ایت لیست است که جانوران رفتارهای احتمالی قبل از وقوع زمین لرزه تا رفتارهای غیر عادی که روزها و ساعت و یا دقایقی قبل از زمین لرزه از خود نشان داده اند.
کتاب نوشته تیربوتچ (Tributsch) در سال 1982 نیز این مشاهدات رابطور دقیق در مبنای جهانی عرضه داشته است. این مشاهدات حداقل به این فرضیه که : هشدارهای زمین لرزه ای از نظر زمین شناسی یا سیستم پیشگویی ممکن است وجود داشته باشد، اعتبار می بخشد.
پس اگر چنین است باید یک مسیر ممکنی وجود داشته باشد که طی آن چنین سیستمی توانسته به تکامل رسد. یک فرآیند عمده و مهمی که توسط آن سیستمهای پیچیده زیست شناسی تکامل یافته. عبارتست از وجود یک الگوی ژنتیکی که برای انجام یک عمل تکامل یافته و آن را برای انجام نقشی متفاوت پیوند می دهد یا سازگاری می بخشد. پس سیستم جدید تدریجاً تصیح شده و اشکال زدایی می شود و طی فرآیند چرخش تصادفی و انتخاب طبیعی به بهبود می رسد. این الگوی تکاملی را اصطلاحاً (اکسپتیشن) : expatiation گویند. برای اینکه پاسخ گریز از زلزله به این شیوه سیر تکاملی خود را سپری کند نیاز خواهد داشت تا الگوی رفتاری فرار یا وحشت و یا خارج شدن از حفره را با یک یا چندین درونداده های حسی مناسب ترکیب دهد و موجب تحریک یک واکنش شود. این روند موجب سه سوال اساسی خواهد شد.
1- آیا هر چیزی مانند مانند پاسخ گریز از زلزله قبلاً در خزانه ژنتیکی رفتاری حیوانات ایجاد شده است؟ اگر چنین است چگونه توانسته به تکامل رسد؟
2- آیا حوادث شیمیایی یا فیزیکی نشانه های زمین لرزه که هراز گاهی رخ می دهند. در سطح زمین قابل شناسایی است که ممکن است یک زمین لرزه قریب الوقوع را خبر دهد اگر چنین است آیا حیوانات، توانائیهای حسی لازم برای شناسایی آنها را به تکامل رسانده اند؟
3- آیا سیستم ژنی پاسخ گریز از زلزله بین یک جمعیت در رویارویی با جهش تصادفی و گرایش ژنتیکی، بین حوادث عظیم زمین لرزه، حفظ شده است؟ ... در این مقاله هر یک از این سوالات مورد بررسی قرار می گیرند.
تقریباً همه حیوانات دارای پاسخ های غریزی برای فرار از دست شکارچی درنده (اغلب برای حیواناتی که در خشکی زندگی می کنند) و فرار از آتش وجود دارد. در انسان این نوع واکنشها به وحشت معروفند با تشرح سریع آدرناسین همراه است که باعث افزایش هوشیاری صی شده و موقتاً مانع از درک درد می شود. مشاهدات فرلواتی است که نشان می دهد، حیوانات چند ثانیه قبل از آغاز تکانهای شدید زمین دچار وحشت می شوند. تریبوتچ در سال (1982) چند تا از این نمونه ها را برشمرد. از جمله پارس کردن سگها، بیرون پریدن گربه های وحشت زده از پنجره، زوزه کشیدن پرندگان، بیرون دویدن جوندگان از میان حفره ها، کوچ گله ای زنبورهای عسل، توضیح بروز چنین رفتاری قبل از وقوع زلزله، چندان مشکل نیست.
امواج زلزله p، از طریق پوسته زمین، سریعتر از امواج s تقریباً با سرعت se/km 4-2 سیرمی کنند.اگر جانداران به حد کافی نسبت شناسایی لرزه های همراه امواجp حساس باشند، این حس باعث تحریک حیوانات می شود تا قبل از رسیدن امواج زیان آور s، برای دوری از مرگ اقدام به فرار می کنند. تنها در تقریب خیلی نزدیک به مرکز زمین لرزه تکانهایی بدون هشدار محسوس، شروع خواهد شد. از زمین لرزه های متوسط تا زمین لرزه های بزرگ مانند لوماپرتیا (Lomo preita) می تواند باعث گدازه هایی در فاصله +50 کیلومتر شود و منطقی است که احتمال فروپاشی حفره در رو خاکهای شل و سست در فاصله های بیشتر از مرکز زمین لرزه، موجب تحریک حیوانات می شود. از اینرو حیواناتی که درفاصله دهها کیلومتر از مرکز زمین لرزه زندگی می کنند. با تشخیص موج p، برای فرار از اثرات ناشی ازامواج پر انرژی s، چند ثانیه فرصت خواهند داشت. گرچه طبق گزارشات رسیده از طبیعت، این مشاهدات از این فرضیه حمایت می کنند که: یک واکنش گریز از زلزله در مخزن رفتاری حیوانات موجود است و اینکه چنین واکنشهایی حداقل با درک حسی ارتعاشاتی با فرکانس پایین، انتشار می یابند.
و اما در مورد موج p، توانایی حسی که واکنش گریز از زلزله را تحریک می کند بطور آشکار در طبیعت یا صوتی است یا مکانیکی، و حتی گاهی توسط انسان نیز احساس می شود. در طبیعت مشهود است که حداقل تعدادی از جوندگان (کانگوروهای کالیفرنیا) با پاهای خود به زمین ضربه زده و ارتعاشاتی با فرکانس پایین تولید می کنند که از این روش، جهت برقراری ارتباط با همنوعان خود عین حفره ها استفاده می کند تا مرزهای قلمروی خود را مشخص کنند و چنانچه حضور شکارچی را در این قلمرو تشخیص دادند ، او را شناسایی کنند. هم مار و هم جوندگان توانائی لازم جهت تشخیص و پاسخ دهی به این ارتعاشات را دارند و در این جانوران سیستم های حسی در سطح بالائی نگهداری می شود. توانیی برای تشخیص سیگنالهایی با فرکانس پایین، احتمالاً در اجداد مشترک گذشته خزندگان و پستانداران وجود داشته است. و ممکن است یکی از ویژگیهای مقدماتی مهره داران باشد.
درک تکامل واکنش گریز از زلزله که در اثر موج p، تحریک شده است از طریق فرآیند تکاملی «اکسپتیشن» که شرح آن گذشت، چندان هم مشکل نیست. بررسی سطحی رشته فیزیولوژیست اعصاب نشان می دهد که فعل و انفعالات بین شکار وشکارچی بطور وسیع مسئول تحریک توانائی حیوانات جهت تشخیص سیگنالهای محیطی تقریباً پایین تر از محدوده پارازیت حرارتی می باشد. شواهد فعالیت شکاری در آثار فسیلی به اواخر دوره زمین شناسی کامبریان، حدود 545 میلیون سال می رسد که بوسیله حفره ها شکاری در پوسته سومین جانوران نرم تن، شناسایی شده است.
با در نظر گرفتن فشار انتخابی بیشمار از فعل و انفعالات بین شکار و شکارچی، سیر تکاملی بایستی حساسیت شنیداری و لامسه ای حیوانات را نسبت به نقطه ورور موج p، به تکامل برسد (جائی که بین فاصله کوتاه زمانی از نظر زمین شناسی قابل درک است) الگوی تکاملی این حسها برای اینکه منجر به واکنش گریز از زلزله شود، باید یک تغییر جزئی در آن صورت گیرد تا دو سیستم موجود رابه هم پیوند دهد. (حساسیت ارتعاشی و فرار شکارچی) و منجر به رفتار جدیدی شود که مرگ و میر حاصل از فعالیتهای زمین لرزه ای را کاهش دهد. گونه های وسیعی از مهره داران از ماهی گرفته تا پستانداران، رفتارهایی از خود بروز می دهند که منطبق با حضور این سیستم اساسی است. که این سیستم احتمالاً قبل از اواسط دوره اردو ویکیان (Ordovician) به تکامل رسیده است.
آیا رویدادهای شیمیایی و فیزیکی دیگری در سطح زمین وجود دارد که زمین لرزه های قریب الوقوع را هشدار دهد؟ آیا حیوانات قادر به تشخیص این رویدادها می باشند؟
زمانی که سیستم گریز از زلزله و تحریک شده بوسیله موج p، بوجود آمد (مثلاً این سیستم به تثبیت ژنتیکی بین هنگه دست یافت) یک فرآیند مشابه به فرآیند چرخش تصادفی و انتخاب طبیعی، (الگوی تکاملی اکسپتیشن) می تواند رخ دهد تا این فرآیند رابه سیگنالهای حسی دیگر متصل کند که، یک حیوان ممکن است قبل از زمین لرزه، این سیگنالها را درک کند. این مرحله اگر رخ داده است شامل انتقال از پاسخ اخطاری قبل از حادثه به یک پاسخ پیش گویی صحیح است. دلایل من به شرح زیر است :
در نزدیکی مرکز زمین لرزه قبل از رسیدن موج s، امواج p، به حد کافی پر انرژی بوده و موجب گدازش و فروپاشی حفره ها دراین قسمتها می شود این مناطق واکنش تحریک شده از سوی موج p، برای دوری یا کاهش اثرات ناشی اززمین لرزه، زیاد قابل استفاده نیست.
به عبارت دیگر اگر سیگنالهای دیگر نشانه وقوع زمین لرزه، عین قلمرو درک حسی جانور وجود دارند، پس جهشهای ژنتیکی تصادفی در ژنهای رفتاری ممکن است هراز گاهی، تشخیص این سیگنال را به واکنش هشداری حاصل از موج p، پیوند دهد. این فرایند تکاملی بعدها می تواند ، بهسازی شده و با انتخاب طبیعی بهبود یابد. طی 5 میلیون سال گذشته، این فرآیند ممکن است در اغلب نسلهای نامتناصبی بارها اتفاق افتاده باشد. و در عین حال بستگی به این دارد که تا چه حدی یک فرآیند حسی ارگانیسم، به خوبی عمل کرده است.
قبلاً اشاره شد که، فهرست مقدماتی IASPEI دارای نشانه های مهم زمین لرزه ای شامل پنج پیشنهاد ژئوفیزیکی است. سه تای از این ها صرفاً مربوط به زمین لرزه می باشد (پیش لرزه- پیش لرزه- سکون زمین لرزه ای قبل از پس لرزه های بزرگ، و دوتای دیگر مربوط به کاهش غلظت رادون و افزایش سطح آبهای زیر زمینی مربوط می باشد.) این لیست از وجود دیگر نشانه های ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی ممانعت نمی کند. و تا کنون مجموعه ای از مشاهدات خوش اقبال به دست آمده است که برای رسیدن به اعتبار آماری کوچکترین آستانه ها را در بر می گیرد.
مشکلی که هم اکنون با آن مواجهیم، تلاش برای گسترش این پیشنهادات به شیوه ای است که ممکن است منجر به پیشگوییهای قابل آزمایش در رابطه با رفتار حیوانی شود. به همین دلیل، بررسی مجموعه ای از موارد کمکی (نمونه هایی که هنوز انجمن (IASPEI) هنوز پیشنهاد نشده است).
همچنین موارد مطرح شده از رفتار حیوان پیش از زمین لرزه مفید خواهد بودو به خاطر داشته باشید که هدف از این کارها، پیشنهاد این موارد به انجمن نیست بلکه هدف، بهبود تستهای آزمایشگاهی تحریکات مربوطه در جمعیت حیوانی مناسب است تا بدانیم آیا این موارد، قادر به تولید رفتارهای گریزاز زلزله مانند وحشت می شوند یا نه. از این نقطه نظر حداقل 4 پیشنهاد ممکن برای حساسیت حیوان را می توان انتخاب و گلچین نمود.
1- شیب زمین 2- تغییرات رطوبتی 3- جریانها الکتریکی 4- تغییرات میدان مغناطیسی

+ نوشته شده توسط محمد رستمیان در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 0:52 |
اثر پروانه‌ای نام پدیده‌ای است که به دلیل حساسیت سیستم‌های آشوب‌ناک به شرایط اولیه ایجاد می‌شود. این پدیده به این اشاره می‌کند که تغییری کوچک در یک سیستم آشوب‌ناک چون جو سیاره‌ی زمین (مثلاً بال‌زدن پروانه) می‌تواند باعث تغییرات شدید (وقوع توفان در کشوری دیگر) در آینده شود.
ایده‌ٔ این‌که پروانه‌ای می‌تواند باعث تغییری آشوبی شود نخستین بار در ۱۹۵۲ در داستان کوتاهی به نام آوای تندر کار ری بردبری مطرح شد. عبارت «اثر پروانه ای» هم در ۱۹۶۱ در پی مقاله‌ای از ادوارد لورنتس به وجود آمد. وی در صد سی و نهمین اجلاس AAAS در سال ۱۹۷۲ مقاله‌ای با این عنوان ارائه داد که «آیا بال‌زدن پروانه‌ای در برزیل می‌تواند باعث ایجاد تندباد در تگزاس شود؟
لورنتس در حال تحقیق روی مدل ریاضی بسیار ساده ای که از آب و هوای زمین، به یک معادله دیفرانسیل غیر قابل حل رسید. وی برای حل این معادله به روشهای عددی با رایانه متوسل شد. او برای اینکه بتواند این کار را در روزهای متوالی انجام دهد، نتیجه آخرین خروجی یک روز را به عنوان شرایط اولیه روز بعد وارد می کرد. لورنتس در نهایت مشاهده کرد که نتیجه شبیه سازی های مختلف با شرایط اولیه یکسان با هم کاملا متفاوت است. بررسی خروجی چاپ شده رایانه نشان داده که Royal McBee، رایانه‌ای که لورنتس از آن استفاده می کرد، خروجی را تا چند رقم اعشار گرد می کند. از آنجایی محاسبات داخل این رایانه با چند رقم اعشار صورت می گرفت، از بین رفتن دورقم آخر باعث چنین تاثیری شده بود. مقدار تغییرات در عمل گرد کردن نزدیک به اثر بال زدن یک پروانه است. این واقعیت غیر ممکن بودن پیش بینی آب و هوا در دراز مدت را نشان می دهد .

اثر پروانه‌ای (ُThe Butterfly Effect) نام پدیده‌ای است که به دلیل حساسیت سیستم‌های آشوب‌ناک به شرایط اولیه ایجاد می‌شود. این پدیده به این اشاره می‌کند که تغییری کوچک در یک سیستم آشوب‌ناک چون جو سیاره‌ زمین (مثلاً بال‌زدن پروانه) می‌تواند باعث تغییرات شدید (وقوع توفان در کشوری دیگر) در آینده شود.


ایده‌ٔ این‌که پروانه‌ای می‌تواند باعث تغییری آشوبی شود نخستین بار در ۱۹۵۲ در داستان کوتاهی به نام آوای تندر کار ری بردبری مطرح شد. عبارت «اثر پروانه ای» هم در ۱۹۶۱ در پی مقاله‌ای از ادوارد لورنتس به وجود آمد. وی در صد سی و نهمین اجلاس ای‌ای‌ای‌اس در سال ۱۹۷۲ مقاله‌ای با این عنوان ارائه داد که «آیا بال‌زدن پروانه‌ای در برزیل می‌تواند باعث ایجاد تندباد در تگزاس شود؟»


لورنتس در پژوهش بر روی مدل ریاضی بسیار ساده‌ای از آب و هوای جو زمین، به معادله‌ی دیفرانسیل غیر قابل حل رسید. وی برای حل این معادله از روش‌های عددی به کمک رایانه بهره جست. او برای این‌که بتواند این کار را در روزهای متوالی انجام دهد، نتیجه آخرین خروجی یک روز را به عنوان شرایط اولیه روز بعد وارد می‌کرد. لورنتس در نهایت مشاهده کرد که نتیجه شبیه‌سازی‌های مختلف با شرایط اولیه یکسان با هم کاملاً متفاوت است. بررسی خروجی چاپ شده رایانه نشان داده که رویال مک‌بی (Royal McBee)، رایانه‌ای که لورنتس از آن استفاده می کرد، خروجی را تا ۴ رقم اعشار گرد می‌کند. از آنجایی که محاسبات داخل این رایانه با ۶ رقم اعشار صورت می گرفت، از بین رفتن دو رقم آخر باعث چنین تاثیری شده بود. مقدار تغییرات در عمل گرد‌کردن نزدیک به اثر بال‌زدن یک پروانه است. این واقعیت غیرممکن بودن پیش‌بینی آب و هوا در دراز مدت را نشان می دهد.


مشاهدات لورنتس باعث پررنگ شدن مبحث نظریه آشوب شد. عبارت عامیانه «اثر پروانه ای» در زبان تخصصی نظریه آشوب، «وابستگی حساس به شرایط اولیه» ترجمه می شود.

به غیر از آب و هوا، در سیستمهای پویای دیگر نیز حساسیت به شرایط اولیه به چشم می خورد.

یک مثال ساده، توپی است که در قله کوهی قرار گرفته. این توپ با ضربه بسیار کمی، بسته به اینکه ضربه از چه جهتی زده شده باشد، می تواند به هرکدام از دره های اطراف سقوط کند.


● تئوری
اغلب سیستم ها در دنیای واقعی طی تکرار یک عملیات مشخص کار می کنند. در مثال آب و هوای لورنتس فرایند گرم شدن سطح زمین از طرف خورشید و سرد شدن جو از طریق تابش به فضای بیرون، فرایندی است که مدام تکرار می شود. می توان نشان داد که در چنین سیستمی بازه ای از مقادیر اولیه باعث ایجاد رفتار آشوبناک می شود.

ادوارد نورتن لورنز هواشناس و ریاضیدان موسسه تکنولوژی ماساچوست و تئوریسن تئوریهای معروفی “بی نظمی” و “اثر پروانه ای” در سن ۹۰ سالگی در کمبریج ماساچوست در گذشت. وی در ۲۳ می ۱۹۱۷ متولد و در ۱۶ آوریل ۲۰۰۸ دارفانی را وداع گفت.
این دانشمند در تئوری “اثر پروانه ای” گفته است: “ضربه های بالهای پروانه ای در برزیل می توانند در تکزاس توفان به پا کنند.”
در این تئوری لورنز توضیح می دهد که تداوم تغییرات بی نهایت کوچکی که در اثر بال زدن پروانه ایجاد می شود نتایج ویرانگری تولید می کند.
این دانشمند جوایز معتبر بین المللی به خصوص “جایزه توکیو برای علوم کاربردی” را دریافت کرد. با وجود این از آنجا که در جوایز نوبل، جایزه ای با عنوان “جایزه نوبل هواشناسی” وجود ندارد، لورنز هرگز نتوانست نام خود را در بین دارندگان این جایزه به ثبت برساند.


لورنز در سال ۱۹۷۹ در کنفرانس سالانه “انجمن آمریکایی پیشرفت علم” حاضر شد و به تشریح تئوری “اثر پروانه ای” (butterfly effect) پرداخت و به این ترتیب تئوری “بی نظمی” رسمیت گرفت.
این دانشمند نخستین بار تئوری بی نظمی را در سال ۱۹۶۱ در موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی) مطرح کرد. سپس در سال ۱۹۶۳ این تئوری را کاربردی و در سال ۱۹۷۹ فرمول آن را ارائه کرد.
این تئوری در خصوص پدیده هایی چون تغییرات آب و هوایی غیرمنتظره و حوادث و فرایندهایی که نمی توانند با استفاده از برهانها و قوانین ریاضی رایج، مثل تئوری احتمالات مدل سازی و پیش بینی شوند، توضیح می دهد.

در سال ۱۹۶۰ لورنز یک مدل اسباب بازی از هواشناسی ایجاد کرد.
رایانه این دانشمند در آن زمان نه سرعت کافی برای پردازش یک شبیه سازی ساخته شده از رفتار اتمسفر داشت و نه از حافظه کافی برای ذخیره این اطلاعات برخوردار بود. باوجود این، لورنز توانست مدلهایی از تئوری بی نظمی را با استفاده از این رایانه و با کمک دیگر هواشناسان “ام آی تی” نشان دهد.

منبع:شبکه فیزیک هوپا

+ نوشته شده توسط محمد رستمیان در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 0:38 |

بیماری آلکاپتونوریا

۱-الکاپتونوریا:یک بیماری متابولیکی ارثی است که در اثر نقص انزیم اسیدهموژنتیسیک اکسیداز در مسیر متابولیکی فنیل الانین-تیروزین ایجاد می شود.این بیماری اختلال اتوزومی مغلوب اتوزومال رسسیو است.فقدان انزیم هموژنتیسیک اسید اکسیداز متابولیسم فنیل الانین-تیروزین را درمرحله اسید هموژنتیسیک مهارمی سازد.بنابراین اسیدهموژنتیسیک دربدن تجمع می یابد.به طورطبیعی

اسیدهموژنتیسیک درخون یا ادراروجودندارد

ولی درالکاپتونوریا این اسید دربین سلولها و داخل سلولهابه صورت گراندلریاهوموژن تجمع می یابدومقادیرزیادی ازآن ازطریق ادراردفع میگردد.اکسیداسیون و پلی مریزاسیون این ترکیب درادرار(کهنه)ودرمعرض هوا قرارگرفته ماده ای شببه ملانین وسیاه رنگ را به وجود می آورد که تیرگی ادرارنظیر جوهر(urine as ink)را سبب می گردد.

2- اوکرونروز چیست؟

َاسید هموژنتیسیک علاوه بر رسوب مستقیم دربافتها با مهار آنزیم لیزیل ئیدروکسیلاز مهارکننده بیوسنتز کلاژن نیز هست بدین ترتیب که اسیدهموژنتیسیک نگهداری شده دربدن به طورانتخابی به الیاف کلاژن بافت همبند و تاندونها و وترعضلانی وغضروفها متصل شده وآنها را به رنگ آبی مایل به سیاه در می آورد.اوکرونروز اصطلاحی است که تیره شدن بافتهارا توصیف می کند

به دلیل تجمع پلیمر سیاه اسیدهموژنتیسیک در غضروف و بافتهای مزانشیمی دیگر میباشد.اوکرونروز در بافتهای مختلف مانند غضروفها(بینی.گوش.دنده.حنجره.نای.مفاصل)و تاندونها و نسوج نرم(گونه.دست.فقرات....)اپیدرم.اندوکارد و انتیمای عروق.کلیه.پروستات.ریه.صلبیه.ملتحمه و قرنیه.پرده صماخ رخ می دهد ولی بیشتر در گوشها.بینی و گونه ها دیده می شود .

و به دلیل تجمع پلیمر سیاه اسیدهموژنتیسیک در غضروف و بافتهای مزانشیمی دیگر میباشد.اوکرونروز در بافتهای مختلف مانند غضروفها(بینی.گوش.دنده.حنجره.نای.مفاصل)و تاندونها و نسوج نرم(گونه.دست.فقرات....)اپیدرم.اندوکارد و انتیمای عروق.کلیه.پروستات.ریه.صلبیه.ملتحمه و قرنیه.پرده صماخ رخ می دهد ولی بیشتر در گوشها.بینی و گونه ها دیده می شود .

3- چگونه الکاپتونوریا بر  مفاصل تاثیر می گذارد ؟

جدی ترین عارضه اوکرونروز ناشی از رسوب رنگدانه ها درغضروفهای مفصلی می باشد.به دلایل نامشخصی این پیگمانتاسیون موجب می شود که غضروف لغزندگی طبیعی خود را از دست داده شکننده و شیاردار گردد.فرسایش و پاره شدگی این غضروف رشته رشته به درون استخوان زیرین رانده می شود و باعث تشدید بیشتر آسیب می گردد.ستون مهره ای و مخصوصا دیسک بین مهره ای اولین هدف این تهاجم است.اما بعدا مفاصل زانوها شانه ها و لگن ممکن است مبتلا شوند.مفاصل کوچک دستها و پاها معمولا مبتلا نمی شوند با آنکه نقص متابولیکی از هنگام تولد وجود دارد.آسیب مفصلی دژنراتیو به آهستگی به پیش می رود و معمولا با دهه چهارم زندگی از نظر بالینی قابل تشخیص نمی باشد .

آرتریت در مردان معمولا شدیدتر است.آرتریت ناشی از این بیماری خصوصیات بالینی آرتریت روماتیسمی را دارد  ولی در پرتونگاری خصوصیت استئوآرتریت را دارا می باشد.تغییرات دژنراتیو و مهره های کمری همراه با کم شدن فضای مفصلی و چسبیدن جسم مهره ها مشخصه بیماری است پاتوژنز تغییرات آرتریتی هنوز مشخص نشده است . آسیب مفصلی دژنراتیو با وجود آنکه تهدیدی جهت ادامه زندگی نیست ناتوانی موجود در اشکال حاد استئوآرتریت افراد مسن می باشد ولی در عارضه آلکاپتونوری این آرنروپاتی در سنین بسیار پایینی رخ می دهد.

نظرات تکمیلی

برگرفته از آموزش زیست شناسی یزد

تاریخ زیست شناسی

آلکاپتونوریا

 

بیماری " آلکاپتونوریا " نوعی بیماری ژنتیکی است که در اثر نارسایی در فرایند تجزیه‌ی اسیدآمینه‌های فنیل آلانین و تیروزین به وجود می‌آید. این بیماری پیامد کمبود آ نزیمی است که اسید هموجنتیسیک (آلکاپتون) را به اسید مالیل استواستیک تبدیل می‌‌کند. در اثر کمبود این آنزیم، که هموجنتیسیک اسید اکسیداز نام دارد، آلکاپتون در بدن بیمار انباشته می‌شود و از راه ادرار به بیرون راه می‌یابد . این نارسایی به بیماری خطرناکی نمی‌انجامد، اما وقتی ادرار در برخورد با هوا قرار می‌گیرد، آلکاپتون با اکسیژن واکنش می‌دهد که پیامد آن، تبدیل آلکاپتون به فراورده‌‌ای تیره رنگ است و این فراورده باعث تیره شدن رنگ ادرار می‌شود. از این رو، مردم عادی نوزادنی را که با این نارسایی به دنیا می‌آمدند، انسان‌هایی سیاه بخت و تیره روز می‌پنداشتند.

آرچیبلد گرود با پژوهش گسترده‌ای که روی این بیماری انجام داد، به این نتیجه رسید که این نارسایی، به علت یک عامل ژنی نادر (باتوار ث مندلی) رخ می‌دهد و ازدواج بستگان درجه‌ی اول، زمینه‌ی بروز این صفت نهفته و نادر را آماده می‌سازد. برای این پژوهش بود که نظریه‌ی " یک ژن، یک آنزیم " ، با نام این پژوهشگر گره خورد. البته، همان‌طور که در ادامه می‌خوانید، وی با گردآوری و تفسیر داده‌های به دست آمده از پژوهش‌های دانشمندان دیگری، به این مفهوم پایه‌ای دست پیدا کرد.

در پژوهش‌های گرود، کم‌تر با طراحی آزمایش روبه‌رو می‌شویم. در حقیقت ، او با مشاهده و گردآوری اطلاعات توانست، فرضیه‌های خود را تا اندازه‌ای اثبات کند. سرانجام، زیست‌شیمی‌دان‌ها با پژوهش‌ هایی که طی نیم سده انجام دادند، توانستند تصویر دقیق‌تری از اساس بیماری آلکاپتونوریا عرضه کنند.

در این مقاله، شما با شیوه‌ی پژوهشی گرود آشنا می‌شوید و درمی‌یابید که چگوه گردآوری داده‌ها و تفسیر آن‌ها به یک یافته‌ی زیست‌شناسی می‌انجامد.

 

طرح مسئله

در سال 1898 میلادی، خانواده‌ای به دکتر گرود مراجعه کردند که ادرار کودکشان پس از برخورد با هوا ، تیره رنگ می‌شد ( پوشاک نوزاد در بخش جلو قهوه‌ای تیره تا سیاه می‌شد). سه سال بعد، کودک دیگری در همان خانواده به دنیا آمد که به همین بیماری دچار بود. مشاهد ه‌های آغازین گرود نشان داد، این بیماری در خانواده‌ها تکرار می‌شود، یعنی اگر یکی از خویشاوندان نسبی این صفت را داشته باشد، احتمال بروز آن در خویشاوندان دیگر نیز هست. اما به طور معمول، والدین کودکان بیمار ، این صفت را ندارند.

 

مسئله:

- چرا ادرار کودکان دچار شده به آلکاپتونوریا ، پس از برخورد با هوا، تیره می‌شود؟

-  آیا این بیماری ارثی است؟

-  الگوی توارث آن چگونه است؟

 

گردآوری اطلاعات:

در سال 1859، شیمیدان‌ها ثابت کردند در ادرار این بیماران ترکیبی به نام اسید هموجنتیسیک (آلکا پت ون) وجود داردکه پس از واکنش با اکسیژن هوا ، به ماده ‌ی سیاه رنگی تبدیل می‌شود و ساختمان شیمیایی آن، شبیه ملانین (رنگیز ه ی پوست) است.

چند پژوهشگر مقدار اسید هموجنتسیک ادرار بیماران را اندازه‌گیری کردند.

 

شماره

جنسیت

سن (سال)

اسید هموجنتیسیک (گرم)

پژوهشگر

1

مرد

5/2

2/3

اریک مایر

2

مرد

5/3

6/2

آرچیبلد گرود

3

مرد

8

7/2

ایوالد استایر

4

مرد

18

9/5

استانج

5

مرد

44

6/4

میتلباخ

6

مرد

45

7/4

اوگدن

7

مرد

60

3/5

هامارستن

8

زن

60

3/2

املسن

9

مرد

68

8/4

ولکاو/ بومن

 

توجه: میانگین ترشح اسید هموجنتیسیک به گرم در 24 ساعت و با رژیم غذایی معمولی

پژوهشگران دریافتند :

1. این مولکول در ادرار افراد سالم وجود ندارد

2. همه‌ی بیماران از کودکی این نارسایی را دارند

3. تغییر رژیم غذایی، باعث تغییر مقدار آلکاپتون در ادرار نمی‌شود

 

فرضیه سازی

داده‌های جدول نشان می‌دهد، بین سن بیمار ا و میزان ترشح اسید هموجنتیسیک ( و در واقع ، بیماری آلکاپتونوریا ) ارتباطی وجود ندارد و مردها بیش از زن‌ها به این بیماری مادرزادی دچار می‌شوند. همچنین ، گرود و پژوهشگران دیگر دریافتند، بین این بیماری و رژیم غذایی افراد، ارتباط معناداری وجود

ندارد. از این رو، می‌توان نتیجه گرفت، این بیماری به اختلالی در واکنش‌های شیمیایی بیماران مربوط می‌شود و مبتلایان این نارسایی را از والدین خود به ارث برده‌اند.

فرضیه : اگر این نارسایی ارثی باشد، احتمال بروز آن در بستگان بیمار (برادرها و خواهرها) نیز وجود دارد.

 

بررسی فرضیه

گرود، برای بررسی این فرضیه، اطلاعات مربوط به موارد بیماری را که پژوهشگران دیگر گزارش کرده بودند، بررسی کرد

 

شماره

تعداد افراد خانواده (برادر و خواهر)

تعداد مبتلایان به آلکاپتونوریا

تعداد افراد عادی خانواده

پژوهشگر

1

14

4

10

پاوه

2

4

3

1

کایرس

3

7

3

4

وینتر نیز

4

2

1

1

استایر

5

2

2

0

بومن

6

1

1

0

مایر

7

10

1

9

نوکیولی

8

5

2

3

گرود

9

3

2

1

گرود

جمع

48

19

29

 

 

پرسش1 : داده‌های جدول را چگونه تفسیر می‌کنید؟ آیا این داده‌ها فرضی ه‌ی گرود را ثابت می‌کنند؟

 

الکاپتون از کجا می‌آید ؟

بررسی‌های گرود نشان داد، آلکاپتونوریا یک بیماری ارثی است. اما چرا در ادرار مبتلایان مقدار زیادی آلکاپتون وجود دارد؟ در آن زمان، شیمیدان‌هایی که دربار ه‌ی واک نش‌های زیست‌ شیمیایی مطالعه می‌کردند، می‌دانستند که آنزیم‌ها باعث سرعت این واکنش‌ها می‌شوند و در نبود آنزیم، این واکنش‌ها انجام نمی‌شوند. آنان نشان داده بودند که واکنش‌هایی زیست‌ شیمیایی زنجیره ‌و ‌ا ر انجام می‌شوند؛ به طوری که ماد ه‌ی آغازین ، نخست به چند ماد ه‌ی میانی و سپس به فراورده تبدیل می‌شود. هر کدام از مرحل ه‌های یک زنجیر ه‌ی زیست‌ شیمیایی را یک آنزیم پیش می‌برد و اگر یکی از آنزیم‌ها وجود نداشته باشند، ماد ه‌ی میانی، که آن آنزیم روی آن کار می‌کند، انباشته می‌شود و در صورتی که در آب محلول باشد، با ادرار به بیرون راه می‌یابد .

 

فرضیه سازی

ساختمان شیمیایی اسید هموجنتیسیک شباهت زیادی به ساختمان شیمیایی اسید آمین ه‌ی تیروزین دارد. (شکل زیر ). از این رو به نظر می‌رسد، اسید هموجنتیسیک از این اسید آمینه به دست می‌آید . افراد دچار شده به آلکاپتونوریا ، آنزیمی را که ماد ه‌ی میانی آلکاپتون را به ماده‌ی میانی دیگری تبدیل می‌کند ، ندارند.

فرضیه: اگر این بیماری پیامد کمبود آنزیمی باشد که روی اسید هموجنتیسیک اثر می‌گذارد، پس میزان فعالیت این آنزیم باید در بیماران پایین باشد.

 

بررسی فرضیه

شکل زیر فعالیت آنزیم را در سه گروه افراد عادی، والدین بیماران و افراد بیمار نشان می‌دهد.

پرسش2 : با توجه به شکل، آیا فرضیه ثابت می‌شود؟ ادرار والدین بیماران ، پس از قرار گرفتن در معرض هوا به رنگ تیره در نمی‌آید. با وجود این، فعالیت آنزیم در آنان از افراد عادی کم‌تر است. این حقیقت را چگونه توجیه می‌کنید؟ اگر به هر سه گروه مقداری اسید هموجنتیسیک بخورانیم، انتظار دارید ترکیب ادرار آنان چه تغییری پیدا کند؟

50 سال طول کشید تا با نمونه‌برداری از کبد مشخص شد، فعالیت آنزیم‌های درگیر در تجزی ه‌ی اسیدآمینه‌های فنیل آلانین و تیروزین در افراد سالم و بیمار، به جز آنزیم هموجنتیسیک اسید اکسیداز، یکسان است (شکل زیر ). این آنزیم هموجنتیسیک را به مالیل استواستیک تبدیل می‌کند و کمبود فعالیت آن، باعث انباشته شدن این اسید در سلول‌ها و سرانجام ترشح آن به ادرار می‌شود.

پرسش 3 : کودک دو ساله‌ای به بیمارستان آورده شده است. مادرش می‌گوید، او زیاد استفراغ می‌کند ( به ‌ویژه پس از شیر خوردن ). وزن کودک و میزان تحرکش زیر اندازه‌ی عادی است. موهایش تیره‌اند، اما رگه‌های سفیدی دارند. نتیج ه‌ی بررسی ادرار کودک به صورت زیر است.

 

غلظت برحسب میلی مول

ماده

ادرار بیمار

ادرار عادی

فنیل آلانین

فنیل پیرووات

فنیل استات

0/7

8/4

3/10

01/0

0

0

 

الف) با توجه به شکل زیر ، این کودک دچار کمبود چه آنزیمی است؟

ب) برای درمان کودک، چه پیشنهادی دارید.

ج) چرا موهای کودک، رگه‌های سفید دارند؟

 

پژوهش‌های فراکلاسی

1. همان طور که گفته شد، اسید هموجنتیسیک در برخورد با هوا به ماده‌ای سیاه رنگ تبدیل می‌شود که ساختمان آن شبیه ملانین (رنگیز ه‌ی پوست) است. پژوهش کنید، بین سوخت و ساز ملانین و اسیدهموجنتیسیک چه ارتباطی وجود دارد؟

2. آلبینیسم یکی دیگر از نارسایی مادر زادی در سوخت و ساز است. این نارسایی که به کاهش تولید ملانین و در نتیجه سفید شدن مو می‌انجامد، به علت کمبود فعالیت یکی از آنزیم‌های دخیل در تولید ملانین به وجود می‌آید. دربار ه‌ی این نارسایی اطلاعات بیش‌تری گردآوری کنید.

3. فنیل کتونوریا ( PKA ) نوعی نارسایی مادرزادی در سوخت و ساز است که بر خلاف دو نارسایی دیگر که گفته شد، می‌تواند با پیامدهای خطرناکی مانند کند ذهنی همراه باشد. دربار ه‌ی این نارسایی و چگونگی کا ستن از پیامدهای آن پژوهش کنید.

نوشته شده توسط علیرضا جلالیفر
+ نوشته شده توسط محمد رستمیان در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 8:24 |
امام سجاد(ع) آخر ماه مبارك رمضان كه شد، در حد ضجه این دعا را مى‏خواند.

انسان از دوستش و یا با كسى كه مدتى مانوس بود، خداحافظى مى‏كند. آنكه اصلا نمى‏داند چه وقت ماه مبارك رمضان آمد و چه وقت‏سپرى شد، چرا آمد و چرا سپرى شد، او وداعى ندارد.
ماه مبارك رمضان یك حقیقت و باطنى دارد كه این حقیقت در قیامت ظهور مى‏كند ماه مبارك رمضان را امام سجاد(ع) عید اولیاء الله مى‏داند در صحیفه سجادیه دعایى است‏ به نام دعاى وداع ماه مبارك رمضان.



این وداع براى كسى است كه با ماه مبارك رمضان مانوس بوده و ماه مبارك رمضان دوست او مى‏باشد والا آنكه با این ماه نبوده وداعى ندارد. انسان از دوستش و یا با كسى كه مدتى مانوس بود، خداحافظى مى‏كند. آنكه اصلا نمى‏داند چه وقت ماه مبارك رمضان آمد و چه وقت‏سپرى شد، چرا آمد و چرا سپرى شد، او وداعى ندارد. اما امام سجاد(ع) آخر ماه مبارك رمضان كه شد، در حد یك ضجه این دعا را مى‏خواند. در مقدمه این دعا، حضرت سجاد(ع) كلیات نعمت‏هاى الهى را مى‏شمارد و اینكه بخشش‏هاى خداى سبحان ابتدایى است، نه از روى استحقاق.

رمضان بهترین بخشش خداوند

بعد از آن مقدمه مى‏فرماید: یكى از بهترین بخشش‏هاى خداوند سبحان، ماه مبارك رمضان و روزه در این ماه است: "و انت جعلت من صفایا تلك الوظائف و خصائص تلك الفروض شهر رمضان... و قد اقام فینا هذا الشهر مقام حمد و صحبنا صحبة مبرور". (1)
خدایا، نعمت‏هاى فراوانى به ما دادى؛ یكى از آن برجسته‏ترین نعمت‏ها ماه مبارك رمضان است و یكى از بهترین فضیلت‏ها روزه این ماه است كه نصیب ما كردى. و هیچ زمانى به عظمت زمان ماه مبارك رمضان نیست، گذشته از آنكه شب قدر را در آن قرار دادى، این ماه را ظرف نزول قرآن كریم قرار دادى كه این فیض در این ماه نازل شده است، اگر كسى با قرآن باشد همراه قرآن بالا مى‏رود، و این را بر ملت مسلمان منت نهادى، زیرا دیگر ملل در ماه مبارك رمضان روزه نمى‏گرفتند و این نعمت را مخصوص مسلمین كردى. و این ماه مبارك در بین ما اقامت داشت و جاى حمد و ثنا بود؛ زیرا به همراه خودش رحمت آورد و رفیق بسیار خوبى براى ما بود. ما در صحبت‏با او به فضایل و نعمت‏هایى رسیدیم. دوستى بود كه به همراهش رحمت و مغفرت و بركت آورد. اینكه رسول خدا - علیه آلاف التحیة و الثناء - در خطبه شعبانیه فرمود: "قد اقبل الیكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة‏"؛ این ماه، بركت و رحمت و مغفرت آورد؛ كسى كه رفیق این ماه بود، بركت و رحمت و مغفرت این ماه را هم دریافت مى‏كند







اعمال عيد فطر ____


از جمله ليالى شريفه شب عيد فطر مي باشد و درفضيلت و ثواب عبادت و احياى آن احاديث ‏بسيار وارد شده و روايت‏ شده است كه آن شب كمتراز شب قدر نيست . براي درک اين شب عزيز انجام اعمالي از ائمه عليهم السلام به ما سفارش شده است :
1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود.
2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست ازحق تعالى و بيتوته در مسجد احيا گردد.
3- بعد از نماز مغرب و عشا ، نماز صبح و نمازعيد فطرذكر؛" الله اكبر الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا " گفته شود.
4- بعد ازنماز مغرب و نافله آن ، دستها را بسوى آسمان بلند کرده و بگويد:" يا ذاالمن و الطول يا ذاالجود يا مصطفي محمد و ناصره صل على محمد وآل محمد و اغفرلي كل ذنب احصيته وهو عندك في كتاب مبين." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگويد: " اتوب الى الله " پس هرحاجت كه دارد از حق تعالى بخواهد كه ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد. در روايتي از ‏شيخ آمده كه: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگويد" يا ذاالحول يا ذاالطول يا مصطفيا محمدا و ناصره صل على محمد وآل محمد واغفرلي كل ذنب اذنبته و نسيته انا و هو عندك في كتاب مبين." سپس صد مرتبه " اتوب الى الله " بگو.
5- زيارت امام حسين عليه السلام كه فضيلت ‏بسيار دارد.
6- ده مرتبه ذكر" يا دائم الفضل علي البرية يا باسط اليدين بالعطية يا صاحب المواهب السنية صل علي محمد وآله خيرالوري سجية واغفرلنا يا ذاالعلي في هذه العشية." كه ازاعمال شب جمعه است، گفته شود.
7- ده ركعت نماز كه در شب آخرماه رمضان اقامه مي شود که به صورت پنج نمازدو ركعتي ، درهر ركعت بعد از حمد، سوره توحيد ده بارخوانده شود. و در ركوع وسجود ده مرتبه ذكر" سبحان الله والحمدلله ولا اله الاالله والله اكبر" گفته شود. پس از نمازهزارمرتبه استغفار کند وبعد ازآن سربه سجده گذارد وبگويد:" يا حي يا قيوم يا ذاالجلال و الاكرام يا رحمان الدنيا والاخرة و رحيمهما يا ارحم الراحمين يا اله الاولين والآخرين اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صيامنا و قيامنا."
8- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو ركعت نماز بجا آورد، در ركعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحيد و درركعت دوم بعد از حمد، يك مرتبه توحيد بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذكر" اتوب الى الله " گفته شود. پس ازآن بگويد: " يا ذاالمن والجود يا ذاالمن والطول يا مصطفي محمد صلى الله عليه وآله صل على محمد وآله و افعل بي كذا و كذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد و روايت است كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام اين دو ركعت را به اين كيفيت ‏بجا مى‏آورد پس سراز سجده برمى‏داشت و مى‏فرمود به حق آن خداوندى كه جانم به دست قدرت او است هركه اين نماز رابخواند، هر حاجتي از خدا بطلبد البته عطا كند و اگر به عدد ريگهاى بيابان گناه داشته باشد خدا بيامرزد. و در روايت ديگر به جاى هزارمرتبه توحيد صد مرتبه وارد شده است. شيخ و سيد بعد از نماز اين دعا را نقل كرده‏اند: " ياالله ياالله ياالله يا رحمان ياالله يا رحيم ياالله يا ملك ياالله يا قدوس ياالله يا سلام ياالله يا مؤمن ياالله يا مهيمن ياالله ياعزيز ياالله يا جبار ياالله يا متكبر ياالله يا خالق ياالله يا بارئ ياالله يا مصور ياالله ياعالم ياالله يا عظيم ياالله يا عليم ياالله يا كريم ياالله يا حليم ياالله يا حكيم ياالله يا سميع ياالله يا بصير ياالله يا قريب ياالله يا مجيب ياالله يا جواد ياالله يا ماجد ياالله يا ملي ياالله يا وفي ياالله يا مولى ياالله يا قاضي ياالله يا سريع ياالله يا شديد ياالله يا رئوف ياالله يا رقيب ياالله يا مجيد ياالله يا حفيظ ياالله يا محيط ياالله يا سيدالسادات ياالله يا اول ياالله يا آخر ياالله يا ظاهر ياالله يا باطن ياالله يا فاخر ياالله يا قاهر يا الله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا ودود ياالله يا نور ياالله يا رافع ياالله يا مانع ياالله يا دافع ياالله يا فاتح ياالله يا نفاح [نفاع] ياالله يا جليل ياالله يا جميل ياالله يا شهيد ياالله يا شاهد ياالله يا مغيث ‏ياالله يا حبيب ياالله يا فاطر ياالله يا مطهر ياالله يا ملك ياالله يا مقتدر ياالله يا قابض ياالله يا باسط ياالله يا محيي ياالله يا مميت ‏ياالله يا باعث‏ ياالله يا وارث ياالله يا معطي ياالله يا مفضل ياالله يا منعم ياالله يا حق ياالله يا مبين ياالله يا طيب ياالله يا محسن ياالله يا مجمل ياالله يا مبدئ ياالله يا معيد ياالله يا بارئ ياالله يا بديع ياالله يا هادي ياالله يا كافي ياالله يا شافي ياالله يا علي ياالله ياعظيم ياالله يا حنان ياالله يا منان ياالله يا ذاالطول ياالله يا متعالي ياالله يا عدل ياالله يا ذاالمعارج ياالله يا صادق ياالله يا صدوق ياالله يا ديان ياالله يا باقي ياالله يا واقي ياالله يا ذاالجلال ياالله يا ذاالاكرام ياالله يا محمود ياالله يا معبود ياالله يا صانع ياالله يا معين ياالله يا مكون ياالله يا فعال ياالله يا لطيف ياالله يا غفور ياالله يا شكور ياالله يا نور ياالله يا قدير ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله اسالك ان تصلي على محمد و آل محمد و تمن علي برضاك و تعفوعني بحلمك و توسع علي من رزقك الحلال الطيب من حيث احتسب و من حيث لا احتسب فاني عبدك ليس لي احد سواك ولا احد اساله غيرك يا ارحم الراحمين ما شاء الله لا قوة الا بالله العلي العظيم. پس به سجده مى‏روى و مى‏گويى: ياالله ياالله ياالله يا رب يا رب يا رب يا منزل البركات بك تنزل كل حاجة اسالك بكل اسم في مخزون الغيب عندك والاسماء المشهورات عندك المكتوبة على سرادق عرشك ان تصلي على محمد وآل محمد وان تقبل مني شهررمضان و تكتبني من الوافدين الى بيتك الحرام و تصفح لي عن الذنوب العظام و تستخرج لي يا رب كنوزك يا رحمان.
9- چهارده ركعت نمازاقامه كند.بعدازهردو ركعت سلام دهد ودرهر ركعت بعد ازحمد، يكبارآيةالكرسي و سه مرتبه توحيد خوانده شود. براى هرركعت، ثواب عبادت چهل سال وعبادت هركه درآن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء مي شود.
10- شيخ درمصباح فرموده كه درآخرشب غسل كن وبر سجاده خود تا طلوع فجربنشين وعبادت کن. اعمال روزعيد

1- بعد ازنمازصبح ونمازعيد آن تكبيراتى را كه درشب عيد ذكر شد، گفته شود.
2-پرداخت زكات فطره پيش ازنمازعيد.
4- انجام غسل روزعيداست.که زمان آن بعدازطلوع فجر تا زمان به جا آوردن نمازعيد است. در هنگام غسل بگو: " اللهم ايمانا بك وتصديقا بكتابك واتباع سنة نبيك محمد صلى الله عليه وآله." و پس ازغسل بگو:" اللهم اجعله كفارة لذنوبي وطهر ديني اللهم اذهب عني الدنس."
5- براي اقامه نمازعيد لباس نيكو پوشيده وازعطراستفاده نماييد.
6- پيش از نماز عيد، دراول روزافطار كنى. و بهتر آن است كه به خرما يا به شيرينى باشد. و شيخ مفيد فرموده مستحب است خوردن مقداركمى ازتربت‏ سيدالشهداء عليه السلام كه براى هر دردى شفا است.
7- قبل ازخروج ازمنزل براي نمازعيد، دعايي را که ازامام باقرعليه السلام روايت شده را بخواني: " اللهم من تهيا في هذااليوم اوتعبا اواعد واستعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده ونوافله وفواضله وعطاياه فان اليك يا سيدي تهيئتي و تعبئتي واعدادي واستعدادي رجاء رفدك وجوائزك ونوافلك و فواضلك و فضائلك وعطاياك و قد غدوت الى عيد من اعياد امة نبيك محمد صلوات الله عليه وعلى آله ولم افد اليك اليوم بعمل صالح اثق به قدمته ولا توجهت ‏بمخلوق املته ولكن اتيتك خاضعا مقرا بذنوبي واسائتي الى نفسي فيا عظيم يا عظيم يا عظيم اغفرلي العظيم من ذنوبي فانه لا يغفرالذنوب العظام الا انت ‏يا لا اله الا انت ‏يا ارحم الراحمين."
8- اقامه نمازعيد. 9- زيارت امام حسين عليه السلام. 10- دعاى ندبه خوانده شود. سيد بن طاوس فرموده كه چون ازدعا فارغ شود به سجده رود و بگويد:" اعوذ بك من نار حرها لا يطفى و جديدها لا يبلى وعطشانها لا يروى" پس گونه راست را برخاک بگذارد و بگويد:" الهي لا تقلب وجهي في النار بعد سجودي وتعفيري لك بغيرمن مني عليك بل لك المن علي" سپس گونه چپ را برخاک بگذارد و بگويد: " ارحم من اساء واقترف واستكان واعترف" پس به حال سجده شود وبگويد:" ان كنت‏ بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك يا كريم " پس از آن صد بار بگويد: العفو العفو.
_________________
التماس دعا
+ نوشته شده توسط محمد رستمیان در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 2:12 |