سيره اخلاقي امام رضا عليه السلام
| |
|
vindiet.com اهمیت دیابت و شیوع آن:
دیابت و بیماریهای متابولیک ناشی از چاقی بدلیل شیوع روزافزون چاقی در کشور ما و نیز سایر کشورها در طی سالهای اخیر شیوع پیشرونده ای داشته است، بطوریکه باعث گردیده همه ما کم و بیش در بین آشنایان و اقوام خود مبتلایان به این بیماری مزمن را داشته باشیم. میزان مبتلایان به دیابت را تا حدود پنج میلیون نفر در کشور تخمین می زنند که بیش از 90-95 در صد از مبتلایان به این بیماری مبتلایان به دیابت نوع دوم می باشند. در دیابت نوع دو انسولین (هورمون تنظیم کننده قند خون) حد اقل در مراحل اولیه به میزان کافی ترشح می شود ولی به نوعی مقاومت در برابر عملکرد طبیعی این هورمون در سطح سلولهای بدن وجود دارد که نتیجه آن بالا رفتن سطح قند خون می باشد.
دیابت در جوانی:
بیماری دیابت نوع دوم که روزگاری فقط بیماری افراد میانسال به بعد بود، اکنون در سنین جوانی نیز مشاهده می شود. علت شیوع دیابت و نیز افزایش ابتلای بدین بیماری در سنین جوانی را ناشی از شیوه زندگی ناسالم اعم از تغذیه، فعالیت بدنی، استرسها و عوامل روحی و روانی و سایر جنبه های زندگی امروزی ذکر می نمایند.
مطالعات متعدد نشان داده اند که تغذیه سالم تاثیر قابل توجهی در کنترل علائم و نیز جلوگیری از پیشرفت بیماری دیابت نوع دوم و نیز بیماریهای پیش زمینه آن بویژه چاقی خواهد داشت. اما رژیم غذایی مناسب برای افراد مبتلا به دیابت نوع دوم یکی از معضلات اساسی خانوده ها پس از اطلاع از ابتلای یکی از آنان به این بیماری است. در این بین توصیه های ضد و نقیض و یا تجربیات شخصی خیلی از افراد زمینه مشکلات فراوان را برای این هموطنان ایجاد می نماید. یکی از سوالات اساسی و ابتدایی مبتلایان به دیابت نوع دوم این است که:
رژیم غذایی یک فرد مبتلا به دیابت نوع دوم تا چه میزان با رژیم غذایی یک فرد سالم باید متفاوت باشد؟
به محض اینکه شما با یک آزمایش خون متوجه افزایش غلظت قند خون خود می شوید و با تایید پزشک متوجه به ابتلا به دیابت نوع دوم می گردید، خود و نیز همه خانواده تان این تصور را خواهید داشت که دیگر از غذاهای لذیذ و یا به نوعی از لذت بردن از غذا و رفتن به رستوران باید تا آخر عمر خداحافظی نمایید. در مراحل اولیه نیز بدلیل ترس از این بیماری سعی می کنید رژیم غذایی سختی را برای خود تجربه نمایید که گاه با حذف کامل برنج ، نان و مواد نشاسته ای بطوریکه فقط حاوی کدو و سبزی و... باشد شروع به تصحیح میزان قند خون خود می نمایید. گاه نیز بدلیل آنکه نمی توانید اشتهای خود را پس از شروع یک وعده غذایی کنترل نمایید ترجیح می دهید اصلا یک وعده غذایی خود را حذف نمایید و یا از نشستن با خانواده در سر یک سفره پرهیز نمایید.
در مراحل اولیه اگرچه برای شما رعایت این رژیم غذایی بدلیل ترس از عوارض این بیماری امکان پذیر بوده و همراه آن یک کاهش قند خونی را ملاحظه می نمایید ولی دیر یا زود از این رژیم غذایی سرسخت دست خواهید شست چرا که بیماری دیابت یک بیماری مزمن است که شاید تا آخر عمر با شما همراه باشد واز طرف دیگر غذا و تغذیه نیز یک نیاز طبیعی بدن بوده که محدودیت بیش از حد آن امکان پذیر نمی باشد. اگر شما دچار افزایش وزن بوده و قند خونتان نیز بالا باشد، شاید در مراحل اولیه با رعایت رژیمهای سخت غذایی بهبود مختصری بدست آورید ولی پس از قطع ناگهانی این نوع از رژیمها بلا فاصله هم کنترل قند دچار اشکال خواهد شد هم آن که وزن شما به نقطه بالاتری خواهد رسید. متاسفانه باید گفت تغییرات متناوب رژیم غذایی که با تغییرات مکرر قند خون و وزن همراه می باشد عوارض جانبی به مراتب بیشتری نسبت به قند خون و وزن بالا ،که در یک دوره زمانی ثابت باقی مانده اند، بر سلامتی شما خواهد گذاشت.
مژده ای که باید به شما بدهم آنست که بر اساس نظر متخصصین دیابت و بویژه انجمن متخصصین دیابت آمریکا رژیم غذایی یک فرد دیابتی با یک رژیم غذایی سالم که برای عموم جامعه توصیه می شود تفاوت چندانی نخواهد داشت . بعبارت دیگر اگر شما مبتلا به دیابت نوع دوم شده اید اینکه مجبور باشید سفره خود را از سفره خانواده جدا نمایید یک نظریه قدیمی است که با رژیمهای نوین غذایی مطابقت ندارد. جالب است که بدانید حتی قدمهای کوچک در تغییر عادات غذایی بویژه در آنان که شیوه غذایی کاملا نامنظم را دارند و در سنین جوانی مبتلا به دیابت نوع دوم می گردند می تواند تغییرات قابل ملاحظه در میزان قند خون و نیز چربیهای خون ایجاد نماید.
توصیه های برای کنترل دیابت:
برای کنترل دیابت چند نکته اساسی ذیل را جدی بگیرید:
از رژیمهای معجزه آسا و چند روزه پرهیز نمایید. از رژیمهای سخت و متناوب که با تغییرات یویویی وزن همراه است خودداری نمایید.
نظم غذایی را در برنامه روزانه خود رعایت کنید. از حذف یک وعده غذایی جدا بپرهیزید.
غلات سبوس دار و مواد غذایی حاوی فیبر زیاد و سبزیجات را جایگزین انواع تنقلات شیرین و پرچرب نمایید.
شیر و لبنیات کم چرب را در برنامه روزانه خود بگنجانید.
از چربی و روغنهای جامد که حاوی اسید چرب اشباع شده و اسیدهای ترانس است ، پرهیز نمایید.
در مراحل اولیه شمارش میزان کربوهیدرات مصرفی برای شما توصیه می شود. به بهانه آن که خرما و عسل قند طبیعی دارد نمی توانید از آنها به طور آزاد استفاده نمایید.
در صورت افزایش وزن شما می توانید با کاهش وزن میزان قند خون را کنترل نمایید. برای ظاهر شدن اثرات مفید کاهش وزن می توانید با کاهش وزن 7 تا 10 در صد از وزن اضافه خود، بهبود قند خون را مشاهده نمایید.
در مراحل اولیه برای تدوین یک برنامه غذایی سالم شما در کوتاه مدت نیاز به یک دوره های مشاوره ای به همراه محدودیت و یا حذف بعضی از مواد غذایی خواهید داشت. ولی این بدان معنا نیست که شما همیشه باید از آن نوع غذاها استفاده نمایید. بلکه شما در آن دوره ها یاد خواهید گرفت که با افزایش اطلاعات تغذیه ای و از آن مهمتر تغییر در رفتارها و انگیزه لازم برای ادامه آن شیوه ها، شیوه تغذیه سالم را عملی سازید.
از تغییر داروها و یا دوز مصرفی داروی خود بدون نظر پزشک معالجتان جدا خودداری نمایید.
![]() |
اول ذیقعده سالروز ولادت حضرت معصومه(س)، بانوی عبادت و نیایش و مظهر زهد و پرهیزكاری است، او اسوه تقوا و شرافت و از زنان کم نظیر تاریخ است .
حضرت فاطمه معصومه (س) دارای شخصیتی رفیع و والا مقام است به طوری که ائمه طاهرین از این بانو، با جلالت و تكریم یاد کردهاند .
او ماه تابانی است که از برج امامت طلوع کرده در آغوش امامت تربیت یافته، قنداقه امامت را نیز در دامن خود پرورش داده است، زیرا او دختر امام، خواهر امام و عمه امام است. همه نیاكان او مشعلداران امامت، پرچمداران هدایت، اسوههای فضیلت و استوانههای ولایت هستند و مادر بزرگوارش از بانوان با فضیلت، از اسوههای تقوا و شرافت و از زنان کم نظیر تاریخ بشریت است.
یکی از عالیترین نمونههای عبادت و بندگی خدا از خاندان ولایت و امامت، کریمه اهل بیت فاطمه معصومه است . او با عبادت و شب زندهداری هفده روزهاش در واپسین روزهای عمر شریف خود در مدت اقامت در منزل موسی بن الخزرج، گوشهای از یک عمر عبودیت و خضوع و خشوع آن زاده عبد صالح خدا در برابر ذات پاک الهی را به نمایش گذاشت .
از ویژگیهای حضرت معصومه این بود که از علوم اسلام و آل محمد آگاهی داشت و آن حضرت از جمله روایت کنندگان حدیث بود و چندین حدیث است که در سند آنها نام حضرت فاطمه معصومه (س) به چشم میخورد .
لقب معصومه
مقام عصمت که عالیترین مقام معنوی و پاکی است، درجاتی دارد، و در وهله اول بر دو گونه است: معصوم از خطا، معصوم از گناه.
حضرت معصومه مانند حضرت زینب در یکی از درجات عصمت هستند، گر چه در درجات چهارده معصوم نباشد.
روایت شده حضرت رضا فرمودند: کسی که معصومه را در قم زیارت کند مانند آن است که مرا زیارت کرده است. گرچه شواهد و قرائن در مورد مقام عصمت حضرت معصومه بسیار است، ولی سخن فوق از امام معصوم شاید اشارهای باشد که حضرت معصومه دارای مقام عصمت بوده است، ضمناً این سخن بیانگر آن است که این لقب را حضرت رضا به فاطمه کبری داده وگرنه نام آن حضرت معصومه نمیباشد.
مظهر فضایل
حضرت فاطمه معصومه مظهر فضایل و مقامات است. روایات معصومان (ع) فضیلتها و مقامات بلندی را به آن حضرت نسبت می دهد. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: «آگاه باشید که برای خدا حرمی است و آن مكه است و برای پیامبر خدا حرمی است و آن مدینه است. و برای امیرمؤمنان حرمی است و آن کوفه است. بدانید که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک ماست، بدانید بهشت هشت دروازه دارد که سه تای آن ها به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.»
مقام علمی حضرت معصومه
حضرت معصومه از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش.
فضیلت زیارت
زیارت حرم معصومه ، بارقه امیدی در فضای غبارآلود زمانه، فریاد روح مهجور در هنگامه غفلت و بی خبری و نسیمی فرحناک و برخاسته از باغستان های بهشت است. زیارت مرقد فاطمه معصومه، به انسان اعتماد به نفس می دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نومیدی باز می دارد و به تلاش بیشتر دعوت می کند. زیارت مزار با صفای کریمه اهل بیت، سبب می شود زائر حرم، خود را نیازمند پروردگار ببیند، در برابر او خضوع کند، از مركب غرور و تكبر که سرچشمه تمامی بدبختی ها و سیه روزی هاست فرو آید و حضرت معصومه را واسطه درگاه پروردگار عالمیان قرار دهد. بر همین اساس است که برای زیارت آن حضرت، پاداش بسیار بزرگی وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در این باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم زیارت کند، بهشت از آن اوست».

روى القاضى نور اللّه عن الصادق عليه السلام قال:
ان للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الصغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فيها امراة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم .

خداوند حرمى دارد كه مكه است پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود كه اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند .
عن سعد عن الرضا(ع) قال:
يا سعد من زارها فله الجنة
ثواب الأعمال و عيون اخبار الرضا(ع): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) فقال:
من زارها فله الجنة
امام رضا (ع) فرمود- كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند پاداش او بهشت است .
كامل الزيارة:عن ابن الرضا عليهماالسلام قال:
من زار قبر عمتى بقم فله الجنة
امام جواد - كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است .
امام صادق (ع):
من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة
(بحار ج ٤٨ صفحه ٣٠٧) (اين تعبير بخشى از روايت مذكور در همين ورق شماره ٧ است )
امام صادق (ع) كسى كه آل حضرت را زيارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود.
امام صادق (ع):
«الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» بحار ج ٦٠ صفحه ٢١٦
امام صادق (ع) - آگاه باشيد كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است
جايگاه حضرت معصومه(س)
لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:
آن حضرت در روايتى فرمود:
«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.» (١)
«هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.»
اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده، گوياى جايگاه والاى ايشان است.
امام رضا(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد:
هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد. (٢)
لقب ديگر حضرت معصومه(س) «كريمه اهل بيت» است. اين لقب نيز بر اساس رؤياى صادقانه يكى از بزرگان، از سوى اهل بيت به اين بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى اين رؤياى صادقانه بدين شرح است :
مرحوم آيت اللّه سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و يا امام صادق (ع) مشرّف شد.
امام به ايشان فرمودند:
«عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ اَهْل ِ الْبَْيت ِ.»
يعنى به دامان كريمه اهل بيت چنگ بزن .
١-ناسخ التواريخ، ج ٣، ص ٦٨، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣٢
٢-زبدة التصانيف، ج ٦، ص ١٥٩، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣ .
ايشان به گمان اينكه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض كرد: «قربانت گردم، من اين ختم قرآن را براى دانستن محل دقيق قبر شريف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زيارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شريف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دليل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شريف حضرت زهرا(س) پنهان بماند؛ از اين رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شريف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.»مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصميم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زيارت حضرت معصومه (س) رهسپار ايران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زيارت كريمه اهل بيت ترك كرد. (١)
١-كريمه اهل بيت، ص٤٣، با تلخيص و تصرّف .
مولتیپل اسکلروزیس (Multiple sclerosis) یا MS که در انگلیسی disseminated sclerosis و در فرانسوی sclerose enplaques نامیده می شود، نوعی بیماری مزمن و اغلب پیشرونده دستگاه عصبی مرکزی است که با از بین رفتن غشای میلین در برخی از اعصاب مغز و نخاع بصورت تکههای کوچک مشخص میشود. از بین رفتن غلاف میلین باعت اختلال در انتقال پیامهای عصبی است. علت این بیماری ناشناخته است. در بالغین جوان بین 20 تا 40 سال شایعتر بوده و میزان ابتلا در زنان دو برابر مردان است. ![]() |
شرح بیماری
M.S از بیماریهای شایع سیستم عصبی مرکزی در انسان و یک بیماری خود ایمنی است. این بیماری به صورت مزمن خود را نشان میدهد. M.S اغلب ، بالغین جوان را مبتلا میسازد و در جنس مؤنث دو تا سه برابر بیشتر رخ میدهد. در M.S میلین راههای عصبی دچار تخریب میشود. مشخصه این بیماری ، متعدد بودن ضایعات از نظر زمانی و مکانی و رخداد علایم به صورت رفت و برگشتی است. یعنی یک علامت عصبی پس از مدتی بهبود یافته و در زمان دیگر همان علامت یا علائم دیگری مجدداً رخ میدهند. علائم هر حمله بهبودی نسبی یافته، ولی ممکن است عودهای مکرر بیماری سبب ناتوانی تدریجی بیمار گردد.در M.S علائم بالینی بستگی به محل و وسعت ضایعه دارد و تخریب میلین معمولاً در نواحی خاصی نظیر عصب بینایی ، ساقة مغز ، مخچه و ماده سفید نیمکرههای مغز منجر به بروز مجموعهای از علائم بالینی به صورت تاری دید ناگهانی ، ناتوانی در حرکت اندامها ، عدم تعادل ، دوبینی و اختلالات حسی به صورت احساس خواب رفتگی در اندامها و علائم متنوع دیگر میگردد. سیر علایم بالینی بیماری M.S در هر بیماری متفاوت بوده و میتواند به صورت یک بیماری کاملاً خوشخیم رخ دهد و بیمار سالها عاری از علائم عصبی باشد و یا اینکه یک حالت پیشرونده سریع در علائم بالینی همراه با ناتوانی اتفاق میافتد.
دلائل بیماری
فاکتورهای ژنتیکی در مستعد نمودن فرد جهت ابتلا به این بیماری میتوانند مؤثر باشند. بالاترین شیوع M.S در نژاد سفید پوست میباشد و این بیماری در نژاد زرد و سیاه شیوع کمتری دارد. این بیماری در ساکنین مناطق اطراف ناحیه استوا بندرت دیده میشود، در حالی که با افزایش فاصله از خط استوا و در مناطق معتدله شمالی و جنوبی ، نظیر آمریکا ، کانادا ، اروپای شمالی و استرالیا ، شیوع این بیماری بیشتر میشود. مهاجرت به مناطق با شیوع کم قبل از 15 سالگی خطر ابتلا به بیماری M.S را کاهش میدهد.
افرادی که در نیمکره شمالی کره زمین در ماه اردیبهشت به دنیا میآیند با احتمال بیشتری به بیماری مولتیپل اسکلروز مبتلا میشوند. دانشمندان نتوانستهاند ارتباط بین MS و ماه تولد را شرح دهند ولی اینطور تصور مینمایند که این نتایج میتواند با تابش خورشید و مقدار ویتامین D مادر که رشد جنین را تحت تاثیر قرار میدهد مرتبط باشد. چون در نیمکره شمالی در این ماه مقدار تابش خورشید کم است و مقدار کمی از ویتامین D در بدن افراد ساخته میشود.
شیوع MS
وقوع M.S در دوران کودکی نادر است، اما بعداً به سرعت شیوع آن افزایش مییابد تا در حوالی 30 سالگی به حداکثر میرسد و همچنان شیوع آن تا دهة چهارم عمر بالا میماند و سپس سریعاً کاهش مییابد به طوری که M.S پس از 60 سال ، به ندرت رخ میدهد. به دلیل فاکتورهای هورمونی و سیستم ایمنی بروز بیماری M.S در زنان 2 تا3 برابر مردان است. معمولاً M.S در طبقات اجتماعی- اقتصادی بالا بیشتر دیده میشود.علائم بالینی بیماری
در ابتدا بیمار تقریبا" هیچگونه علائم پزشکی ندارد، اما پس از گذشت چند سال ، بیماری بروز میکند. علائم عصبی در بیماری M.S به دلیل درگیری قسمتهای مختلف دستگاه عصبی مرکزی (CNS) متنوع میباشد. به خاطر ماهیت بیماری و درگیری قسمتهای مختلف سیستم عصبی و نیز دخالت عوامل جغرافیایی در چگونگی تظاهر بیماری ، علائم و بویژه اولین علامت شروع بیماری متنوع و شدت آن نیز متغیر خواهد بود، بنابراین در بیماری M.S هیچگاه یک فرم کلاسیک و ثابت و مشخص نمیتوان یافت. چون در M.S عصب بینایی ، ساقه مغز ، مخچه و نخاع بیشتر درگیر میشوند، تظاهرات بالینی ناشی از ضایعات در این قسمتها میباشد.شایعترین علائم در شروع بیماری عبارتند از: ضعف دستگاه حرکتی ، احساس درد سوزنی ، اختلال در دید ، کاهش یا تاری دید ناگهانی در یک چشم (نوریت اپتیک) ، دوبینی ، حرکت غیرارادی چشم ، اختلال در فهم کلمات ، لرزش ، اختلال در حسهای عمقی و از دست دادن تعادل ، فلج قسمتی از اندام تحتانی و تغییر در پاسخهای عاطفی ، احساس گرفتگی و گزگز یا عدم تعادل یک اندام ، اختلال عملکرد مثانه به صورت فوریت یا تأخیر در شروع ادرار. این علایم غالبا گذرا بوده و طی چند روز تا چند هفته از بین میروند، ولی با گذشت زمان این علائم ممکن است مستقر و ثابت شده و بیمار گاهی دچار مشکلات گفتاری ، شناختی و خلقی و حافظهای میگردد.
پیشرفت حاد و سریع در این بیماری به ندرت دیده میشود و در بیشتر مبتلایان سیر بیماری خوش خیم بوده و علائم آنقدر خفیف هستند که حتی به پزشک هم مراجعه نمیکنند.
سیر و تحولات بیماری
بیماری MS در مرحله اولیه عود با بهبودی کامل یا تقریبا کامل همراه است.بین نخستین حمله و بروز علائم عصبی بعدی ممکن است ماهها تا سالها فاصله وجود داشته باشد، پس از گذشتن این دوره علائم جدیدی بروز مینماید و یا علائم قبلی عود کرده، پیشرفت مینماید. احتمال عود بیماری پس از عفونت و در زنان حدودا در سه ماه اول پس از زایمان بیشتر است. در بعضی بیماران با گذشت زمان و پس از چندین حمله عود و بهبودی ناقص ، بیمار تدریجاً دچار ضعف حرکتی اندامها ، سفتی عضلانی ، اختلال حسی ، عدم تعادل در راه رفتن و مشکلات ادراری ممکن است به درجات مختلفی ناتوان گردد. معمولا" بیمار تا حدود 30 سال پس از شروع بیماری زنده میماند و عده کمی در همان ابتدا تلف میشوند.سیر این بیماری اشکال متعددی دارد و اغلب بیماران دچار حملات تشدید و تخفیف علائم شده و بین حملات هیچ علامتی ندارند. عده دیگری دچار نوع مزمن و پیشرونده مولتیپل اسکلروز شده و با گذشت زمان بر شدت علائم آنها افزوده میشود. بر این اساس بیماری M.S دارای سه نوع سیر است که عبارتند از: 1- عود کننده- بهبود یابنده که در این حالت در بین حملات پیشرفتی در بیماری رخ نمیدهد، 2- پیشرونده ثانویه: که با پیشرفت تدریجی پس از یک دوره عود و بهبود اولیه مشخص میگردد و 3- پیشرونده اولیه که در آن ناتوانی از آغاز به صورت تدریجی پیشرفت مینماید.

روشهای تشخیص بیماری
ممکن است در شروع بیماری M.S ، تشخیص نامشخص باشد اما به تدریج که میلین اعصاب از بین میرود و یا بیماری عود میکند، تشخیص بیماری کامل میشود. از بین رفتن و تحلیل رفتن مغز با MRI قابل تشخیص است. علت اصلی به تأخیر افتادن تشخیص ، دوره پنهانی طولانی بیماری است که حدود 1 تا 10 سال یا بیشتر طول میکشد.تشخیص بیماری M.S بر اساس علائم بالینی و سیر بیماری و وجود سابقه تشدید و تخفیف علائم ، یافتههای معاینه عصبی و بررسیهای آزمایشگاهی نظیر بررسی مایع مغزی نخاعی ، پتانسیلهای فراخوانده بینایی (VEP) و تصویرنگاری سیستم عصبی مرکزی با MRI انجام میشود. در مبتلایان به M.S بررسی الکتروفورز پروتئینهای مایع مغزی نخاعی (CSF) نشان دهندة وجود نوارهای مشخص در منطقه ایمونوگلوبولینی IgG تحت نام نوارهای اولیگوکلونال باند است. پتانسیل فراخوانده بینایی (VEP) طولانی میشود و ام.آر.آی (MRI) ضایعات مربوط به آسیب میلین را در مغز ، ساقه مغز ، مخچه و یا نخاع که به صورت ضایعات گرد با حدود مشخص با اندازة از چند میلیمتر تا چند سانتیمتر میباشند را نشان میدهد.

درمان M.S
با وجود مطالعات و پژوهشهای مدرن ، هنوز علت واقعی بیماری مشخص نشده و در نتیجه هنوز یک درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد. ولی با تدوین و پیگیری یک برنامه درمانی خاص و استفاده از دارو درمانیهای جدید و تکنیکهای توانبخشی میتوان علائم بیماری را تسکین داد, پیشرفت آن را کندتر کرد، با حمایت وضعیت کنونی توانائیهای شخص را حفظ نموده و ارتقاء بخشید.درمان دارویی
- درمان در مرحله وقوع علائم حاد و شدید: شامل کورتیکواستروئید تزریقی به مدت 5 روز میباشد، که بهبود حملات حاد بیماری را تسریع میکند.
- درمان پیشگیری کننده از بروز حملات M.S: که در نوع عود کننده بیماری استفاده میشود، شامل تجویز اینترفرون بتا (که به دو شکل تزریق عضلانی هفتگی و یا تزریق زیر جلدی یک روز در میان است.) ، گلاتیرامر استات ، تجویز ایمونوگلوبولین وریدی یا IVIg و تعویض پلاسما است.
- درمانهای علامتی: هدف از درمانهای علامتی کاهش علائم ناتوان کننده بیماری به منظور زندگی بهتر بیماران است. مثلا سفتی عضلانی با باکلوفن ، خستگی بیمار با آمانتادین و درد و گزگز شدن اندامها با کاربامازپین ، لرزش بیمار با کلونازپام و اختلال عملکرد مثانه با اکسیبوتینین و افسردگی بیماران با فلوکستین تسکین پیدا میکنند.
- در موارد M.S با فرم مزمن پیشرونده داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی نظیر آزاتیوپرین ، سیکلوفسفامید و متوتروکسات ممکن است موجب کاهش سرعت پیشرفت بیماری شوند.
ورزش و فیزیوتراپی
ورزش و درمان فیزیکی در درمان این بیماران نقش مهمی دارند. تحرک جسمی ، ورزشهای هماهنگ و انبساط عضلات به تقویت نیروی عضلانی در بیماران MS کمک میکند. مبتلایان به M.S بایستی بر اساس تواناییهای خویش یک برنامه ورزشی مناسب انتخاب کنند. از آنجا که خستگی سبب تشدید حملات و علائم بیماری میشود، بنابراین بایستی ورزشهای سبکتر انتخاب شود و از محیط گرم اجتناب شود.
پیشگیری از پیشرفت MS
اکثر افراد مبتلا به MS زندگی طبیعی ، کامل و فعالی با کمک روشهای درمانی و حمایتهای اجتماعی و خانوادگی خواهند داشت. شناسایی و کنترل به موقع علائم بیماری از شدت و سرعت پیشرفت آنها میکاهد. در ضمن حمایتهای اجتماعی و خانوادگی صحیح و مناسب از بیمار MS در تخفیف علائم و عوارض ناشی از بیماری و حفظ تواناییهای فرد در سطح مطلوب بسیار موثر هستند و یک خانواده خوب هرگز اجازه نمیدهد بیمارش تسلیم MS شود، در عین حال با توجه و حمایت بیش از حد ، توانایی او را محدود نخواهد کرد.تا جایی که ممکن است باید از استرسهای عاطفی و جسمی و قرار گرفتن در گرما پرهیز کرد زیرا افزایش درجه حرارت بدن ، خستگی و استرس سبب تشدید گذرای علائم میشوند. باعث بدتر شدن علائم می شود.
رژیم غذایی صحیح و متعادل نقش مثبتی در جلوگیری از پیشرفت M.S دارد. بیمار مبتلا به M.S بهتر است از رژیم با چربی حیوانی کم و دارای چربیهای غیراشباع و روغنهای گیاهی و رژیم حاوی اسید لینولئیک استفاده کنند.
بیماری ms و فعالیتهای روزمره
فعالیتهای شغلی و ادامه تحصیلات در M.S
بستگی به تواناییهای جسمی و ذهنی بیمار دارد. از آنجا که فعالیت فیزیکی شدید و خستگی مفرط و نیز استرسهای روحی میتواند در تشدید علائم مؤثر باشند، بیمار باید یک برنامه کاری منظم داشته باشد.ازدواج و بیماری M.S
مبتلایان به M.S خصوصاً انواع خوش خیم آن و مواردی که ناتواناییهای حرکتی- تعادلی بارزی نداشته باشد میتوانند جهت تشکیل خانواده و ازدواج اقدام نمایند.حاملگی ، شیردهی و M.S
از آنجا که M.S بطور شایع در سنین 20 تا 40 سالگی و بیشتر در زنان رخ میدهند. این سوال که آیا حاملگی بر روی سیر بیماری M.S اثر دارد، اهمیت مییابد. در این مورد باید گفت که خطر وقوع حمله M.S در طی 9 ماه حاملگی کمتر است. حاملگی بر سیر بیماری M.S معمولاً تأثیری نداشته ولی میزان عود در سه ماه نخست پس از زایمان شایعتر است. شیردهی ، در صورتی که بیمار از اینترفرون یا داروهای سرکوب کننده ایمنی استفاده نکند، بلامانع میباشد.نقش حمایتهای روحی در بیماران M.S
از آنجایی که بیماری M.S یک بیماری مزمن با سیر غیر قابل پیش بینی است، بیمار نیاز به حمایتهای روحی- روانی از طرف همسر ، خانواده ، دوستان و اجتماع میباشد. فرد مبتلا به M.S باید بداند که با انطباق با بیماری و سازگاری با شرایط جسمی میتواند همچنان فرد مؤثر و کارآمدی باشد. از آنجا که استرسهای روحی در شروع و تشدید علائم نقش بسیار قوی دارند، خود بیمار و خانواده او بایستی از این نظر پیشگیریهای لازم را تا آنجا که ممکن است به عمل آورند.
آفتاب گردان SUNFLOWER
|
|
| ||||||
|
ایسنا : تخمه آفتابگردان از جمله تنقلات خوش طعمي است که به دليل خواص غذايي و درماني قابل توجه ميتواند آجيل مناسبي براي شبهاي سرد و بلند زمستاني باشد. به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا منطقه علوم پزشکي تهران، تخمه آفتابگردان از جمله مغزهاي چربي است كه نه تنها به عنوان آجيل و تنقلات مصرف ميشود بلکه انواع روغن و کره آن هم موارد مصرف فراوان دارد. تخمه را مي توان به صورت تازه، خشك و بو داده مصرف كرد كه البته نوع بوداده آن با نمك و كمي آبليمو بسيار خوشمزه است. علاوه بر مصرف مغز تخمه آفتابگردان، از روغن آن به صورت مايع براي پخت و پز نيز استفاده ميشود. در ضمن كره آن هم به دو صورت مارگارين و كره تخمه آفتابگردان (مانند كره بادام زميني) يافت ميشود. تخمه آفتابگردان بسيار مقوي است؛ اين تخم منبعي غني از فيبر، پروتئين، ويتامين E ، ويتامين B، ويتامين A و مواد معدني مختلف مانند پتاسيم، منيزيم، آهن، فسفر، سلنيوم، كلسيم و روي است. بسياري از مطالعات نشان دادهاند که منيزيم به کاهش فشار خون و سردردهاي ميگرني و همچنين سکته قلبي کمک ميکند. منيزيم همچنين براي سلامت استخوانها و بدست آوردن انرژي ضروري است و کمبود منيزيم در بدن باعث بالا رفتن فشارخون، گرفتگي ماهيچهها و سردردهاي ميگرني و همچنين خستگي و تنش ميشود. اگر از درد آرتروز رنج ميبريد طبق گل (قسمت پايين گل که مانند بشقابي است) را جدا کرده و در آب انداخته، آنقدر بجوشانيد که شيره چسبناکي باقي بماند و سپس اين شيره را روي مفصلهاي دردناک بماليد و ماساژ دهيد. درد آرتروز برطرف ميشود. البته خوردن تخمه آفتابگردان هم در کاهش دردهاي مفصلي موثر است. تخمه آفتابگردان سرشار از اسيد چرب غيراشباع است و به دليل خاصيت فيتواسترول (phytosterols) کلسترول خون را پايين مي آورد، فيتواسترول، در گياهاني يافت ميشود که ساختار شيميايي بسيار شبيه به کلسترول دارند و وقتي در رژيم غذايي به اندازه کافي باشد به کاهش کلسترول و همچنين کاهش ريسک ابتلا به سرطان کمک ميكند. اسانس گل آفتابگردان براي التيام زخمها و پايينآوردن فشار خون بهکار ميرود و اسانس برگهاي آفتابگردان خاصيت ميکروبکشي دارد. براي تقويت معده و پايينآوردن فشار خون؛ 30 گرم برگهاي خشک آفتابگردان را دم کنيد و 3 فنجان در روز بنوشيد. مصرف تخمه آفتابگردان براي رفع ناراحتيهاي برونش، حنجره، مشكلات ريوي و همچنين صاف شدن صدا مؤثر است. تقويت چشم و بينايي انسان، مهمترين خاصيت درماني تخمه آفتابگردان است؛ البته نبايد در خوردن آن افراط كنيد. |
![]() |
| نویسنده مسعود بقائي كيا | |
|
خلاصه مطالب:
جانورانی که در مناطق فعال زمین لرزه ای زندگی می کنند، در معرض تکان های شدید زمین لرزه قرار می گیرند که در اثر فروپاشی حفره ها منجر به تلف شدن جانوران، شکستن تخمها و عمل دریا لرزه می شود. از گزارشات رسیده چنین بر می آید که هر چند بیشتر جانوران ممکن است قادر به تشخیص نشانه های زمین لرزه باشند، اما هنوز هیچ سناریوی احتمالی معرفی نشده است که طی آن پاسخگوی تکامل چنین رفتارهایی باشد. مکانیزم تکاملی را می توان طی دو مرحله بیان کرد:اولین مرحله شامل به تکامل رسیدن «پاسخ هشداری پیش از حادثه» به یک محرک ارتعاشی در فاصله زمانی کوتاه بین ورود امواج S و P می باشد. طبق شواهد موجود چنین واکنشی قبلاً در جانوران وجود داشته است. پس در صورت وجود محرکهای نشانه ای فرآیندهای تکاملی مشابه، درک جانور از این محرکها را به پاسخ تحریک شده از سوی موج P متصل می سازد که نتیجه این امر، ایجاد رفتار پیشگویانه نسبت به زمین لرزه خواهد بود.مدل ژنتیکی جمعیتی نشان می دهد که چنین سیستم پاسخ گریز از زلزله می تواند در برابر جهشهای تصادفی به عنوان نتیجه انتخاب طبیعی حفظ شود که با مقیاسهای زمان در مقایسه با حوادث زمین لرزه ای قوی، عمل می کند. از اینرو درک بیتر نشانه های احتمالی زمین لرزه در حال حاضر از حوزه زلزله شناسی خارج است اما ممکن است اطلاعاتی را در این باب مطالعه و تحقیق رفتار جانوران، فیزیولوژی حسی و ژنتیکی جمع آوری کرد. یک بررسی و مرور کوتاه از نشانه های زمین لرزه ای نشان می دهد که سیستم های حسی، جهت تشخیص زاویه انحراف زمین، رطوبت، الکتریکی و مغناطیسی موجود در جانوران می توانند به سیستم رفتاری گریز از زلزله ارتباط داشته باشند. پیش گوییهای قابل آزمایش فراوانی از این تحلیلها بحث و بررسی شده است و توصیه شده است که گیرنده های رطوبتی، شیب، الکتریکی و مغناطیسی به شبکه های کنترل چگال در مناطق فعال زمین لرزه ای ضمیمه شوند. مقدمه: یکی از اهداف عمده زلزله شناسی تعیین این است که آیا نواحی گسله ای، هیچ نشانه ای از پیش بینی زمین لرزه را ارائه می دهد یا نه؟ بحثهای اخیر در متون علمی مربوطه، روی این عنوان با برخی سئوالات همراه بوده است. از قبیل اینکه،آیا وقوع زمین لرزه های بزرگ به علت ماهیت غیر پیشگویانه آنهاست. یا اینکه به طور ساده نیازمند یک گزارش کاملی از اطلاعات ژئوفیزیکی یا ژئو شیمیایی در مناطق مستعد زلزله هستیم. متأسفانه اطلاعاتی از این قبیل به این خاطر که زمین لرزه ها بزرگ به ندرت رخ می دهند و نیز به علت محدودیت توزیع فضایی ابزار درجهت ثبت مداوم داده ها و نیز شمار زیاد متغیراتی که قابل ثبت و ضبطند، سیار کند جمع آوری شده است. واضح است که ثبت مداوم یک متغیر تصادفی از پارامترهای فیزیکی و شیمیایی نزدیک به مرکز زمین لرزه (با احتمال خیلی زیاد) عملی غیر ممکن بوده و هزینه های سنگینی در بر خواهد داشت. چنانچه تحقیق روی گسل سان اندریس در پارک فیلو کالیفرنیا، که مرکز احتمالی زمین لرزه سال 1857در زمین لرزه فورت تیگن و محل وقوع زمین لرزه های 6 ریشتری (باکون و مویلی در سال 1984)، مشکل هزینه و ماهیت دشوار عمل ثبت را تأئید کرد. در تلاشی برای ارزیابی سیستماتیک این مشاهدات، انجمن بین المللی زلزله شناسی و فیزیک درون زمین (IASAEIC) با ارزیابی رویدادهایی که نشانه هایی از وقوع زمین لرزه بوده اند، طی یک بررسی دقیق، «فهرستی مقدماتی از نشانه های مهم زمین لرزه ای» ایجاد کردند و که عموماً از اولین فهرست به عنوان «لیست» یاد می شود و کمیته ای فرعی را جهت پیش گویی زمین لرزه ترتیب داد. بین سالهای 1989 و 1999 حدوداً 40 پیشنهاد به این لیست ارائه شده و توسط کمیته فرعی موردارزیابی قرار گرفت. 5 مورد در لیست مقدماتی قرار گرفتند که مورد 1و2 به پیش لرزه، 3: حالت سکون و بی حرکتی زمین قبل از پس لرزه های بزرگ، 4: کاهش رادون در آبهای زیرزمینی، و 5 افزایش سطح آبهای زیرزمینی، مربوط می باشند. 6 موردی که هم مورد قبول لیست واقع نشد به پدیده الکترو مغناطیسی مربوط می شد. با در نظر گرفتن این مشکلات دراندازه گیری مستقیم پدیده پیش زمین لرزه، جای این سوال است که آیا اطلاعات در مورد نشانه های زمین لرزه ای باید به طور کامل از منابع مختلف و غیر زمین شناسی به دست آید (مانند رفتار حیوانات)؟ هیچ یک از پیشنهادات ارائه شده به لیست (IASAEIC) در برگیرنده اطلاعاتی در مورد رفتار حیوانات نبود. ادعاهایی مبنی بر حساسیت انسان قبل از وقوع زمین لرزه، شاید به صورت جبران ناپذیری این مبحث را دچار اغتشاش و سردرگمی کرد. برخر از این ادعا کاملاً پوچ و بی اساس بودند (کلادرک در سال 1996 ادعا کرد که سردردی در کالیفرنیای شمالی، زمین لرزه های نیکاراگوآرا پیش بینی نمود). در بحث با همکاران ژئوفیزیک، طبق معمول نسبت به این موضوع که حیوانات ممکن است نشانه های زمین لرزه را پیش بینی کنند، اعتراضات بلند شد، چراکه حقیقت این است که دوره زندگی اغلب حیوانات کوتاهتر اززمان تکرار زمین لرزه های بزرگ است، از اینرو حیوانات بعید است که سیگنالهای نشانه زمین لرزه رابه خاطر بیاورند. با این حال رفتار حیوانات به طریقی خاص، مستعد به کنترل ژنتیکی است به همین دلیل مجله کاملاً علمی تحت عنوان «ژنتیکهای رفتاری» به این موضوع اختصاص یافته است. از اینرو حوادث نادر که منجر به کشته شدن حیوانات و یا کاهش سازگاری بخش کوچکی از گونه حیواناتی که تولید مثل می کنند. از طریق دوره چرخش تصادفی و انتخاب طبیعی می تواند نجر به تکامل مکانیزم هایی در جهت دوری از چنین تلفات و مرگ و میرهایی شود. در مورد بیماریها این فرآیند خیلی معروف است. جانداران می توانند رفتارهایی را تکامل بخشند که بقا و سازگاری آنها را افزایش دهد. واکنشهای معروفی از قبیل فرار از آتش و صیاد. بیشتر این رفتارها، شامل توانائیهای لازم در جهت تشخیص الگوهای پیچیده می باشد. ![]() تحقیقات 50 سال گذشته نشان داده است که شمار زیادی از پاسخهای رفتاری پیچیده که حیوانات از خود بروز می دهند تحت کنترل ژنتیکی می باشد. سیستمهای رفتاری ژنتیکی مانند تمامی ژنها، فسیلهای قدیمی هستند که حافظ اطلاعاتی است که به بقای نسلهای گذشته، بالغ بر 5/3 میلیون سال گذشته، کمک کرده است. رفتارهایی به پیچیدگی تکلم از طریق حرکات رقصانه در میان زنبورهای عسل همگی غریزی بوده و این نوع رفتارها حاکی از بی اختیاری حتی در جمعیت حشرات، بدون بهره وری از زنبورهای کارگر با تجربه و مسن تر می باشد. مثالهایی از این نوع فراوان می باشند. زمانی که یک درونداد حسی (از طریق بینایی، شنوایی، لامسه ای، بویایی و ...) پاسخ «عمل ثابت» را تحریک می کند باعث یک واکنش رفلکس مانند بی اختیاری فوری و ضروری می شود. این رفتارها از پاسخ فراری گرفته تا رفتارهای جفت گیری در گونه های مختلف جانوران مانند کرمهای پهن و حشرات و پستانداران و ... متغیر می باشند. به خاطر داشته باشید که رفتارهایی از این نوع اکتسابی نیستند بلکه موروثی بوده و طی فرآیند دراز مدت و آرام از چرخش تصادفی و انتخاب طبیعی شکل یافته است. بنابراین بهتر است که یک سوال مناسب از بافت ژنتیکی جمعیت حیوانات دراینجا مطرح شود: آیا منطقی است که بگوییم الگوی رفتاری فرار از زلزله، در حال تکامل است و آیا چنین سیستم ژنتیکی که در جریان رویارویی با فشارهای انتخاب معیار زمان حوادث ناگوار زمین لرزه ای عمل می کند، باید حفظ شود؟ تحلیل های زیست شناسی انجام گرفته که به اواسط سال 1970 بر می گردد به این نتیجه رسیده است که یک پاسخ فراری غریزی دراثر زمین لرزه (بر مبنای ژنتیک) بعید است که در حیوانات به تکامل برسد. چرا که زمین لرزه ها آنقدر به ندرت رخ ی دهند که نمی توان یک مزیت انتخابی ایجاد کرد که که امکان تثبیت ژنتیکی چنین ویژگیهایی را فراهم کند. سؤال بعدی که آیا در اگر گونه ها توانستند گریز موفقیت آمیزی داشته باشند حتی اگر آنها دانش زمین لرزه های قریب الوقوع را ارتقاء داده باشند؟ لازم است که هردوی این سؤالات را دوباره ارزیابی کنیم. اول اینکه، در سال 1975 تنها دانش مقدماتی از تناوب زمین لرزه های بزرگ و متوسط داشتیم. در کالیفرنیا و بسیاری از مناطق دیگر، امروزه تشخیص می دهیم که زمین لرزه های بزرگ به طور متوسط، با فواصل تکراری 100 سال یا بیشتر رخ داده اند. گرچه زمین لرزه های متوسط +5 ~ M مناطق ژئوگرافیک کوچکتری را تحت تأثیر قرار می دهد. این نوع زمین لرزه ها نسبی بوده و ممکن است مناطق زمین لرزه ای به خطر بیندازد علاوه بر این مناطقی با فعالیت زمین لرزه ای زیاد روی زمین، حداقل به 2 میلیون سال قبل یا بیشتر می رسد. که این زمین لرزه ها محصول فرآیندهای تکتونیک (زمین ساز شناسی)می باشد. یک فشار انتخابی کوچک که طی فواصل زیاد زمان زمین شناسی عمل می کند مانند انتخاب قویتری که طی فاصله زمانی کوتاه تر عمل می کند، بر تثبیت ژن موثر خواهد بود.دوم اینکه، عمل فرار می تواند در اغلب نمونه ها، حین زمین لرزه،میزان مرگ و میر را کاهش می دهد. زمین لرزه ها می توانند حیوانات را از پای دربیاورند یا سازگاری آنان را به روشهای مختلف کاهش دهند، از یک تکان فیزیکی مستقیم گرفته (فرو ریختن حفره ها، بیرون ریختن تخم ها از لانه، شکستن لانه زنبور عسلها و ...) تا تکانهای غیر مستقیم (لغزش لجنها در بستر دریاها و اقیانوسها و دریا لرزه...). همچنین سازگاری حیوانات ممکن است در فاصله پس از زمین لرزه به عنوان نتیجه اختلالات رفتار طبیعی حاصل از پس لرزه ها، کاهش یابد. در اغلب جانداران، رفتاری که قبل از زمین لرزه صورت می گیرد، میزان مرگ و میر را کاهش می دهد: ماهی و جانوران بالدار دریایی، نواحی ساحلی را ترک می کنند، جوندگان از حفره هایی که احتمال ریزش دارند، بیرون می آیند. زنبورهای عسل به صورت گله ای به حرکت در می آیند و والدین تخم گذاری خود را به تأخیر می اندازند. این مقاله برخاسته از تشابهات موجود در ایت لیست است که جانوران رفتارهای احتمالی قبل از وقوع زمین لرزه تا رفتارهای غیر عادی که روزها و ساعت و یا دقایقی قبل از زمین لرزه از خود نشان داده اند. کتاب نوشته تیربوتچ (Tributsch) در سال 1982 نیز این مشاهدات رابطور دقیق در مبنای جهانی عرضه داشته است. این مشاهدات حداقل به این فرضیه که : هشدارهای زمین لرزه ای از نظر زمین شناسی یا سیستم پیشگویی ممکن است وجود داشته باشد، اعتبار می بخشد. پس اگر چنین است باید یک مسیر ممکنی وجود داشته باشد که طی آن چنین سیستمی توانسته به تکامل رسد. یک فرآیند عمده و مهمی که توسط آن سیستمهای پیچیده زیست شناسی تکامل یافته. عبارتست از وجود یک الگوی ژنتیکی که برای انجام یک عمل تکامل یافته و آن را برای انجام نقشی متفاوت پیوند می دهد یا سازگاری می بخشد. پس سیستم جدید تدریجاً تصیح شده و اشکال زدایی می شود و طی فرآیند چرخش تصادفی و انتخاب طبیعی به بهبود می رسد. این الگوی تکاملی را اصطلاحاً (اکسپتیشن) : expatiation گویند. برای اینکه پاسخ گریز از زلزله به این شیوه سیر تکاملی خود را سپری کند نیاز خواهد داشت تا الگوی رفتاری فرار یا وحشت و یا خارج شدن از حفره را با یک یا چندین درونداده های حسی مناسب ترکیب دهد و موجب تحریک یک واکنش شود. این روند موجب سه سوال اساسی خواهد شد. 1- آیا هر چیزی مانند مانند پاسخ گریز از زلزله قبلاً در خزانه ژنتیکی رفتاری حیوانات ایجاد شده است؟ اگر چنین است چگونه توانسته به تکامل رسد؟ 2- آیا حوادث شیمیایی یا فیزیکی نشانه های زمین لرزه که هراز گاهی رخ می دهند. در سطح زمین قابل شناسایی است که ممکن است یک زمین لرزه قریب الوقوع را خبر دهد اگر چنین است آیا حیوانات، توانائیهای حسی لازم برای شناسایی آنها را به تکامل رسانده اند؟ 3- آیا سیستم ژنی پاسخ گریز از زلزله بین یک جمعیت در رویارویی با جهش تصادفی و گرایش ژنتیکی، بین حوادث عظیم زمین لرزه، حفظ شده است؟ ... در این مقاله هر یک از این سوالات مورد بررسی قرار می گیرند. تقریباً همه حیوانات دارای پاسخ های غریزی برای فرار از دست شکارچی درنده (اغلب برای حیواناتی که در خشکی زندگی می کنند) و فرار از آتش وجود دارد. در انسان این نوع واکنشها به وحشت معروفند با تشرح سریع آدرناسین همراه است که باعث افزایش هوشیاری صی شده و موقتاً مانع از درک درد می شود. مشاهدات فرلواتی است که نشان می دهد، حیوانات چند ثانیه قبل از آغاز تکانهای شدید زمین دچار وحشت می شوند. تریبوتچ در سال (1982) چند تا از این نمونه ها را برشمرد. از جمله پارس کردن سگها، بیرون پریدن گربه های وحشت زده از پنجره، زوزه کشیدن پرندگان، بیرون دویدن جوندگان از میان حفره ها، کوچ گله ای زنبورهای عسل، توضیح بروز چنین رفتاری قبل از وقوع زلزله، چندان مشکل نیست. امواج زلزله p، از طریق پوسته زمین، سریعتر از امواج s تقریباً با سرعت se/km 4-2 سیرمی کنند.اگر جانداران به حد کافی نسبت شناسایی لرزه های همراه امواجp حساس باشند، این حس باعث تحریک حیوانات می شود تا قبل از رسیدن امواج زیان آور s، برای دوری از مرگ اقدام به فرار می کنند. تنها در تقریب خیلی نزدیک به مرکز زمین لرزه تکانهایی بدون هشدار محسوس، شروع خواهد شد. از زمین لرزه های متوسط تا زمین لرزه های بزرگ مانند لوماپرتیا (Lomo preita) می تواند باعث گدازه هایی در فاصله +50 کیلومتر شود و منطقی است که احتمال فروپاشی حفره در رو خاکهای شل و سست در فاصله های بیشتر از مرکز زمین لرزه، موجب تحریک حیوانات می شود. از اینرو حیواناتی که درفاصله دهها کیلومتر از مرکز زمین لرزه زندگی می کنند. با تشخیص موج p، برای فرار از اثرات ناشی ازامواج پر انرژی s، چند ثانیه فرصت خواهند داشت. گرچه طبق گزارشات رسیده از طبیعت، این مشاهدات از این فرضیه حمایت می کنند که: یک واکنش گریز از زلزله در مخزن رفتاری حیوانات موجود است و اینکه چنین واکنشهایی حداقل با درک حسی ارتعاشاتی با فرکانس پایین، انتشار می یابند. و اما در مورد موج p، توانایی حسی که واکنش گریز از زلزله را تحریک می کند بطور آشکار در طبیعت یا صوتی است یا مکانیکی، و حتی گاهی توسط انسان نیز احساس می شود. در طبیعت مشهود است که حداقل تعدادی از جوندگان (کانگوروهای کالیفرنیا) با پاهای خود به زمین ضربه زده و ارتعاشاتی با فرکانس پایین تولید می کنند که از این روش، جهت برقراری ارتباط با همنوعان خود عین حفره ها استفاده می کند تا مرزهای قلمروی خود را مشخص کنند و چنانچه حضور شکارچی را در این قلمرو تشخیص دادند ، او را شناسایی کنند. هم مار و هم جوندگان توانائی لازم جهت تشخیص و پاسخ دهی به این ارتعاشات را دارند و در این جانوران سیستم های حسی در سطح بالائی نگهداری می شود. توانیی برای تشخیص سیگنالهایی با فرکانس پایین، احتمالاً در اجداد مشترک گذشته خزندگان و پستانداران وجود داشته است. و ممکن است یکی از ویژگیهای مقدماتی مهره داران باشد. درک تکامل واکنش گریز از زلزله که در اثر موج p، تحریک شده است از طریق فرآیند تکاملی «اکسپتیشن» که شرح آن گذشت، چندان هم مشکل نیست. بررسی سطحی رشته فیزیولوژیست اعصاب نشان می دهد که فعل و انفعالات بین شکار وشکارچی بطور وسیع مسئول تحریک توانائی حیوانات جهت تشخیص سیگنالهای محیطی تقریباً پایین تر از محدوده پارازیت حرارتی می باشد. شواهد فعالیت شکاری در آثار فسیلی به اواخر دوره زمین شناسی کامبریان، حدود 545 میلیون سال می رسد که بوسیله حفره ها شکاری در پوسته سومین جانوران نرم تن، شناسایی شده است. با در نظر گرفتن فشار انتخابی بیشمار از فعل و انفعالات بین شکار و شکارچی، سیر تکاملی بایستی حساسیت شنیداری و لامسه ای حیوانات را نسبت به نقطه ورور موج p، به تکامل برسد (جائی که بین فاصله کوتاه زمانی از نظر زمین شناسی قابل درک است) الگوی تکاملی این حسها برای اینکه منجر به واکنش گریز از زلزله شود، باید یک تغییر جزئی در آن صورت گیرد تا دو سیستم موجود رابه هم پیوند دهد. (حساسیت ارتعاشی و فرار شکارچی) و منجر به رفتار جدیدی شود که مرگ و میر حاصل از فعالیتهای زمین لرزه ای را کاهش دهد. گونه های وسیعی از مهره داران از ماهی گرفته تا پستانداران، رفتارهایی از خود بروز می دهند که منطبق با حضور این سیستم اساسی است. که این سیستم احتمالاً قبل از اواسط دوره اردو ویکیان (Ordovician) به تکامل رسیده است. آیا رویدادهای شیمیایی و فیزیکی دیگری در سطح زمین وجود دارد که زمین لرزه های قریب الوقوع را هشدار دهد؟ آیا حیوانات قادر به تشخیص این رویدادها می باشند؟ زمانی که سیستم گریز از زلزله و تحریک شده بوسیله موج p، بوجود آمد (مثلاً این سیستم به تثبیت ژنتیکی بین هنگه دست یافت) یک فرآیند مشابه به فرآیند چرخش تصادفی و انتخاب طبیعی، (الگوی تکاملی اکسپتیشن) می تواند رخ دهد تا این فرآیند رابه سیگنالهای حسی دیگر متصل کند که، یک حیوان ممکن است قبل از زمین لرزه، این سیگنالها را درک کند. این مرحله اگر رخ داده است شامل انتقال از پاسخ اخطاری قبل از حادثه به یک پاسخ پیش گویی صحیح است. دلایل من به شرح زیر است : در نزدیکی مرکز زمین لرزه قبل از رسیدن موج s، امواج p، به حد کافی پر انرژی بوده و موجب گدازش و فروپاشی حفره ها دراین قسمتها می شود این مناطق واکنش تحریک شده از سوی موج p، برای دوری یا کاهش اثرات ناشی اززمین لرزه، زیاد قابل استفاده نیست. به عبارت دیگر اگر سیگنالهای دیگر نشانه وقوع زمین لرزه، عین قلمرو درک حسی جانور وجود دارند، پس جهشهای ژنتیکی تصادفی در ژنهای رفتاری ممکن است هراز گاهی، تشخیص این سیگنال را به واکنش هشداری حاصل از موج p، پیوند دهد. این فرایند تکاملی بعدها می تواند ، بهسازی شده و با انتخاب طبیعی بهبود یابد. طی 5 میلیون سال گذشته، این فرآیند ممکن است در اغلب نسلهای نامتناصبی بارها اتفاق افتاده باشد. و در عین حال بستگی به این دارد که تا چه حدی یک فرآیند حسی ارگانیسم، به خوبی عمل کرده است. قبلاً اشاره شد که، فهرست مقدماتی IASPEI دارای نشانه های مهم زمین لرزه ای شامل پنج پیشنهاد ژئوفیزیکی است. سه تای از این ها صرفاً مربوط به زمین لرزه می باشد (پیش لرزه- پیش لرزه- سکون زمین لرزه ای قبل از پس لرزه های بزرگ، و دوتای دیگر مربوط به کاهش غلظت رادون و افزایش سطح آبهای زیر زمینی مربوط می باشد.) این لیست از وجود دیگر نشانه های ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی ممانعت نمی کند. و تا کنون مجموعه ای از مشاهدات خوش اقبال به دست آمده است که برای رسیدن به اعتبار آماری کوچکترین آستانه ها را در بر می گیرد. مشکلی که هم اکنون با آن مواجهیم، تلاش برای گسترش این پیشنهادات به شیوه ای است که ممکن است منجر به پیشگوییهای قابل آزمایش در رابطه با رفتار حیوانی شود. به همین دلیل، بررسی مجموعه ای از موارد کمکی (نمونه هایی که هنوز انجمن (IASPEI) هنوز پیشنهاد نشده است). همچنین موارد مطرح شده از رفتار حیوان پیش از زمین لرزه مفید خواهد بودو به خاطر داشته باشید که هدف از این کارها، پیشنهاد این موارد به انجمن نیست بلکه هدف، بهبود تستهای آزمایشگاهی تحریکات مربوطه در جمعیت حیوانی مناسب است تا بدانیم آیا این موارد، قادر به تولید رفتارهای گریزاز زلزله مانند وحشت می شوند یا نه. از این نقطه نظر حداقل 4 پیشنهاد ممکن برای حساسیت حیوان را می توان انتخاب و گلچین نمود. 1- شیب زمین 2- تغییرات رطوبتی 3- جریانها الکتریکی 4- تغییرات میدان مغناطیسی |
ایدهٔ اینکه پروانهای میتواند باعث تغییری آشوبی شود نخستین بار در ۱۹۵۲ در داستان کوتاهی به نام آوای تندر کار ری بردبری مطرح شد. عبارت «اثر پروانه ای» هم در ۱۹۶۱ در پی مقالهای از ادوارد لورنتس به وجود آمد. وی در صد سی و نهمین اجلاس AAAS در سال ۱۹۷۲ مقالهای با این عنوان ارائه داد که «آیا بالزدن پروانهای در برزیل میتواند باعث ایجاد تندباد در تگزاس شود؟

لورنتس در حال تحقیق روی مدل ریاضی بسیار ساده ای که از آب و هوای زمین، به یک معادله دیفرانسیل غیر قابل حل رسید. وی برای حل این معادله به روشهای عددی با رایانه متوسل شد. او برای اینکه بتواند این کار را در روزهای متوالی انجام دهد، نتیجه آخرین خروجی یک روز را به عنوان شرایط اولیه روز بعد وارد می کرد. لورنتس در نهایت مشاهده کرد که نتیجه شبیه سازی های مختلف با شرایط اولیه یکسان با هم کاملا متفاوت است. بررسی خروجی چاپ شده رایانه نشان داده که Royal McBee، رایانهای که لورنتس از آن استفاده می کرد، خروجی را تا چند رقم اعشار گرد می کند. از آنجایی محاسبات داخل این رایانه با چند رقم اعشار صورت می گرفت، از بین رفتن دورقم آخر باعث چنین تاثیری شده بود. مقدار تغییرات در عمل گرد کردن نزدیک به اثر بال زدن یک پروانه است. این واقعیت غیر ممکن بودن پیش بینی آب و هوا در دراز مدت را نشان می دهد .
اثر پروانهای (ُThe Butterfly Effect) نام پدیدهای است که به دلیل حساسیت سیستمهای آشوبناک به شرایط اولیه ایجاد میشود. این پدیده به این اشاره میکند که تغییری کوچک در یک سیستم آشوبناک چون جو سیاره زمین (مثلاً بالزدن پروانه) میتواند باعث تغییرات شدید (وقوع توفان در کشوری دیگر) در آینده شود.
ایدهٔ اینکه پروانهای میتواند باعث تغییری آشوبی شود نخستین بار در ۱۹۵۲ در داستان کوتاهی به نام آوای تندر کار ری بردبری مطرح شد. عبارت «اثر پروانه ای» هم در ۱۹۶۱ در پی مقالهای از ادوارد لورنتس به وجود آمد. وی در صد سی و نهمین اجلاس ایایایاس در سال ۱۹۷۲ مقالهای با این عنوان ارائه داد که «آیا بالزدن پروانهای در برزیل میتواند باعث ایجاد تندباد در تگزاس شود؟»
لورنتس در پژوهش بر روی مدل ریاضی بسیار سادهای از آب و هوای جو زمین، به معادلهی دیفرانسیل غیر قابل حل رسید. وی برای حل این معادله از روشهای عددی به کمک رایانه بهره جست. او برای اینکه بتواند این کار را در روزهای متوالی انجام دهد، نتیجه آخرین خروجی یک روز را به عنوان شرایط اولیه روز بعد وارد میکرد. لورنتس در نهایت مشاهده کرد که نتیجه شبیهسازیهای مختلف با شرایط اولیه یکسان با هم کاملاً متفاوت است. بررسی خروجی چاپ شده رایانه نشان داده که رویال مکبی (Royal McBee)، رایانهای که لورنتس از آن استفاده می کرد، خروجی را تا ۴ رقم اعشار گرد میکند. از آنجایی که محاسبات داخل این رایانه با ۶ رقم اعشار صورت می گرفت، از بین رفتن دو رقم آخر باعث چنین تاثیری شده بود. مقدار تغییرات در عمل گردکردن نزدیک به اثر بالزدن یک پروانه است. این واقعیت غیرممکن بودن پیشبینی آب و هوا در دراز مدت را نشان می دهد.
مشاهدات لورنتس باعث پررنگ شدن مبحث نظریه آشوب شد. عبارت عامیانه «اثر پروانه ای» در زبان تخصصی نظریه آشوب، «وابستگی حساس به شرایط اولیه» ترجمه می شود.
به غیر از آب و هوا، در سیستمهای پویای دیگر نیز حساسیت به شرایط اولیه به چشم می خورد.
یک مثال ساده، توپی است که در قله کوهی قرار گرفته. این توپ با ضربه بسیار کمی، بسته به اینکه ضربه از چه جهتی زده شده باشد، می تواند به هرکدام از دره های اطراف سقوط کند.
● تئوری
اغلب سیستم ها در دنیای واقعی طی تکرار یک عملیات مشخص کار می کنند. در مثال آب و هوای لورنتس فرایند گرم شدن سطح زمین از طرف خورشید و سرد شدن جو از طریق تابش به فضای بیرون، فرایندی است که مدام تکرار می شود. می توان نشان داد که در چنین سیستمی بازه ای از مقادیر اولیه باعث ایجاد رفتار آشوبناک می شود.
ادوارد نورتن لورنز هواشناس و ریاضیدان موسسه تکنولوژی ماساچوست و تئوریسن تئوریهای معروفی “بی نظمی” و “اثر پروانه ای” در سن ۹۰ سالگی در کمبریج ماساچوست در گذشت. وی در ۲۳ می ۱۹۱۷ متولد و در ۱۶ آوریل ۲۰۰۸ دارفانی را وداع گفت.
این دانشمند در تئوری “اثر پروانه ای” گفته است: “ضربه های بالهای پروانه ای در برزیل می توانند در تکزاس توفان به پا کنند.”
در این تئوری لورنز توضیح می دهد که تداوم تغییرات بی نهایت کوچکی که در اثر بال زدن پروانه ایجاد می شود نتایج ویرانگری تولید می کند.
این دانشمند جوایز معتبر بین المللی به خصوص “جایزه توکیو برای علوم کاربردی” را دریافت کرد. با وجود این از آنجا که در جوایز نوبل، جایزه ای با عنوان “جایزه نوبل هواشناسی” وجود ندارد، لورنز هرگز نتوانست نام خود را در بین دارندگان این جایزه به ثبت برساند.
لورنز در سال ۱۹۷۹ در کنفرانس سالانه “انجمن آمریکایی پیشرفت علم” حاضر شد و به تشریح تئوری “اثر پروانه ای” (butterfly effect) پرداخت و به این ترتیب تئوری “بی نظمی” رسمیت گرفت.
این دانشمند نخستین بار تئوری بی نظمی را در سال ۱۹۶۱ در موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی) مطرح کرد. سپس در سال ۱۹۶۳ این تئوری را کاربردی و در سال ۱۹۷۹ فرمول آن را ارائه کرد.
این تئوری در خصوص پدیده هایی چون تغییرات آب و هوایی غیرمنتظره و حوادث و فرایندهایی که نمی توانند با استفاده از برهانها و قوانین ریاضی رایج، مثل تئوری احتمالات مدل سازی و پیش بینی شوند، توضیح می دهد.
در سال ۱۹۶۰ لورنز یک مدل اسباب بازی از هواشناسی ایجاد کرد.
رایانه این دانشمند در آن زمان نه سرعت کافی برای پردازش یک شبیه سازی ساخته شده از رفتار اتمسفر داشت و نه از حافظه کافی برای ذخیره این اطلاعات برخوردار بود. باوجود این، لورنز توانست مدلهایی از تئوری بی نظمی را با استفاده از این رایانه و با کمک دیگر هواشناسان “ام آی تی” نشان دهد.
منبع:شبکه فیزیک هوپا
بیماری آلکاپتونوریا
۱-الکاپتونوریا:یک بیماری متابولیکی ارثی است که در اثر نقص انزیم اسیدهموژنتیسیک اکسیداز در مسیر متابولیکی فنیل الانین-تیروزین ایجاد می شود.این بیماری اختلال اتوزومی مغلوب اتوزومال رسسیو است.فقدان انزیم هموژنتیسیک اسید اکسیداز متابولیسم فنیل الانین-تیروزین را درمرحله اسید هموژنتیسیک مهارمی سازد.بنابراین اسیدهموژنتیسیک دربدن تجمع می یابد.به طورطبیعی
اسیدهموژنتیسیک درخون یا ادراروجودندارد
ولی درالکاپتونوریا این اسید دربین سلولها و داخل سلولهابه صورت گراندلریاهوموژن تجمع می یابدومقادیرزیادی ازآن ازطریق ادراردفع میگردد.اکسیداسیون و پلی مریزاسیون این ترکیب درادرار(کهنه)ودرمعرض هوا قرارگرفته ماده ای شببه ملانین وسیاه رنگ را به وجود می آورد که تیرگی ادرارنظیر جوهر(urine as ink)را سبب می گردد.
2- اوکرونروز چیست؟
َاسید هموژنتیسیک علاوه بر رسوب مستقیم دربافتها با مهار آنزیم لیزیل ئیدروکسیلاز مهارکننده بیوسنتز کلاژن نیز هست بدین ترتیب که اسیدهموژنتیسیک نگهداری شده دربدن به طورانتخابی به الیاف کلاژن بافت همبند و تاندونها و وترعضلانی وغضروفها متصل شده وآنها را به رنگ آبی مایل به سیاه در می آورد.اوکرونروز اصطلاحی است که تیره شدن بافتهارا توصیف می کند
به دلیل تجمع پلیمر سیاه اسیدهموژنتیسیک در غضروف و بافتهای مزانشیمی دیگر میباشد.اوکرونروز در بافتهای مختلف مانند غضروفها(بینی.گوش.دنده.حنجره.نای.مفاصل)و تاندونها و نسوج نرم(گونه.دست.فقرات....)اپیدرم.اندوکارد و انتیمای عروق.کلیه.پروستات.ریه.صلبیه.ملتحمه و قرنیه.پرده صماخ رخ می دهد ولی بیشتر در گوشها.بینی و گونه ها دیده می شود .
و به دلیل تجمع پلیمر سیاه اسیدهموژنتیسیک در غضروف و بافتهای مزانشیمی دیگر میباشد.اوکرونروز در بافتهای مختلف مانند غضروفها(بینی.گوش.دنده.حنجره.نای.مفاصل)و تاندونها و نسوج نرم(گونه.دست.فقرات....)اپیدرم.اندوکارد و انتیمای عروق.کلیه.پروستات.ریه.صلبیه.ملتحمه و قرنیه.پرده صماخ رخ می دهد ولی بیشتر در گوشها.بینی و گونه ها دیده می شود .
3- چگونه الکاپتونوریا بر مفاصل تاثیر می گذارد ؟
جدی ترین عارضه اوکرونروز ناشی از رسوب رنگدانه ها درغضروفهای مفصلی می باشد.به دلایل نامشخصی این پیگمانتاسیون موجب می شود که غضروف لغزندگی طبیعی خود را از دست داده شکننده و شیاردار گردد.فرسایش و پاره شدگی این غضروف رشته رشته به درون استخوان زیرین رانده می شود و باعث تشدید بیشتر آسیب می گردد.ستون مهره ای و مخصوصا دیسک بین مهره ای اولین هدف این تهاجم است.اما بعدا مفاصل زانوها شانه ها و لگن ممکن است مبتلا شوند.مفاصل کوچک دستها و پاها معمولا مبتلا نمی شوند با آنکه نقص متابولیکی از هنگام تولد وجود دارد.آسیب مفصلی دژنراتیو به آهستگی به پیش می رود و معمولا با دهه چهارم زندگی از نظر بالینی قابل تشخیص نمی باشد .
آرتریت در مردان معمولا شدیدتر است.آرتریت ناشی از این بیماری خصوصیات بالینی آرتریت روماتیسمی را دارد ولی در پرتونگاری خصوصیت استئوآرتریت را دارا می باشد.تغییرات دژنراتیو و مهره های کمری همراه با کم شدن فضای مفصلی و چسبیدن جسم مهره ها مشخصه بیماری است پاتوژنز تغییرات آرتریتی هنوز مشخص نشده است . آسیب مفصلی دژنراتیو با وجود آنکه تهدیدی جهت ادامه زندگی نیست ناتوانی موجود در اشکال حاد استئوآرتریت افراد مسن می باشد ولی در عارضه آلکاپتونوری این آرنروپاتی در سنین بسیار پایینی رخ می دهد.
نظرات تکمیلی
برگرفته از آموزش زیست شناسی یزد
تاریخ زیست شناسی
آلکاپتونوریا
بیماری " آلکاپتونوریا " نوعی بیماری ژنتیکی است که در اثر نارسایی در فرایند تجزیهی اسیدآمینههای فنیل آلانین و تیروزین به وجود میآید. این بیماری پیامد کمبود آ نزیمی است که اسید هموجنتیسیک (آلکاپتون) را به اسید مالیل استواستیک تبدیل میکند. در اثر کمبود این آنزیم، که هموجنتیسیک اسید اکسیداز نام دارد، آلکاپتون در بدن بیمار انباشته میشود و از راه ادرار به بیرون راه مییابد . این نارسایی به بیماری خطرناکی نمیانجامد، اما وقتی ادرار در برخورد با هوا قرار میگیرد، آلکاپتون با اکسیژن واکنش میدهد که پیامد آن، تبدیل آلکاپتون به فراوردهای تیره رنگ است و این فراورده باعث تیره شدن رنگ ادرار میشود. از این رو، مردم عادی نوزادنی را که با این نارسایی به دنیا میآمدند، انسانهایی سیاه بخت و تیره روز میپنداشتند.
آرچیبلد گرود با پژوهش گستردهای که روی این بیماری انجام داد، به این نتیجه رسید که این نارسایی، به علت یک عامل ژنی نادر (باتوار ث مندلی) رخ میدهد و ازدواج بستگان درجهی اول، زمینهی بروز این صفت نهفته و نادر را آماده میسازد. برای این پژوهش بود که نظریهی " یک ژن، یک آنزیم " ، با نام این پژوهشگر گره خورد. البته، همانطور که در ادامه میخوانید، وی با گردآوری و تفسیر دادههای به دست آمده از پژوهشهای دانشمندان دیگری، به این مفهوم پایهای دست پیدا کرد.
در پژوهشهای گرود، کمتر با طراحی آزمایش روبهرو میشویم. در حقیقت ، او با مشاهده و گردآوری اطلاعات توانست، فرضیههای خود را تا اندازهای اثبات کند. سرانجام، زیستشیمیدانها با پژوهش هایی که طی نیم سده انجام دادند، توانستند تصویر دقیقتری از اساس بیماری آلکاپتونوریا عرضه کنند.
در این مقاله، شما با شیوهی پژوهشی گرود آشنا میشوید و درمییابید که چگوه گردآوری دادهها و تفسیر آنها به یک یافتهی زیستشناسی میانجامد.
طرح مسئله
در سال 1898 میلادی، خانوادهای به دکتر گرود مراجعه کردند که ادرار کودکشان پس از برخورد با هوا ، تیره رنگ میشد ( پوشاک نوزاد در بخش جلو قهوهای تیره تا سیاه میشد). سه سال بعد، کودک دیگری در همان خانواده به دنیا آمد که به همین بیماری دچار بود. مشاهد ههای آغازین گرود نشان داد، این بیماری در خانوادهها تکرار میشود، یعنی اگر یکی از خویشاوندان نسبی این صفت را داشته باشد، احتمال بروز آن در خویشاوندان دیگر نیز هست. اما به طور معمول، والدین کودکان بیمار ، این صفت را ندارند.
مسئله:
- چرا ادرار کودکان دچار شده به آلکاپتونوریا ، پس از برخورد با هوا، تیره میشود؟
- آیا این بیماری ارثی است؟
- الگوی توارث آن چگونه است؟
گردآوری اطلاعات:
در سال 1859، شیمیدانها ثابت کردند در ادرار این بیماران ترکیبی به نام اسید هموجنتیسیک (آلکا پت ون) وجود داردکه پس از واکنش با اکسیژن هوا ، به ماده ی سیاه رنگی تبدیل میشود و ساختمان شیمیایی آن، شبیه ملانین (رنگیز ه ی پوست) است.
چند پژوهشگر مقدار اسید هموجنتسیک ادرار بیماران را اندازهگیری کردند.
|
شماره |
جنسیت |
سن (سال) |
اسید هموجنتیسیک (گرم) |
پژوهشگر |
|
1 |
مرد |
5/2 |
2/3 |
اریک مایر |
|
2 |
مرد |
5/3 |
6/2 |
آرچیبلد گرود |
|
3 |
مرد |
8 |
7/2 |
ایوالد استایر |
|
4 |
مرد |
18 |
9/5 |
استانج |
|
5 |
مرد |
44 |
6/4 |
میتلباخ |
|
6 |
مرد |
45 |
7/4 |
اوگدن |
|
7 |
مرد |
60 |
3/5 |
هامارستن |
|
8 |
زن |
60 |
3/2 |
املسن |
|
9 |
مرد |
68 |
8/4 |
ولکاو/ بومن |
توجه: میانگین ترشح اسید هموجنتیسیک به گرم در 24 ساعت و با رژیم غذایی معمولی
پژوهشگران دریافتند :
1. این مولکول در ادرار افراد سالم وجود ندارد
2. همهی بیماران از کودکی این نارسایی را دارند
3. تغییر رژیم غذایی، باعث تغییر مقدار آلکاپتون در ادرار نمیشود
فرضیه سازی
دادههای جدول نشان میدهد، بین سن بیمار ا و میزان ترشح اسید هموجنتیسیک ( و در واقع ، بیماری آلکاپتونوریا ) ارتباطی وجود ندارد و مردها بیش از زنها به این بیماری مادرزادی دچار میشوند. همچنین ، گرود و پژوهشگران دیگر دریافتند، بین این بیماری و رژیم غذایی افراد، ارتباط معناداری وجود
ندارد. از این رو، میتوان نتیجه گرفت، این بیماری به اختلالی در واکنشهای شیمیایی بیماران مربوط میشود و مبتلایان این نارسایی را از والدین خود به ارث بردهاند.
فرضیه : اگر این نارسایی ارثی باشد، احتمال بروز آن در بستگان بیمار (برادرها و خواهرها) نیز وجود دارد.
بررسی فرضیه
گرود، برای بررسی این فرضیه، اطلاعات مربوط به موارد بیماری را که پژوهشگران دیگر گزارش کرده بودند، بررسی کرد
|
شماره |
تعداد افراد خانواده (برادر و خواهر) |
تعداد مبتلایان به آلکاپتونوریا |
تعداد افراد عادی خانواده |
پژوهشگر |
|
1 |
14 |
4 |
10 |
پاوه |
|
2 |
4 |
3 |
1 |
کایرس |
|
3 |
7 |
3 |
4 |
وینتر نیز |
|
4 |
2 |
1 |
1 |
استایر |
|
5 |
2 |
2 |
0 |
بومن |
|
6 |
1 |
1 |
0 |
مایر |
|
7 |
10 |
1 |
9 |
نوکیولی |
|
8 |
5 |
2 |
3 |
گرود |
|
9 |
3 |
2 |
1 |
گرود |
|
جمع |
48 |
19 |
29 |
|
پرسش1 : دادههای جدول را چگونه تفسیر میکنید؟ آیا این دادهها فرضی هی گرود را ثابت میکنند؟
الکاپتون از کجا میآید ؟
بررسیهای گرود نشان داد، آلکاپتونوریا یک بیماری ارثی است. اما چرا در ادرار مبتلایان مقدار زیادی آلکاپتون وجود دارد؟ در آن زمان، شیمیدانهایی که دربار هی واک نشهای زیست شیمیایی مطالعه میکردند، میدانستند که آنزیمها باعث سرعت این واکنشها میشوند و در نبود آنزیم، این واکنشها انجام نمیشوند. آنان نشان داده بودند که واکنشهایی زیست شیمیایی زنجیره و ا ر انجام میشوند؛ به طوری که ماد هی آغازین ، نخست به چند ماد هی میانی و سپس به فراورده تبدیل میشود. هر کدام از مرحل ههای یک زنجیر هی زیست شیمیایی را یک آنزیم پیش میبرد و اگر یکی از آنزیمها وجود نداشته باشند، ماد هی میانی، که آن آنزیم روی آن کار میکند، انباشته میشود و در صورتی که در آب محلول باشد، با ادرار به بیرون راه مییابد .
فرضیه سازی
ساختمان شیمیایی اسید هموجنتیسیک شباهت زیادی به ساختمان شیمیایی اسید آمین هی تیروزین دارد. (شکل زیر ). از این رو به نظر میرسد، اسید هموجنتیسیک از این اسید آمینه به دست میآید . افراد دچار شده به آلکاپتونوریا ، آنزیمی را که ماد هی میانی آلکاپتون را به مادهی میانی دیگری تبدیل میکند ، ندارند.
فرضیه: اگر این بیماری پیامد کمبود آنزیمی باشد که روی اسید هموجنتیسیک اثر میگذارد، پس میزان فعالیت این آنزیم باید در بیماران پایین باشد.
بررسی فرضیه
شکل زیر فعالیت آنزیم را در سه گروه افراد عادی، والدین بیماران و افراد بیمار نشان میدهد.
پرسش2 : با توجه به شکل، آیا فرضیه ثابت میشود؟ ادرار والدین بیماران ، پس از قرار گرفتن در معرض هوا به رنگ تیره در نمیآید. با وجود این، فعالیت آنزیم در آنان از افراد عادی کمتر است. این حقیقت را چگونه توجیه میکنید؟ اگر به هر سه گروه مقداری اسید هموجنتیسیک بخورانیم، انتظار دارید ترکیب ادرار آنان چه تغییری پیدا کند؟
50 سال طول کشید تا با نمونهبرداری از کبد مشخص شد، فعالیت آنزیمهای درگیر در تجزی هی اسیدآمینههای فنیل آلانین و تیروزین در افراد سالم و بیمار، به جز آنزیم هموجنتیسیک اسید اکسیداز، یکسان است (شکل زیر ). این آنزیم هموجنتیسیک را به مالیل استواستیک تبدیل میکند و کمبود فعالیت آن، باعث انباشته شدن این اسید در سلولها و سرانجام ترشح آن به ادرار میشود.
پرسش 3 : کودک دو سالهای به بیمارستان آورده شده است. مادرش میگوید، او زیاد استفراغ میکند ( به ویژه پس از شیر خوردن ). وزن کودک و میزان تحرکش زیر اندازهی عادی است. موهایش تیرهاند، اما رگههای سفیدی دارند. نتیج هی بررسی ادرار کودک به صورت زیر است.
|
غلظت برحسب میلی مول | ||
|
ماده |
ادرار بیمار |
ادرار عادی |
|
فنیل آلانین فنیل پیرووات فنیل استات |
0/7 8/4 3/10 |
01/0 0 0 |
الف) با توجه به شکل زیر ، این کودک دچار کمبود چه آنزیمی است؟
ب) برای درمان کودک، چه پیشنهادی دارید.
ج) چرا موهای کودک، رگههای سفید دارند؟
پژوهشهای فراکلاسی
1. همان طور که گفته شد، اسید هموجنتیسیک در برخورد با هوا به مادهای سیاه رنگ تبدیل میشود که ساختمان آن شبیه ملانین (رنگیز هی پوست) است. پژوهش کنید، بین سوخت و ساز ملانین و اسیدهموجنتیسیک چه ارتباطی وجود دارد؟
2. آلبینیسم یکی دیگر از نارسایی مادر زادی در سوخت و ساز است. این نارسایی که به کاهش تولید ملانین و در نتیجه سفید شدن مو میانجامد، به علت کمبود فعالیت یکی از آنزیمهای دخیل در تولید ملانین به وجود میآید. دربار هی این نارسایی اطلاعات بیشتری گردآوری کنید.
3. فنیل کتونوریا ( PKA ) نوعی نارسایی مادرزادی در سوخت و ساز است که بر خلاف دو نارسایی دیگر که گفته شد، میتواند با پیامدهای خطرناکی مانند کند ذهنی همراه باشد. دربار هی این نارسایی و چگونگی کا ستن از پیامدهای آن پژوهش کنید.

انسان از دوستش و یا با كسى كه مدتى مانوس بود، خداحافظى مىكند. آنكه اصلا نمىداند چه وقت ماه مبارك رمضان آمد و چه وقتسپرى شد، چرا آمد و چرا سپرى شد، او وداعى ندارد.
ماه مبارك رمضان یك حقیقت و باطنى دارد كه این حقیقت در قیامت ظهور مىكند ماه مبارك رمضان را امام سجاد(ع) عید اولیاء الله مىداند در صحیفه سجادیه دعایى است به نام دعاى وداع ماه مبارك رمضان.
این وداع براى كسى است كه با ماه مبارك رمضان مانوس بوده و ماه مبارك رمضان دوست او مىباشد والا آنكه با این ماه نبوده وداعى ندارد. انسان از دوستش و یا با كسى كه مدتى مانوس بود، خداحافظى مىكند. آنكه اصلا نمىداند چه وقت ماه مبارك رمضان آمد و چه وقتسپرى شد، چرا آمد و چرا سپرى شد، او وداعى ندارد. اما امام سجاد(ع) آخر ماه مبارك رمضان كه شد، در حد یك ضجه این دعا را مىخواند. در مقدمه این دعا، حضرت سجاد(ع) كلیات نعمتهاى الهى را مىشمارد و اینكه بخششهاى خداى سبحان ابتدایى است، نه از روى استحقاق.
رمضان بهترین بخشش خداوند
بعد از آن مقدمه مىفرماید: یكى از بهترین بخششهاى خداوند سبحان، ماه مبارك رمضان و روزه در این ماه است: "و انت جعلت من صفایا تلك الوظائف و خصائص تلك الفروض شهر رمضان... و قد اقام فینا هذا الشهر مقام حمد و صحبنا صحبة مبرور". (1)
خدایا، نعمتهاى فراوانى به ما دادى؛ یكى از آن برجستهترین نعمتها ماه مبارك رمضان است و یكى از بهترین فضیلتها روزه این ماه است كه نصیب ما كردى. و هیچ زمانى به عظمت زمان ماه مبارك رمضان نیست، گذشته از آنكه شب قدر را در آن قرار دادى، این ماه را ظرف نزول قرآن كریم قرار دادى كه این فیض در این ماه نازل شده است، اگر كسى با قرآن باشد همراه قرآن بالا مىرود، و این را بر ملت مسلمان منت نهادى، زیرا دیگر ملل در ماه مبارك رمضان روزه نمىگرفتند و این نعمت را مخصوص مسلمین كردى. و این ماه مبارك در بین ما اقامت داشت و جاى حمد و ثنا بود؛ زیرا به همراه خودش رحمت آورد و رفیق بسیار خوبى براى ما بود. ما در صحبتبا او به فضایل و نعمتهایى رسیدیم. دوستى بود كه به همراهش رحمت و مغفرت و بركت آورد. اینكه رسول خدا - علیه آلاف التحیة و الثناء - در خطبه شعبانیه فرمود: "قد اقبل الیكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة"؛ این ماه، بركت و رحمت و مغفرت آورد؛ كسى كه رفیق این ماه بود، بركت و رحمت و مغفرت این ماه را هم دریافت مىكند
اعمال عيد فطر
____از جمله ليالى شريفه شب عيد فطر مي باشد و درفضيلت و ثواب عبادت و احياى آن احاديث بسيار وارد شده و روايت شده است كه آن شب كمتراز شب قدر نيست . براي درک اين شب عزيز انجام اعمالي از ائمه عليهم السلام به ما سفارش شده است :
1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود.
2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست ازحق تعالى و بيتوته در مسجد احيا گردد.
3- بعد از نماز مغرب و عشا ، نماز صبح و نمازعيد فطرذكر؛" الله اكبر الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا " گفته شود.
4- بعد ازنماز مغرب و نافله آن ، دستها را بسوى آسمان بلند کرده و بگويد:" يا ذاالمن و الطول يا ذاالجود يا مصطفي محمد و ناصره صل على محمد وآل محمد و اغفرلي كل ذنب احصيته وهو عندك في كتاب مبين." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگويد: " اتوب الى الله " پس هرحاجت كه دارد از حق تعالى بخواهد كه ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد. در روايتي از شيخ آمده كه: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگويد" يا ذاالحول يا ذاالطول يا مصطفيا محمدا و ناصره صل على محمد وآل محمد واغفرلي كل ذنب اذنبته و نسيته انا و هو عندك في كتاب مبين." سپس صد مرتبه " اتوب الى الله " بگو.
5- زيارت امام حسين عليه السلام كه فضيلت بسيار دارد.
6- ده مرتبه ذكر" يا دائم الفضل علي البرية يا باسط اليدين بالعطية يا صاحب المواهب السنية صل علي محمد وآله خيرالوري سجية واغفرلنا يا ذاالعلي في هذه العشية." كه ازاعمال شب جمعه است، گفته شود.
7- ده ركعت نماز كه در شب آخرماه رمضان اقامه مي شود که به صورت پنج نمازدو ركعتي ، درهر ركعت بعد از حمد، سوره توحيد ده بارخوانده شود. و در ركوع وسجود ده مرتبه ذكر" سبحان الله والحمدلله ولا اله الاالله والله اكبر" گفته شود. پس از نمازهزارمرتبه استغفار کند وبعد ازآن سربه سجده گذارد وبگويد:" يا حي يا قيوم يا ذاالجلال و الاكرام يا رحمان الدنيا والاخرة و رحيمهما يا ارحم الراحمين يا اله الاولين والآخرين اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صيامنا و قيامنا."
8- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو ركعت نماز بجا آورد، در ركعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحيد و درركعت دوم بعد از حمد، يك مرتبه توحيد بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذكر" اتوب الى الله " گفته شود. پس ازآن بگويد: " يا ذاالمن والجود يا ذاالمن والطول يا مصطفي محمد صلى الله عليه وآله صل على محمد وآله و افعل بي كذا و كذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد و روايت است كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام اين دو ركعت را به اين كيفيت بجا مىآورد پس سراز سجده برمىداشت و مىفرمود به حق آن خداوندى كه جانم به دست قدرت او است هركه اين نماز رابخواند، هر حاجتي از خدا بطلبد البته عطا كند و اگر به عدد ريگهاى بيابان گناه داشته باشد خدا بيامرزد. و در روايت ديگر به جاى هزارمرتبه توحيد صد مرتبه وارد شده است. شيخ و سيد بعد از نماز اين دعا را نقل كردهاند: " ياالله ياالله ياالله يا رحمان ياالله يا رحيم ياالله يا ملك ياالله يا قدوس ياالله يا سلام ياالله يا مؤمن ياالله يا مهيمن ياالله ياعزيز ياالله يا جبار ياالله يا متكبر ياالله يا خالق ياالله يا بارئ ياالله يا مصور ياالله ياعالم ياالله يا عظيم ياالله يا عليم ياالله يا كريم ياالله يا حليم ياالله يا حكيم ياالله يا سميع ياالله يا بصير ياالله يا قريب ياالله يا مجيب ياالله يا جواد ياالله يا ماجد ياالله يا ملي ياالله يا وفي ياالله يا مولى ياالله يا قاضي ياالله يا سريع ياالله يا شديد ياالله يا رئوف ياالله يا رقيب ياالله يا مجيد ياالله يا حفيظ ياالله يا محيط ياالله يا سيدالسادات ياالله يا اول ياالله يا آخر ياالله يا ظاهر ياالله يا باطن ياالله يا فاخر ياالله يا قاهر يا الله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا ودود ياالله يا نور ياالله يا رافع ياالله يا مانع ياالله يا دافع ياالله يا فاتح ياالله يا نفاح [نفاع] ياالله يا جليل ياالله يا جميل ياالله يا شهيد ياالله يا شاهد ياالله يا مغيث ياالله يا حبيب ياالله يا فاطر ياالله يا مطهر ياالله يا ملك ياالله يا مقتدر ياالله يا قابض ياالله يا باسط ياالله يا محيي ياالله يا مميت ياالله يا باعث ياالله يا وارث ياالله يا معطي ياالله يا مفضل ياالله يا منعم ياالله يا حق ياالله يا مبين ياالله يا طيب ياالله يا محسن ياالله يا مجمل ياالله يا مبدئ ياالله يا معيد ياالله يا بارئ ياالله يا بديع ياالله يا هادي ياالله يا كافي ياالله يا شافي ياالله يا علي ياالله ياعظيم ياالله يا حنان ياالله يا منان ياالله يا ذاالطول ياالله يا متعالي ياالله يا عدل ياالله يا ذاالمعارج ياالله يا صادق ياالله يا صدوق ياالله يا ديان ياالله يا باقي ياالله يا واقي ياالله يا ذاالجلال ياالله يا ذاالاكرام ياالله يا محمود ياالله يا معبود ياالله يا صانع ياالله يا معين ياالله يا مكون ياالله يا فعال ياالله يا لطيف ياالله يا غفور ياالله يا شكور ياالله يا نور ياالله يا قدير ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله اسالك ان تصلي على محمد و آل محمد و تمن علي برضاك و تعفوعني بحلمك و توسع علي من رزقك الحلال الطيب من حيث احتسب و من حيث لا احتسب فاني عبدك ليس لي احد سواك ولا احد اساله غيرك يا ارحم الراحمين ما شاء الله لا قوة الا بالله العلي العظيم. پس به سجده مىروى و مىگويى: ياالله ياالله ياالله يا رب يا رب يا رب يا منزل البركات بك تنزل كل حاجة اسالك بكل اسم في مخزون الغيب عندك والاسماء المشهورات عندك المكتوبة على سرادق عرشك ان تصلي على محمد وآل محمد وان تقبل مني شهررمضان و تكتبني من الوافدين الى بيتك الحرام و تصفح لي عن الذنوب العظام و تستخرج لي يا رب كنوزك يا رحمان.
9- چهارده ركعت نمازاقامه كند.بعدازهردو ركعت سلام دهد ودرهر ركعت بعد ازحمد، يكبارآيةالكرسي و سه مرتبه توحيد خوانده شود. براى هرركعت، ثواب عبادت چهل سال وعبادت هركه درآن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء مي شود.
10- شيخ درمصباح فرموده كه درآخرشب غسل كن وبر سجاده خود تا طلوع فجربنشين وعبادت کن. اعمال روزعيد
1- بعد ازنمازصبح ونمازعيد آن تكبيراتى را كه درشب عيد ذكر شد، گفته شود.
2-پرداخت زكات فطره پيش ازنمازعيد.
4- انجام غسل روزعيداست.که زمان آن بعدازطلوع فجر تا زمان به جا آوردن نمازعيد است. در هنگام غسل بگو: " اللهم ايمانا بك وتصديقا بكتابك واتباع سنة نبيك محمد صلى الله عليه وآله." و پس ازغسل بگو:" اللهم اجعله كفارة لذنوبي وطهر ديني اللهم اذهب عني الدنس."
5- براي اقامه نمازعيد لباس نيكو پوشيده وازعطراستفاده نماييد.
6- پيش از نماز عيد، دراول روزافطار كنى. و بهتر آن است كه به خرما يا به شيرينى باشد. و شيخ مفيد فرموده مستحب است خوردن مقداركمى ازتربت سيدالشهداء عليه السلام كه براى هر دردى شفا است.
7- قبل ازخروج ازمنزل براي نمازعيد، دعايي را که ازامام باقرعليه السلام روايت شده را بخواني: " اللهم من تهيا في هذااليوم اوتعبا اواعد واستعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده ونوافله وفواضله وعطاياه فان اليك يا سيدي تهيئتي و تعبئتي واعدادي واستعدادي رجاء رفدك وجوائزك ونوافلك و فواضلك و فضائلك وعطاياك و قد غدوت الى عيد من اعياد امة نبيك محمد صلوات الله عليه وعلى آله ولم افد اليك اليوم بعمل صالح اثق به قدمته ولا توجهت بمخلوق املته ولكن اتيتك خاضعا مقرا بذنوبي واسائتي الى نفسي فيا عظيم يا عظيم يا عظيم اغفرلي العظيم من ذنوبي فانه لا يغفرالذنوب العظام الا انت يا لا اله الا انت يا ارحم الراحمين."
8- اقامه نمازعيد. 9- زيارت امام حسين عليه السلام. 10- دعاى ندبه خوانده شود. سيد بن طاوس فرموده كه چون ازدعا فارغ شود به سجده رود و بگويد:" اعوذ بك من نار حرها لا يطفى و جديدها لا يبلى وعطشانها لا يروى" پس گونه راست را برخاک بگذارد و بگويد:" الهي لا تقلب وجهي في النار بعد سجودي وتعفيري لك بغيرمن مني عليك بل لك المن علي" سپس گونه چپ را برخاک بگذارد و بگويد: " ارحم من اساء واقترف واستكان واعترف" پس به حال سجده شود وبگويد:" ان كنت بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك يا كريم " پس از آن صد بار بگويد: العفو العفو.
_________________
التماس دعا











تخمه آفتابگردان بخورید ، بهتر ببینید 


